بسم
الله الرحمن
الرحيم
|
|
|
|
|
اهـــــــــــــــــــــواز
منظرهٔ پل سفید، قدیمیترین پل دایر روی رود کارون در اهواز، زمستان ۸۴ اَهواز مرکز استان خوزستان و ششمين شهر بزرگ ایران از نظر جمعیت است. شهر اهواز از نظر جغرافیایی در ۲۱ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۴۰ دقیقه طول شرقی قرار گرفتهاست و در بخش جلگهای به ارتفاع ۱۸ متر از سطح دریا واقع میباشد. مساحت شهر اهواز ۲۰۴۷۷ هکتار است که فقط ۶۹۲۳ هکتار آن در بافت شهری قرار گرفتهاست طبق آمار رسمی دولت ایران در سال ۱۳۷۵ خورشیدی جمعیت شهر اهواز ۸۵۴۹۱۶ نفر است. رودخانهٔ کارون، بلندترین و پرآبترین رود ایران اهواز را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرده. اهواز یکی از مهمترین مراکز صنعتی ایران است و همین امر سبب شده که مهاجران بسیاری را در خود بپذیرد. شهرهای اطراف اهواز عبارتاند از: شهرهای تاریخی شوشتر و شوش در سمت شمال، رامهرمز در شرق، ماهشهر، شادگان و خرمشهر در جنوب و دشت آزادگان در سمت غرب. تاریخ اهواز در زمان عیلامیها در حدود شهر کنونی اهواز شهری بنام اوکسین قرار داشتهاست اوکسین احتمالاً تلفظ یونانی اوز یا هوز است مراد از آن همان خوزستان است. در زمان هخامنشیان هووج یا خوجستان یا همان هوجستان خوانده میشود و داریوش کبیر در کتیبه بیستون خوزستان را به همین نام هووج نام بردهاست. خوز به معنی نیشکر و خوزستان به زبان ایلامی شکرستان است. در زمان اردوان چهارم از سلسله اشکانی اهواز مدتی پایتخت بودهاست. در جنگ اردشیر بابکان و اردوان پنجم که در رامهرمز صورت گرفت و اردشیر بر اردوان غلبه کرد اهواز صدمات بسیاری دید. اردشیر بابکان موسس دودمان ساسانیان در محل قدیمی شهر اهواز دو شهر بنا نهاد که در یکی از آنها بازاریان سکونت داشتند و در دیگری بزرگان و اشراف. در زمان ساسانیان بویژه در زمان اردشیر بابکان و پسرش شاپور اول بر روی کارون در حدود اهواز سدهای زیادی ساخته شد از جمله سد اهواز یا بند اهواز که به سد خداآفرید هم معروف بود و توسط اردشیر بابکان ساخته شد. کانالهای آبیاری و نهرهای مختلف که از سد مذکور منشعب شده بود باعث آبیاری کشتزارها و نخلستانها و در نهایت سرسبزی و خرمی اهواز شده بود مثل نهر شاهجرد که در بالای سد اهواز از کارون جدا میشد و از داخل بخش قدیمی شهر عبور میکرد و آن را به دو بخش تقسیم میکرد: بخشی که بین نهر شاهجرد و رود مسرقان (گرگر) بود که اصل شهر اهواز و در واقع هسته اولیه و بافت قدیمی شهر و در حدود کوهپایه واقع شده بود. حدود محله کارون کنونی اهواز و منبع آب و بازار و مسجد جامع شهر آنجا بود لذا آن را مدینه یا شهر میگفتند و در قسمت شرق نهر شاهجرد بود و قسمت دیگر به نام الجزیره یا جزیره که بین شاهجرد و کارون اصلی واقع شده بود نامیده میشد و در واقع بخش غربی اهواز قدیم بود (حدود بخش مرکزی و کنونی شهر مثل باغ شیخ و نادری و ۳۰ متری و باغ معین و خیابان۲۴ متری) آثار نهر شاهجرد هم اکنون در محله اهواز قدیم کنونی بین خزعلیه (خرم کوشک) و اهواز وجود دارد . دوران اسلامی در وقایع اسلامی اهواز بدست ابوموسی اشعری والی بصره به فرمان عمر بن الخطاب در سال ۱۷ هجری قمری فتح شد. در اثر این حمله بخش اشرافینشین شهر که به هرمز اردشیر موسوم بود به کلی ویران شد ولی بخش بازاری آن باقی ماند و این بخش همان اوز یا هوز است که در قرن اول هجری به نام اولیه اهواز خوانده میشد. در زمان بوییان اهواز به تصرف آنان درآمد و تحت حکومت آل بویه قرار گرفت. در سده ۴ هجری عضدالدوله دیلمی (فنا خسرو) اقدام به مرمت و آبادانی اهواز کرد و شبکههای آبیاری را مرمت کرد و پل معروف هنوان اهواز را از نو ساخت. اهواز در این دوره به حدی آباد و حاصلخیز شد که مقدسی آن را انباره بصره گفتهاست محله شرقی اهواز در این دوره بنا و با پلی جزیرهای که در میان کارون به نام دجیل قرار داشت به محله ناصری بعدی وصل شد. یاقوت حموی و حمزه اصفهانی و مقدسی گویند: «اهواز قدیم به وسیله نهر شاهجرد به دو محله بزرگ تقسیم شده بود محله غربی که بین رودخانه و نهر شاهجرد واقع و جزیره خوانده میشد و محله شرقی که در پای کوه و بازار و مسجد جامع در آن بنا شده بودند و به اصطلاح شهر یا مدینه خوانده میشد. شهر شاهجرد در بالای سد اهواز از کارون جدا و روی بهطرف شکاره کنونی میرفت. لفظ اوباره که اکنون محلی است در اهواز در جنوب خیابان ۳۰ متری به معنی آب باره و محل عبور آب است که یادآور همان نهرهای شاهجرد و غیرهاست .» ابن منشاد مینویسد: «اهواز شهر بزرگی است، مردمش زرتشتی و مسلمان و انبار کالاها و فرآوردههای خوزستان شکر، بافتههای پشمی، جامههای دیبا، پارچههای کنفی و دیگر محصولات را از همه شهرهای ایران به اهواز میآورند و از این شهر و به وسیله کشتی از راه خلیج فارس به هندوستان و چین و از راه بصره و عراق و اصفهان به سایر کشورهای جهان حمل میکنند. بازرگانان و سوداگران و بیگانگان در این شهر سود بسیار میبرند. نام اهواز با کالاهای شکر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگی موصوف بود و به همین جهت عربها این شهر را «سوقالاهواز» نامیدهاند.» از قرن ششم هجری قمری به بعد به علت خراب شدن سد شادروان و همچنین جنگلها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماریهای وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن که در سال هزار و سیصد هجری قمری همزمان با حفر کانال سوئز و توجه اروپائیان رونق تازهای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش کشتیرانی بر روی رود کارون استفاده کرد و توسط والی خوزستان در کنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث کرد. در پی احداث این بندر نام اهواز به «ناصریه» تبدیل شد ولی در دوره پهلوی به نام قدیمی «اهواز» خوانده شد. کشتیرانی در خوزستان از طریق رود کارون صورت میگرفته و ناچاراً دو بخش بودهاست. در شاخه کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و در شاخه جنوبی از اهواز تا خلیج فارس کشتیرانی میشده. و به این دلیل بودهاست که در مسیر کارون در محل کنونی اهواز صخرهای بزرگ است که عبور کشتی از آن ناممکن است و کشتیهایی که از شوشتر میآمدهاند در محل اهواز بارها را به کشتی دیگری در سمت دیگر صخره منتقل میکردهاند. این کار باعث بوجود آمدن انبارها و کاروانسراهای بسیاری در اهواز شد و یکی از دلایل رونق تجارت در اهواز هم همین امر بودهاست. در شوشتر اسنادی به دست آمده که حاکی از تجارت دریایی با دورترین بنادر دنیا است و این امر جز با وجود بندری در کنار صخرهٔ پیش گفته برای تخلیه و بارگیری مجدد میسر نمیشدهاست. به نوشتهٔ کسروی اهواز نوین پس از اعطای اجازه ناصرالدین شاه به خارجیان برای کشتیرانی در قسمت جنوبی کارون رونق دوباره یافت زیرا وجود رشته سنگی در محل کنونی پل هفتم مانع از ادامه مسیر کشتیها به قسمتهای بالا دست کارون میشد وکشتیها ناچار بودند بار خود را در این سوی صخره تخلیه کنند وسپس به کشتیهایی که در آن سوی صخره بود منتقل کنند. کم کم ساختمانها و تأسیساتی در این قسمت بوجود آمد و رونق آن هر روز بیشتر میشد. قسمت شرقی شهر ابتدا شکل گرفت و محلهٔ عامری و خیابان ۲۴ متری تقریباً اولین قسمتهای اهواز جدید بودند. درگیریهای مختلف دوران مشروطیت و وضع اسف بار ایجاد شده در دوران قاجاریه در شوشتر و شیوع طاعون مهلک در آخرین سالهای قرن ۱۳ شمسی، همچنین برچیده شدن کشتیرانی در کارون شمالی از یک سو و رونق اقتصادی اهواز از سوی دیگر باعث شد تا مرکزیت خوزستان در آغاز حکومت پهلوی از شوشتر به اهواز منتقل شود. برخی از نشیمن داشتن سه قبیله عرب بنی حنظل و بکر ابن وائل و بنی العم قبل از فتح عربی - اسلامی در منطقه اهواز خبر میدهند که بمرور زمان در دیگر قبایل قدرتمندترعرب ذوب شدند. ایشان در این باره به کتاب تاریخ پانصد ساله اثر احمد کسروی ارجاع میدهند. اهواز امروز اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پر آب کارون واقع شدهاست. در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پر جمعیتی مانند کمپلو، گلستان، کیانپارس، خشایار و... قرار دارد امانیه و فلکه ساعت هستهٔ مرکزی قسمت غربی را تشکیل میدهند. قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده. خیابانهای نادری (سلمان فارسی) و امام (پهلوی سابق) و ۳۰ متری (شریعتی) و ۲۴ متری (آزادگان) مرکز قسمت شرقی شهر هستند. تیمهای فوتبال فولاد خوزستان و استقلال اهواز از جمله تیمهای مطرح در صحنهٔ فوتبال معاصر هستند. اهواز علاوه بر مراکز صنعتی و نقش تجاری آن در منطقه، به خاطر وجود چند دانشگاه در آن شهرت دارد.
مهمترین جاذبههای گردشگری شهر اهواز پلهای اهواز هستند. هم اکنون ۶ پل بر روی کارون در اهواز وجود دارد که از این میان پل سفید (پل بروکلین) و پل هفتم به دلیل سبک خاص مهندسی و طراحی چشم انداز زیبایی به شهر داده اند. هفتمین پل اهواز بانام پل ششم یا پل فولاد تا پایان سال ۸۵ به بهره برداری خواهد رسید. همچنین در حال حاضر عملیات ساخت پل جدیدی به روی رودخانهی کارون در شهر اهواز در حال اجراست. این پل که بزرگترین پل کابلی ایران خواهد بود از جایی در نزدیکی ورزشگاه تختی اهواز شروع شده و تا مرکز شرقی اهواز ادامه مییابد. |
||
|
|
|
|
|
اینم خواننده جدید اهوازی دوست خوبم آقا محمود نمیشه گفت خواننده جدید آخه خیلی وقته کار میکنه ولی تازه آهنگاشو برای ما اورده منم یکی از آهنگاشو فعلا براتون میزارم گوش کنید و نظر بدید اسم این آهنگ مسافره قشنگه حتما دانلودش کنید
برای دانلود اینجا کلیک کنید حجم:۲.۶ مگابایت پسورد:www.sun30ty.blogfa.com |
||
|
|
|
|
|
تنهائی يعنی چی؟ 1. تنهايي يعني اينكه توي جمع باشي ولي احساس تنهايي كني. 2. تنهايي يعني اينكه معشوقت جلوي چشمت با كسي ديگه بره كوه و خوش بگزرونه. 3. تنهايي يعني اينكه احساس كني آسمون چشمش رو به روي تو بسته. 4. تنهايي يعني اينكه احساس كني يه ستاره هم تو آسمون نداري. 5. تنهايي يعني اينكه در هنگام خنديدن گريت بگيره. 6. تنهايي يعني اينكه توي كنكور قبول بشي ولي هيچ كس به تو تبريك نگه. 7. تنهايي يعني اينكه پاي تو رو گچ بگيرن هيچ كس نياد عيادتت. 8. تنهايي يعني اينكه هر جا از آيندت حرف بزني مسخرت كنند. 9. تنهايي يعني اينكه هر وقت طبع شعرت گل كرد بهت بگن ديوونه شدي. 10. تنهايي يعني اينكه به معشوقت بگي دوستت دارم:بهت بگه جك نگو. 11. تنهايي يعني اينكه توي انتخابات كانديداي مورد علاقت آخر بشه. 12. تنهايي يعني اينكه شعراتو نشون هر كه بدي بهت بگه اينا مال خودت نيست. 13. تنهايي يعني اينكه به بابات بگي ميخوام ازداج كنم اون بگه هنوز دهنت بوي شير ميده. 14. تنهايي يعني اينكه اهل هيچ خلافي نباشي ولي چون لاغري فكر كنن معتادي. 15. تنهايي يعني اينكه احساس كني طرز فكر همه با تو فرق داره. 16. تنهايي يعني اينكه فكر كني خونه هر كه ميري مزاحمي. 17. تنهايي يعني اينكه يه نفر رو از ته دل دوست داشته باشي و نتوني بهش بگي. 18. تنهايي يعني اينكه كارت عروسي اوني كه دوستش داري رو برات بيارن. 19. تنهايي يعني اينكه مامانت جلوي همه بهت بگه خيلي بچه اي. 20. تنهايي يعني اينكه عاشق بشي ولي خيال كني دل درد داري. 21. تنهايي يعني اينكه به يه نفر بگي ديوونتم اون تو رو ببره تيمارستان. 22. تنهايي يعني اينكه بچه هاي يكي دو ساله تا ديدنت بزنن زير گريه. 23. تنهايي يعني اينكه زنگ بزني خونه خاله بگي سلام بگه ببخشيد شما؟ 24. تنهايي يعني اينكه ندوني از چه رنگي خوشت مياد. 25. تنهايي يعني اينكه فكر كني لباست مد روز ولي توي كل كشور يه نفر هم نپوشيده باشن. 26. تنهايي يعني اينكه به سوپري بگي پنير بده بگه كره تموم شده. 27. تنهايي يعني اينكه به يه نفر بگي دوستت دارم بگه ها آ. 28. تنهايي يعني اينكه توي عزاداري همه گريه كنن و تو هر چي زور بزني گريت نگيره. 29. تنهايي يعني اينكه از معشوقت بپرسي عشق يعني چي بگه عشق يعني كشك. 30. تنهايي يعني اينكه فكر كني در حصاري بزرگ بنام دنيا اسير شدي. 31. تنهايي يعني اينكه توي جشن همه با نامزدشون برقصند و كسي نباشه با تو برقصه. 32. تنهايي يعني اينكه به مامانت بگي تنهام بگه فيلت ياد هندستون كرده. 33. تنهايي يعني اينكه همه رازهاتو به داداشت بگي و اون همه رو بزاره كف دست مامانو بابا. 34. تنهايي يعني اينكه يه خواهر نداشته باشي باهاش درد دل كني. 35. تنهايي يعني اينكه تا از درد دل حرف ميزني بگن چه دسته گلي به آب دادي؟ 36. تنهايي يعني اينكه تا از عشق حرف بزني بگن هوا و حوس زده به سرش. 37. تنهايي يعني اينكه تا با يه دختر حرف زدي خيال كنن همه جور رابطه اي باهاش داري. 38. تنهايي يعني اينكه پول داشته باشي ولي بهت اجازه ندن ماشين بخري . 39. تنهايي يعني اينكه هر چي زور بزني هيچ شبي خواب هيچكي رو نبيني. 40. تنهايي يعني اينكه هر وقت منتظر تلفني هيچكي زنگ نزنه و هر وقت منتظر نبودي مزاحم زنگ بزنه. 41. تنهايي يعني اينكه هر وقت خواب معشوقت رو ديدي توي خواب تو رو بكشه. 42. تنهايي يعني اينكه توي خواستگاريت عروس بگه شما جاي برادر من هستيد. 43. تنهايي يعني اينكه هنرمند باشي ولي همه جا جلوي تو بگن هنرمندا فاسدن هنرمندا...... 44. تنهايي يعني اينكه تو رو توي مهموني دعوت كنند ولي وقتي ميري ببيني همه غذا خوردن و خوابيدن. 45. تنهايي يعني اينكه سوار تاكسي بشي و هنگام پياده شدن يادت بياد كيف پولت رو نياوردي. 46. تنهايي يعني اينكه توي دعوا بري ميانجي گري ولي دو طرف دعوا محكم بزننت. 47. تنهايي يعني اينكه شب عروسيت آرايشگر موهات رو از ته بزنه. 48. تنهايي يعني اينكه توي امتحان يه نفر از دستت تقلب كنه ولي مراقب برگه تو رو پاره كنه. 49. تنهايي يعني اينكه دست به هر كاري بزني خراب بشه. 50. تنهايي يعني اينكه خيلي تنهاييييييييييييييييييييي ييييييييييييييييييي
|
||
Designer: MNC Copyright: SUN30TY © 2007-1385