بسم
الله الرحمن
الرحيم
|
|
|
|
|
تعریف اعتیاد اعتیاد حالتی است که ناشی از استعمال مداوم بعضی از داروها (موسوم به مواد مخدر) میباشد، بهطوری که قطع استفاده از این مواد باعث بروز اختلال در عملکرد بدن انسان میشود. این وابستگی از طرفی باعث تسکین و آرامش موقت و گاهی تحریک و نشاط گذرا برای فرد میگردد و از طرف دیگر بعد از اتمام این اثرات سبب جستجوی فرد برای یافتن مجدد ماده و وابستگی مداوم به آن میشود. در این حالت فرد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روانی به ماده مخدر وابستگی پیدا میکند و مجبور است به تدریج مقدار ماده مصرفی را افزایش دهد.اعتیاد را میتوان به دو گروه مجاز و غیرمجاز تقسیمبندی نمود: اعتیاد مجاز برای دیدن بقیه مقاله به ادامه مطلب مراجعه کنید. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
روزه فوايد جسمي و روحي فراوان دارد، شفابخش جسم و توان بخش جان است، پاک کننده آدمي از رذايل حيواني است، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسيار موثر بوده و در تذهيب و تزکيه نفس و رهاندن انسان از روزمره پگي و واماندگي در نياز هاي تن تأثير بسزايي دارد. روزه يکي از احکام انسان ساز اسلام است، که آگاهي از همه فوايد و پي بردن به فلسفه کامل آن همچون ساير احکام الهي براي انسان عادي ممکن نيست، دانش محدود بشر نميتواند راهگشاي همه اسرار نهفته باشد و انديشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شايد روزي دانش انسان به حدي از کمال برسد که دريچه تازياي بر روي بشر بگشايد و حکمتها و دستورات اسلام را باز شناسد..... . بنابراين ندانستن فلسفه احکام الهي نبايد ما را از انجام آن باز دارد و موجب نا فرماني و عصيان شود، چرا که اين اطاعت کورکورانه نيست، بلکه بر علم و يقين تکيه دارد زيرا مسلمانان ميدانند که خداي جهان بر همه چيز دانا و از همه چيز آگاه است و نقص و نيازي در ذات متعال او نيست که از اعمال سودي بخواهد يا از زياني بهراسد، خداي مهربان خير محاست و براي بندگان خود جز خير و سعادت نميخواهد، پس اگر به چيزي فرمان ميدهد خير و سعادت ما در آن است و کمال و تعالي ما بدان بستگي دارد و هر چيزي را نهي ميفرمايد براي ما زيان بخش است و بر مصالح مادي و معنوي ما لطمه ميزند. فوايد طبي و بهداشتي روزه که از سودمنديهاي کوچک اين فريضه انسان ساز است بحدي است که شايد نياز به توضيح و تکرار نداشته باشد و بيشتر مردم کم و بيش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه اي از اين فوايد انسان ساز اشاره ميکنيم: معده و دستگاه گوارش از اندام پرکار بدن آدمي است، با سه وعده غذا که معمول مردم است؛ تقريباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحليل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث ميشود از يکسو اين اعضا استراحت کنند و از فرسودگي مصون بمانند و نيروي تازه اي بگيرند و از سوي ديگر ذخاير چربي که زيانهاي مهلکي دارند تحليل رفته و کاسته شوند. در روايات اسلامي حتي به فوايد جسمي روزه نيز تصريح شده تا برخي از سست عنصران، اگر نه با ايمان کامل لااقل با توجه به فوايد بهداشتي روزه اين فريضه ثمر بخش را بجاي آورند و از سودمنديهاي گوناگون آن در حد خود بهره ور شوند. پيامبر گرامي اسلام (ص) در همين رابطه فرموده اند: «صوموا تصحوا» روزه بگيريد تا سالم بمانيد. و نيز در روايات بسياري پيشوايان گرامي اسلام فرموده اند: « معده آدمي خانه بيماريهاي اوست و پرهيز از غذا درمان آن است» بديهي است آنگاه فوايد بهداشتي روزه بهتر به دست ميآید که روزه دار امساک روز را با زياده روي در شب تلافي نکند، که پر خوري خود موجب زيانهاي چشم گيري براي دستگاه گوارش است. با پيشرفت دانش پزشکي، برخي از پزشکان و متخصصان دريافته اند که امساک از خوردن و آشاميدن، عالي ترين روش درماني است، يکي از پزشکان ميگويد: « طرح درمان به وسيله روزه بسيار چنان معجزه آساست که بکار بستن آن مسير، طرحها و برنامه هاي طب عملي و جراحي را تغيير خواهد داد، زيرا روزه راه تازه اي به روي دانش پزشکي ميگشايد؛ و سلاح موثري براي مبارزه با بيماريها به اين دانش ميبخشد، سلاتحي که ميتوان آن را از راههاي گوناگون مورد استفاده قرار داد تا انسان را در مبارزه با علت بيماريها براي بهبود بيماران به نتيجه مطلوب و آشکار رسانند. » با روزه و امساک ميتوان بيماريها را بهبود بخشيد و معالجه کرد. البته در صورتي که با اعتدال و زياده روي مقرون باشد و در هنگام سحر و افطار در خوردن و آشاميدن افراط نشود. بررسي فوايد بهداشتي و طبي روزه در اين مختصر نمي گنجد، آنانکه به توضيح بيشتر علاقمندند ميتوانند به کتابهايي که در اين زمينه تأليف شده است مراجعه نمايند. بايد توجه داشت، بر خلاف تصور کوتاه انديشان، روزه هيچگونه ضرري براي افراد سالم مکلف ندارد و اگر کسي بيمار باشد و نتواند روزه بگيرد و با اين کار بيمار تر شود و يا روزه باعث گردد که بيماريش ادامه يابد کار حرامي مرتکب شده و روزه اش نزد خدا پذيرفته نيست، بيماري که روزه براي او ضرر دارد نبايد روزه بگيرد و فقط لازم است در روزهاي ديگر قضاي آن را بجا آورد و جبران کند. افراد سالم بايد بدانند که روزه نه تنها زياني برايشان ندارد بلکه چنان که گفتيم، موجب تندرستي و صحت مزاج است و بگفته برخي شکم پرستان که خود روزه نميگيرند و ديگران را نيز از روزه باز ميدارند و تلقين ميکنند که روزه موجب زخم معده ميشود، نبايد اعتنا کرد، اينگونه دروغها تنها بهانه افراد سست عنصري است که که اسير شکم خويشند و از عزم و اراده انساني در آنان خبري نيست. « روزه باعث استراحت معده است و در حال روزه اسيد معده بجاي غذا به وسيله صفرا خنثي ميشود و زخم ايجاد نميگردد» روزه عامل باز دارنده از گناه روزه، بويژه روزه ماه مبارک رمضان که در اسلام بر همه مسلمين مکلف که بتوانند روزه بگيرند واجب است، واجب است، عامل مؤثري است در ايجاد و تقويت روحيه تقوي و پرهيز کاري؛ قرآن مجيد اين فايده بزرگ را با جمله « لعلکم تتقون » ياد آور ميشود و اين عبادت را عامل مهم تقوي ميشمارد. تقوي و پرهيز کاري در تربيت و سازندگي و شخصيت اسلامي يک مسلمان نقش بسيار مهمي دارد و براي رسيدن به همين اثر پر ارزش است که بهترين عبادت در ماه صيام و در حال روزه اجتناب از گناه است. پيامبر بزرگوار (ص) در خطبه اي فضيلتهاي ماه رمضان را براي مسلمانان بيان فرمود علي (ع) پرسيد: بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ پيامبر پاسخ دادند: «الورع عن محارم الله» اجتناب و پرهيز از گناهان. روزه دار با بکار بستن اين دستور الهي که شرط کمال روزه است، روحيه تقوي را در خود زنده ميکند و اين مراقبت ثمر بخش در ماه مبارک رمضان و در حال روزه بسيار آسان تر است چرا که گرسنگي و تشنگي و ديگر محدوديتهاي روزه شعله هاي سرکش غرايز حيواني و هوسها را تا حد چشمگيري خاموش ميسازد و حتي اگر موقت هم باشد گريبان عقل و جان را از چنگال شهوت رها ميسازد و براي روزه دار زمينه اي آماده براي تمرين تقوي و پرهيزگاري فراهم ميشود و با مراقبت و تمرین پياپي در يکماه نيروي بازدارنده از گناه در او به وجود ميآيد و خصلت خودداري در او ريشه ميگيرد و رشد ميکند و او با گذراندن اين برنامه يکماهه توفيق می یابد که پس از ماه روزه نيز پرهيزکار باقي بماند. بدين ترتيب به مقام پر ارج تقوي که به تعبير قرآن و فرموده پيشوايان معصوم ما کرامت انسان بدان وابسته است براي هميشه نايل آيد. |
||
|
|
|
|
|
به گزارش آژانس خبری پرشین هک از مشورت، بنا به گفته محققين امنيتی، تروجانی منتشر شده است كه نه تنها هارد سيستم قربانی را خراب می كند بلكه با سخنانی كه از روی يك نوشته می خواند آنها را آزار و اذيت می كند. اين تروجان به نام BotVoice.A می باشد و از طرق مختلفی همچون FTP، IRC ، شبكه های P2P و CD-ROM ، حافظه های USP و همچنين فايل های الحاقی به ايميلها، خودش را منتشر می كند. اگر چه درجه خطر اين تروجان توسط شركت امنيتی پاندا بسيار كم دسته بندی شده است اما كاربران بد شانسی كه در مواجهه با اين تروجان آن را فعال كنند در كمترين زمان ممكن از كار خود پشيمان می شوند. اين تروجان پس از فعال شدن با استفاده از لحن صدای استيفان هاوكينگ، فيزيكدان معروف، به كاربران هشدار مي دهد:« You have been infected. I repeat. You have been infected and your system files has been deleted. Sorry. Have a Nice Day and bye bye » بعد از اين هشدار اين تروجان تمامی فايل های موجود در درايو C سيستم را پاك مي كند و فقط فايل های حفاظت شده و در حال استفاده باقی می مانند. اين تروجان همچنين برنامه Task Manager و Registry Editor را از كار می اندازد. متنی كه توسط اين تروجان گفته می شود را می توانيد از اينجا دريافت كنيد. |
||
|
|
|
|||||||||
|
In ancient England, people could not have sex without consent from the King آيا ميدانستيد که: در انگلستان باستان روابط جنسي بدون اجازه پادشاه قدغن بوده است. کساني که تصميم به بچه دار شدن داشتند بايد درخواست رسمي خود را به دولت پادشاهي عرضه ميداشتند و به آنها لوحي داده ميشده که هنگام برقراري روابط جنسي بر در خانه خود آويزان کنند که بر روي آن اين جمله حک شده بوده است:
Fornication Under Consent of the King (F.U.C.K)
( زنا ! بر حسب اجازه از پادشاه )
A statue in a park with a soldier on a horse with it’s 2 feet in the air means آيا ميدانستيد که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند:
اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده. اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده. اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده When the English settlers landed in Australia, they noticed a strange animal that jumped extremely high and far. They asked the aboriginal people using body language and signs trying to ask them about this animal. They responded with ’’Kan Ghu Ru’’ the English then adopted the word kangaroo. What the aboriginal people were really trying to say was آيا ميدانستيد که: مهاجرين انگليسي در استراليا با حيوان عجيبي روبرو شدند که بسيار بالا و دور مي پريده. هنگاميکه از بوميان در مورد اين حيوان با حرکات بدن پرسيده اند آنها در جواب گفته اند:
Kan Ghu Ru که در زبان انگليسي به Kangaroo تبديل شده است. در حقيقت منظور بوميان اين بوده که "ما منظور شما را نمي فهميم". Each King on playing cards represent a King in real history:
آيا ميدانستيد که: هر کدام از شاه هاي ورقهاي بازي نشانگر شاهي در واقعيت است؟
During historic civil wars, when troops returned without any casualties, a writing was put up so all can see, which read آيا ميدانستيد که: در زمان جنگهاي باستاني هنگامي که سپاهيان بدون تلفات از جنگ بر ميگشته اند پلاکاردي حمل ميکردند که روي آن نوشته بود:
(تعداد تلفات 0) ريشه OK از اين اصطلاح است. The muscles in your heart have the strength to shoot your blood 10 meters in the air? آيا ميدانستيد که: ماهيچه هاي قلب انسان قادرند خون را به ارتفاع 10 متر به هوا پرتاب کنند؟
Multiplying 111,111,111 x 111,111,111 = 12,345,678,987,654,321 آيا ميدانستيد که: 111،111،111 × 111،111،111 = 12،345،678،987،654،321
Elephants are the only animals that cannot jump آيا ميدانستيد که: فيلها تنها موجوداتي هستند که نميتوانند بپرند؟
The body’s strongest muscle is our tongue آيا ميدانستيد که: قويترين ماهيچه بدن، ماهيچه زبان است؟
A pig’s orgasm lasts 30 minutes!! آيا ميدانستيد که: خوکها بعد از 30 دقيقه به ارگاسم مي رسند؟
Statistically, people are more afraid of spiders than they are of dying آيا ميدانستيد که: طبق آمار افراد از عنکبوت بيش از مرگ مي ترسند؟
All polar bears are left handed آيا ميدانستيد که: خرسهاي قطبي چپ دست هستند؟
Crocodiles cannot stick out their tongue آيا ميدانستيد که: سوسمارها نميتوانند زبانشان را بيرون بياورند؟
Butterflies taste with their feet آيا ميدانستيد که: مراکز چشايي پروانه روي پاهايش قرار دارد؟
A cockroach can live 9 days without it’s head. It only dies because it cannot eat. آيا ميدانستيد که: سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟
Humans and Dolphins are the only animals that have sex for pleasure آيا ميدانستيد که: انسان و دلفين تنها موجوداتي هستند که براي لذت بردن رابطه جنسي برقرار ميکنند؟
A duck’s quack has no echo, and nobody knows why آيا ميدانستيد که: صداي اردک اکو ندارد وهيچکس هم دليل آنرا نميداند؟
It is impossible to sneeze with your eye’s open آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد با چشم باز عطسه کنيد؟
Starfish have no brains آيا ميدانستيد که: ستاره هاي دريايي مغز ندارند؟
Thomas Edison was afraid of the dark. آيا ميدانستيد که: اديسون از تاريکي مي ترسيده است ؟
The word "cemetery" comes from the Greek koimetirion which means dormitory آيا ميدانستيد که: ريشه کلمه "Cemetry" (قبرستان) در حقيقت کلمه يوناني "Koimetirio" به معني "خوابگاه" است؟
It is impossible to suck your elbow. آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد؟
آيا ميدانستيد که: پشه ها دندان دارند؟
|
||||||||||
|
|
|
|
|
((رابطه انسان با خدا)) نخستين و مهمترين اين روابط، رابطه انسان با خالق خويش است هر رابطهاى متكى به اطراف رابطه است در هر رابطه حداقل دو طرف وجود دارد و رابطه انسان با خداوند نيز دو طرف دارد. در برخى از روابط يك طرف رابطه فعال و طرف ديگر منفعل است. مثلا در رابطه انسان با اشياء محيط پيرامون، انسان طرف فعال و اشياء طرف منفعل رابطهاند. برخى ديگر از روابط اجتماعى خود در برابر انسانهاى ديگرى قرار دارد كه آنها نيز همچون او فعال هستند و به طور همزمان از او تأثير مىگيرند و بر او تاثير مىگذارند. تفاوت روابط انسانى متقابل با روابط انسان با اشياء در اين است كه تاثير اشياء بر انسان تأثيرى ناخواسته و ناآگاهانه است در حالى كه تاثير انسانها بر يكديگر تاثيرى آگاهانه و خود خواسته است در نتيجه نمىتوان اشياء را فعال دانست. نوع ديگرى از رابطه وجود دارد كه يك طرف رابطه هيچ گاه منفعل نمىشود. رابطه انسان و خداوند اين گونه است بررسى اين رابطه و چگونگى آن تا حدود زيادى در مباحث جهان بينى صورت مىگيرد در جهان بينى رابطه تكوينى انسان و خداوند بررسى مىشود. در اين رابطه اراده و آگاهى انسان هيچ تاثيرى ندارد. رابطه تكوينى انسان با خداوند رابطه خالق و مخلوق است خالقى كه كمال مطلق است و مخلوقى كه فقر و نيازمندى محض است و به اراده خالقش استعدادهايى در او نهفته است. اين گونه رابطه، رابطه خالق و مخلوق اختصاص به انسان ندارد، بلكه همه هستى مخلوق خداست همه عالم فقير الى اللَّه است و خداوند غنى على الاطلاق است. نوع ديگرى از رابطه ميان انسان و خداوند برقرار است كه به آگاهى و اراده انسان مربوط است يعنى اگر انسان موجودى بدون آگاهى و اراده بود چنين رابطهاى برقرار نمىشد. نام اين رابطه را رابطه معرفتى مىگذاريم زيرا منشأ همه رابطههايى از اين دست معرفت انسان به خداست.
|
||
|
|
|
|
|
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
عجایب هفتگانه جهان، شگفت ترین و بزرگترین آثار هنری معماری دوران باستان به شمار می آیند که فعلاً تنها یکی از این عجایب معماری وجود دارد و متباقی در مرور زمان از بین رفتند نخستین کسیکه در باره این شهکار های معماری تحقیق و کتابی نوشت آنتیپاتروس سویدنی است . کتاب او بهر حال نه دارای دیدگاه فلسفی بوده و نی یک کتاب هنری محسوب میشود، بلکه راهنمای ساده ای برای سفر در عهد باستان بوده است. اگر خود به راستی به این سفر ها رفته باشد و سخن دیگران را بازگو نکرده باشد، بیشتر راههای تجارتی معروف آن زمان را دنبال میکرده . او فقط یکی از عجایب هفتگانه را در یونان یافت پیکره زئیوس اثر فیدیاس ، او در اسیای صغیر معبد آرتمیس را ، در افسوس آرامگاه شاه موزولوس پادشاه هالیکارناس را در جزیره رودس مجسمه غول پیکر که به مجسمه هلیوس معروف بود ، در افریقا فانوس دریائی اسکندریه و هرام مصر و بلاخره در آسیا دور باغهای معلق بابل دیده است ـ آنتیپاتروس در نوشتارش به ساختمانهای معروفی که در نزدیک اش بودند و یا به اصطلاح جلوی خانه اش واقع بودند مثلاً ساختمان اکروپولیس در آتن اشاره ای نکرده ، زیرا کتاب او به عنوان راهنمای سفر برای یونانیان که قصد سفر و یا برای قشر تحصیلکرده بود ـ وی همچنین تنها آن عجایبی را در کتاب خود ثبت کرد هنوز در آن دوران دیده ویشدند . مثلاً برج بابل، که بدون تردید یکی از عجایب آن زمان بود که دوران زندگی آنتیپاتروس در هم فرو ریخته و لذا جز مناظر دیدنی شمرده نمیشد و او نمی خواست ویرانه ها را به مردمان عصر خویش ارائه کند . چون یونانی ها عاشق هنر و زیبائی بودند و خرابه را قابل تحسین و عجیب انگیز نمی دانستدـ عجایب هفتگانه جهان قرار ذیل می باشند: ـ هرم بزرگ جیره باغ های معلق معبد دیان مجسمه زئوس مقبره موزل مجسمه رودس فانوس دریایی اسکندریه |
||
|
|
|
|
|
اهـــــــــــــــــــــواز
منظرهٔ پل سفید، قدیمیترین پل دایر روی رود کارون در اهواز، زمستان ۸۴ اَهواز مرکز استان خوزستان و ششمين شهر بزرگ ایران از نظر جمعیت است. شهر اهواز از نظر جغرافیایی در ۲۱ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۴۰ دقیقه طول شرقی قرار گرفتهاست و در بخش جلگهای به ارتفاع ۱۸ متر از سطح دریا واقع میباشد. مساحت شهر اهواز ۲۰۴۷۷ هکتار است که فقط ۶۹۲۳ هکتار آن در بافت شهری قرار گرفتهاست طبق آمار رسمی دولت ایران در سال ۱۳۷۵ خورشیدی جمعیت شهر اهواز ۸۵۴۹۱۶ نفر است. رودخانهٔ کارون، بلندترین و پرآبترین رود ایران اهواز را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرده. اهواز یکی از مهمترین مراکز صنعتی ایران است و همین امر سبب شده که مهاجران بسیاری را در خود بپذیرد. شهرهای اطراف اهواز عبارتاند از: شهرهای تاریخی شوشتر و شوش در سمت شمال، رامهرمز در شرق، ماهشهر، شادگان و خرمشهر در جنوب و دشت آزادگان در سمت غرب. تاریخ اهواز در زمان عیلامیها در حدود شهر کنونی اهواز شهری بنام اوکسین قرار داشتهاست اوکسین احتمالاً تلفظ یونانی اوز یا هوز است مراد از آن همان خوزستان است. در زمان هخامنشیان هووج یا خوجستان یا همان هوجستان خوانده میشود و داریوش کبیر در کتیبه بیستون خوزستان را به همین نام هووج نام بردهاست. خوز به معنی نیشکر و خوزستان به زبان ایلامی شکرستان است. در زمان اردوان چهارم از سلسله اشکانی اهواز مدتی پایتخت بودهاست. در جنگ اردشیر بابکان و اردوان پنجم که در رامهرمز صورت گرفت و اردشیر بر اردوان غلبه کرد اهواز صدمات بسیاری دید. اردشیر بابکان موسس دودمان ساسانیان در محل قدیمی شهر اهواز دو شهر بنا نهاد که در یکی از آنها بازاریان سکونت داشتند و در دیگری بزرگان و اشراف. در زمان ساسانیان بویژه در زمان اردشیر بابکان و پسرش شاپور اول بر روی کارون در حدود اهواز سدهای زیادی ساخته شد از جمله سد اهواز یا بند اهواز که به سد خداآفرید هم معروف بود و توسط اردشیر بابکان ساخته شد. کانالهای آبیاری و نهرهای مختلف که از سد مذکور منشعب شده بود باعث آبیاری کشتزارها و نخلستانها و در نهایت سرسبزی و خرمی اهواز شده بود مثل نهر شاهجرد که در بالای سد اهواز از کارون جدا میشد و از داخل بخش قدیمی شهر عبور میکرد و آن را به دو بخش تقسیم میکرد: بخشی که بین نهر شاهجرد و رود مسرقان (گرگر) بود که اصل شهر اهواز و در واقع هسته اولیه و بافت قدیمی شهر و در حدود کوهپایه واقع شده بود. حدود محله کارون کنونی اهواز و منبع آب و بازار و مسجد جامع شهر آنجا بود لذا آن را مدینه یا شهر میگفتند و در قسمت شرق نهر شاهجرد بود و قسمت دیگر به نام الجزیره یا جزیره که بین شاهجرد و کارون اصلی واقع شده بود نامیده میشد و در واقع بخش غربی اهواز قدیم بود (حدود بخش مرکزی و کنونی شهر مثل باغ شیخ و نادری و ۳۰ متری و باغ معین و خیابان۲۴ متری) آثار نهر شاهجرد هم اکنون در محله اهواز قدیم کنونی بین خزعلیه (خرم کوشک) و اهواز وجود دارد . دوران اسلامی در وقایع اسلامی اهواز بدست ابوموسی اشعری والی بصره به فرمان عمر بن الخطاب در سال ۱۷ هجری قمری فتح شد. در اثر این حمله بخش اشرافینشین شهر که به هرمز اردشیر موسوم بود به کلی ویران شد ولی بخش بازاری آن باقی ماند و این بخش همان اوز یا هوز است که در قرن اول هجری به نام اولیه اهواز خوانده میشد. در زمان بوییان اهواز به تصرف آنان درآمد و تحت حکومت آل بویه قرار گرفت. در سده ۴ هجری عضدالدوله دیلمی (فنا خسرو) اقدام به مرمت و آبادانی اهواز کرد و شبکههای آبیاری را مرمت کرد و پل معروف هنوان اهواز را از نو ساخت. اهواز در این دوره به حدی آباد و حاصلخیز شد که مقدسی آن را انباره بصره گفتهاست محله شرقی اهواز در این دوره بنا و با پلی جزیرهای که در میان کارون به نام دجیل قرار داشت به محله ناصری بعدی وصل شد. یاقوت حموی و حمزه اصفهانی و مقدسی گویند: «اهواز قدیم به وسیله نهر شاهجرد به دو محله بزرگ تقسیم شده بود محله غربی که بین رودخانه و نهر شاهجرد واقع و جزیره خوانده میشد و محله شرقی که در پای کوه و بازار و مسجد جامع در آن بنا شده بودند و به اصطلاح شهر یا مدینه خوانده میشد. شهر شاهجرد در بالای سد اهواز از کارون جدا و روی بهطرف شکاره کنونی میرفت. لفظ اوباره که اکنون محلی است در اهواز در جنوب خیابان ۳۰ متری به معنی آب باره و محل عبور آب است که یادآور همان نهرهای شاهجرد و غیرهاست .» ابن منشاد مینویسد: «اهواز شهر بزرگی است، مردمش زرتشتی و مسلمان و انبار کالاها و فرآوردههای خوزستان شکر، بافتههای پشمی، جامههای دیبا، پارچههای کنفی و دیگر محصولات را از همه شهرهای ایران به اهواز میآورند و از این شهر و به وسیله کشتی از راه خلیج فارس به هندوستان و چین و از راه بصره و عراق و اصفهان به سایر کشورهای جهان حمل میکنند. بازرگانان و سوداگران و بیگانگان در این شهر سود بسیار میبرند. نام اهواز با کالاهای شکر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگی موصوف بود و به همین جهت عربها این شهر را «سوقالاهواز» نامیدهاند.» از قرن ششم هجری قمری به بعد به علت خراب شدن سد شادروان و همچنین جنگلها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماریهای وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن که در سال هزار و سیصد هجری قمری همزمان با حفر کانال سوئز و توجه اروپائیان رونق تازهای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش کشتیرانی بر روی رود کارون استفاده کرد و توسط والی خوزستان در کنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث کرد. در پی احداث این بندر نام اهواز به «ناصریه» تبدیل شد ولی در دوره پهلوی به نام قدیمی «اهواز» خوانده شد. کشتیرانی در خوزستان از طریق رود کارون صورت میگرفته و ناچاراً دو بخش بودهاست. در شاخه کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و در شاخه جنوبی از اهواز تا خلیج فارس کشتیرانی میشده. و به این دلیل بودهاست که در مسیر کارون در محل کنونی اهواز صخرهای بزرگ است که عبور کشتی از آن ناممکن است و کشتیهایی که از شوشتر میآمدهاند در محل اهواز بارها را به کشتی دیگری در سمت دیگر صخره منتقل میکردهاند. این کار باعث بوجود آمدن انبارها و کاروانسراهای بسیاری در اهواز شد و یکی از دلایل رونق تجارت در اهواز هم همین امر بودهاست. در شوشتر اسنادی به دست آمده که حاکی از تجارت دریایی با دورترین بنادر دنیا است و این امر جز با وجود بندری در کنار صخرهٔ پیش گفته برای تخلیه و بارگیری مجدد میسر نمیشدهاست. به نوشتهٔ کسروی اهواز نوین پس از اعطای اجازه ناصرالدین شاه به خارجیان برای کشتیرانی در قسمت جنوبی کارون رونق دوباره یافت زیرا وجود رشته سنگی در محل کنونی پل هفتم مانع از ادامه مسیر کشتیها به قسمتهای بالا دست کارون میشد وکشتیها ناچار بودند بار خود را در این سوی صخره تخلیه کنند وسپس به کشتیهایی که در آن سوی صخره بود منتقل کنند. کم کم ساختمانها و تأسیساتی در این قسمت بوجود آمد و رونق آن هر روز بیشتر میشد. قسمت شرقی شهر ابتدا شکل گرفت و محلهٔ عامری و خیابان ۲۴ متری تقریباً اولین قسمتهای اهواز جدید بودند. درگیریهای مختلف دوران مشروطیت و وضع اسف بار ایجاد شده در دوران قاجاریه در شوشتر و شیوع طاعون مهلک در آخرین سالهای قرن ۱۳ شمسی، همچنین برچیده شدن کشتیرانی در کارون شمالی از یک سو و رونق اقتصادی اهواز از سوی دیگر باعث شد تا مرکزیت خوزستان در آغاز حکومت پهلوی از شوشتر به اهواز منتقل شود. برخی از نشیمن داشتن سه قبیله عرب بنی حنظل و بکر ابن وائل و بنی العم قبل از فتح عربی - اسلامی در منطقه اهواز خبر میدهند که بمرور زمان در دیگر قبایل قدرتمندترعرب ذوب شدند. ایشان در این باره به کتاب تاریخ پانصد ساله اثر احمد کسروی ارجاع میدهند. اهواز امروز اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پر آب کارون واقع شدهاست. در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پر جمعیتی مانند کمپلو، گلستان، کیانپارس، خشایار و... قرار دارد امانیه و فلکه ساعت هستهٔ مرکزی قسمت غربی را تشکیل میدهند. قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده. خیابانهای نادری (سلمان فارسی) و امام (پهلوی سابق) و ۳۰ متری (شریعتی) و ۲۴ متری (آزادگان) مرکز قسمت شرقی شهر هستند. تیمهای فوتبال فولاد خوزستان و استقلال اهواز از جمله تیمهای مطرح در صحنهٔ فوتبال معاصر هستند. اهواز علاوه بر مراکز صنعتی و نقش تجاری آن در منطقه، به خاطر وجود چند دانشگاه در آن شهرت دارد.
مهمترین جاذبههای گردشگری شهر اهواز پلهای اهواز هستند. هم اکنون ۶ پل بر روی کارون در اهواز وجود دارد که از این میان پل سفید (پل بروکلین) و پل هفتم به دلیل سبک خاص مهندسی و طراحی چشم انداز زیبایی به شهر داده اند. هفتمین پل اهواز بانام پل ششم یا پل فولاد تا پایان سال ۸۵ به بهره برداری خواهد رسید. همچنین در حال حاضر عملیات ساخت پل جدیدی به روی رودخانهی کارون در شهر اهواز در حال اجراست. این پل که بزرگترین پل کابلی ایران خواهد بود از جایی در نزدیکی ورزشگاه تختی اهواز شروع شده و تا مرکز شرقی اهواز ادامه مییابد. |
||
|
|
|
|
|
جغرافیای جشن نوروز جشن ایرانی نوروز امروزه در کشورهای گوناگون به عنوان جشن رسمی برگزار می شود. در برخی دیگر کشورها، نوروز با وجود رسمی نبودن هر ساله شمار فراوانی از مردم آن ها اقدام به برگزاری این جشن ایرانی می کنند. همانند سوریه که جشن نوروز نزد کرد های ساکن سوریه از اعتبار و احترام ویژه ای برخوردار است. نوروز در تاجیکستان عید نوروز برای مردم تاجیکستان بویژه بدخشانیان تاجیکستان عید ملی نیاکان است و از آن به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد میکنند و به نام خیدیر ایام یعنی عید بزرگ معروف است. مردم تاجیکستان به ویژه بدخشانیان تاجیک در ایام عید نوروز خانه را پاک کرده و به اصطلاح خانه تکانی میکنند، همچنین ظروف خانه را کاملا" شسته و تمیز میکنند تا گردی از سال کهنه باقی نماند و برابر رسم دیرینه نوروز قبل از شروع عید نوروز بانوی خانه وقتی که خورشید به اندازه یک سر نیزه بالا آمد دو جارو را که سرخ رنگ است و در فصل پاییز از کوه جمع آوری کردهاند و تا جشن نوروز نگاه داشتهاند در جلوی خانه راست میگذارند. چون رنگ سرخ برای این مردم رمز نیکی و پیروزی و برکت است. پس از طلوع کامل خورشید هر خانوادهای میکوشد هر چه زودتر وسایل خانه را به بیرون آورده و یک پارچه قرمز را بالای سردر ورودی خانه بیاویزد که این معنی همان رمز نیکی و خوشی ایام سال را در داخل خانه مرتب چیده و با باز کردن در و پنجره به نوعی هوای نوروزی و بهاری را که معتقدند حامل برکت و شادی است وارد خانه نماید. در این سرزمین پختن شیرینی ویژه و غذاهای متنوع جزء رسم و رسوم این ایام است، همچنین برگزاری مسابقاتی از قبیل، تاب بازی، تخم مرغ بازی، کبک جنگی، خروس جنگی، بزکشی، کشتی محلی نیز در این ایام به شادی آن میافزاید و یکی از غذاهای معروف این ایام باج نام دارد در این غذا کله پاچه گوسفند را با گندم پخته و دیگران را با آن مهمان میکنند. نوروز در افغانستان نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مرکز آن مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برکزار میشود. در روزهای اول سال همه دشتهای بلخ ودیوار و پشت بامهای گلی آن پر از گل سرخ میشود گویی بلخ سبدی از گل سرخ است یا به عبارتی مانند اجاق بزرگی که در آن لاله میسوزد این گل فقط در بلخ به وفور و کثرت میروید و از این رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به یک معنی به کار میرود. در اولین روز عید نوروز علم امام علی با مراسم خاص و با شکوهی در صبح آن روز برافراشته میشود. با افراشته شدن آن جشن نوروز نیز رسما" آغاز میشود و تا چهل شبانه روز ادامه مییابد و در این چهل شبانه روز حاجتمندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله مینشینند. گفته شده بسیاری از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند. مردم این سرزمین بر این باورند که اگر بر افراشته شدن علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود سالی که در پیش است نیکو و میمون است. از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ میتوان به شستشوی فرشهای خانه و زدودن گرد و غبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود. نوروز در ترکیه عثمانیان یا مردم ترکیه امروز عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن میگرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه) نامیده میشد جهت پادشاهان و درباریان تهیه مینمود که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه میشده است که شفابخش بسیاری از بیماریها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی میشده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان با حضرت فاطمه دانسته اند. نوروز در مناطق کردنشین عراق و ترکیه نوروز تا نخستین سالهای تشکیل جمهوری ترکیه در میان ترکان ترکیه پایدار ماند و سپس رفته رفته اهمیت پیشین خود را از دست داد و تنها در مناطق کردنشین و در پارهای از مناطق شمال رسم وآیین نوروز موجودیت خود را حفظ کرده است. کردهای ترکیه سالها برای به رسمیت شناخته شدن نوروز در این کشور تلاش کردند. اکنون نوروز در ترکیه تعطیل رسمی بهشمار میرود. نوروز در جمهوری آذربایجان یکی از جشنهای بزرگ مردم اران (جمهوری آذربایجان) نوروز است. در جمهوری آذربایجان درباره پیدایش جشن نوروز اسطورهها و افسانههای گوناگونی نقل شده است. مثلا" در روایتی آمده است، سیاوش پسر کیکاووس به کشور افراسیاب سفر میکند افراسیاب از وی به نحو قابل توجهی پذیرایی میکند و حتی دخترش را به عقد وی در میآورد و سیاوش به یاد سفرش از دیار افراسیاب دیوار بخارا را بنا میکند. ولی دشمنان که از این امر ناخرسند بودهاند میان سیاوش و افراسیاب را بر هم زده به طوری که افراسیاب تصمیم به قتل سیاوش میگیرد و پس از کشته شدن سیاوش دستور میدهد جنازهاش را روی کنگرههای دیوار بخارا قرار دهند. زرتشتیان جسد وی را برداشته و در قدمتگاه دروازه شرقی دفن میکنند و مرثیههای بسیاری در وصف سیاوش و مرگش سرودند به طوری که این مرثیهها بین مردم گسترش یافت و در همین سیاوش مرثیهها روز دفن سیاوش را زرتشتیان نوروز نامیدند. مردم اران به واسطه اعتقادات شدید به آیین و مراسم نوروز برای با شکوه تر انجام شدن جشن نوروز برای این مراسم تدارک ویژهای میبینند. از قبیل: سرودن ترانهها پیش از نوروز، تدارک بساط شادی ایام نوروز، تهیه لوازم و مواد مورد نیاز سفره نوروز، تهیه چیستانهای نوروزی، ستایش و نفرینهای نوروزی، پند و امثال نوروزی، اعتقادات نوروزی، عادات نوروزی، تماشای نوروزی،آزردنیهای نوروزی و انجام آیین و مراسم نوروزی. درمیان مردم اران رسم بر این است پیش از رسیدن نوروز پوشاک نو خریده به خانه و حیاط سر و سامان داده فرش و پلاس نو بافته و به استقبال نوروز میروند، در رابطه با عید نوروز جای مهمی به اعتقادات و فالها داده میشود به طوری که در شب چهارشنبه سوری دختران نو رسیده در ته دل فالی گرفته و و مخفیانه پشت درنیمه باز به انتظار ایستاده و اگر در این هنگام حرف خوب و موافقی بشنوند آرزویشان برآورده شده و اگر حرف نامناسبی میشنیدند نیتشان عملی نمیگشته است. بنابر این برمبنای آیین عید مردم از بد گویی و حرف نامناسب دوری میجویند. در میان عادات نوروزی مراسم خاطره انگیزی همچون ارسال خوان سمنو، انداختن کلاه پوستین به درها، آویزان کردن کیسه و توبره از سوراخ بام در شب عید و درخواست تحفه عید در این سرزمین موسوم است.
نوروز در قزاقستان مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری میدانند و بر این باورند که در این روز ستارههای آسمانی به نقطه ابتدایی میرسند و همه جا تازه میشود و روی زمین شادمانی بر قرارمیشود. همچنین قزاقها معتقدند که نوروز آغاز سال است و در میان آنان عبارات زیبایی دربارهٔ نوروز وجود دارد. نوروز روزی است که یک سال منتظرش بودهاند نوروز روزی است که خیر بر زمین فرود آمده و بالاخره نوروز روزی است که سنگ نیلگون سمرقند آب میشود: در شب سال تحویل تا شب قزیر صاحبخانه دو عدد شمع در بالای خانه اش روشن میکند وخانه اش را خانه تکانی کرده و چون مردم قزاق باور بر این دارند که تمیز بودن خانه در آغاز سال نو باعث میشود افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نشوند آنان بر این مساله ایمان دارند و آن را هر ساله رعایت میکنند. در شب نوروز دختران روستایی قزاق با آخرین گوشت باقیمانده از گوشت اسب که سوقیم نام دارد غذایی به نام اویقی آشار همراه با آویز میپزند و از جوانهایی که دوستشان دارند پذیرایی میکنند. آنان نیز در قبال آن به دختران آینه و شانه و عظر هدیه میکنند که آن را سلت اتکیتر مینامند و به معنی علاقه آور میباشد. در عید نوروز جوانان یک اسب سرکش را زین کرده و عروسکی که ساخته دست خودشان است با آویز زنگولهای به گردنش درساعت سه صبح که ساعتی معین از شب قزیر است رها نموده تا از این طریف مردم را بیدار نمایند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام میکند. نوروز برای قزاقها بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد آن را به فال نیک گرفته و معتقدند سال خوبی پیش رو خواهند داشت. در عید نوروز مردم لباس نو و سفید به تن میکنند که نشانه شادمانی است. دید و بازدید اقوام دراین ایام با زدن شانهها به یکدیگر از آیین و رسوم مردم قزاق در ایام عید نوروز میباشد، همچنین پختن غذایی به نام نوروز گوژه (کوژه = آش) که تهیه آن به معنی خداحافظ با زمستان و غذاهای زمستانی است و از هفت نوع ماده غذایی تهیه میشود در این ایام جزو آیین و رسوم این سرزمین میباشد. مسابقات معروفی نیز در ایام نوروز در قزاقستان برگزار میشود که از مهمترین آنان میتوان به (قول توزاق) اشاره نمود که بین گروههای مرد و زن برگزار میشود. اگر برنده زنها باشند قزاقها معتقدند آن سال خوب و پربرکتی است اگر مردها پیروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از دیگر مسابقات میتوان به کوکپار برداشتن بز از مکانی مشخص توسط سواران، آودار یسپاق، قیزقوو و آلتی باقان اشاره نمود. در عصر نوروز نیز مسابقه آیتیس آغاز میشود که مسابقه شعر و شاعری است.
نوروز در ترکمنستان در کشور ترکمنستان طبق رسم قدیم و جدید دوبار در سال جشن نو گرفته میشود. یکی از این جشنها با استناد به تقویم میلادی که به تایید سازمان ملل رسیده به عنوان جشن بین المللی (سال نو) شناخته میشود و دیگری برگزاری عید نوروز به نشانهٔ احیای دوبارهٔ آداب و رسوم دیرینه مردم ترکمنستان است. مردم ترکمنستان عقیده دارند زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز نامیدند. مردم ترکمنستان دراین ایام با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند: نوروز کجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازیهای مختلف توسط جوانان ترکمن حال وهوای دیگری به این جشن و شادی میدهند. در ایام نوروز مسابقات مختلفی در ترکمنستان برگزار میشود که میتوان به مسابقات اسب دوانی، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، خروس جنگی، شاخ زنی میش ها، شطرنج بازی، مهره بازی، تاب بازی اشاره نمود. دید و بازدید در ایام نوروز در میان مردم ترکمن از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار میباشد.
نوروز در قرقیزستان عید نوروز در قرقیزستان تنها یک روز آن هم در روز اول یا دوم فروردین ماه است که به 29 روز یا 30 روز بودن اسفند بستگی دارد. اگر اسفند 29 روز باشد اول فروردین و اگر 30 روز باشد در روز دوم فروردین برگزار میشود. تا قبل از فروپاشی شوروی سابق این مراسم به دست فراموشی سپرده شده بود ولی پس از فروپاشی دوباره حیات یافت و هر ساله با شکوهتر از سال قبل برگزار میشود. مراسم جشن این روز را در شهرها دولت تدارک میبیند و در روستاها بزرگان و ریش سفیدان در برگزاری آن دخالت دارند. در شهرها در میادین بزرگ و در روستاها در بیابانهای اطراف این جشن برگزار میشود. در قرقیزستان در این روز پختن غذاهای معروف قرقیزی مثل (بش بارماق) مانته برسک و کاتما مرسوم است که به صورت رایگان بین حاضران در جشن پخش میشود. در قرقیزستان در این روز افزون بر جشن برگزاری یکسری مسابقات از قبیل سوارکاری و غیره نیز مرسوم است و به گونه چشمگیری در این روز مسابقات دنبال میشود و جوایز ارزندهای به نفرات برتر داده میشود. == افسانه غذای عید قرقیزهااما == «کوجه سومولوک» افسانه خاص خود را دارد: سالها و سالها پیش در میان کوهها روستای کوچکی بود. در این روستا زن بیوهای زندگی میکرد که به زحمت از عهده سیر کردن شکم بچههایش بر میآمد. یک روز که در خانه چیزی برای خوردن نمانده بود و بچهها از شدت گرسنگی به گریه افتاده بودند، زن برای آرام کردن بچهها وانمود کرد قصد پختن غذا را دارد و به همین دلیل دور از چشم بچهها چند قلوه سنگ را توی دیگ پر از آب قرار داد و دیگ را هم روی اجاق گذاشت: «گریه نکنید، غذا رو بار گذاشتم؛ پختنش زیاد طول نمی کشه». بچهها که این حرف مادر ساکتشان کرده بود تا شب به انتظار غذا نشستند، اما آنقدر از غذا خبری نشد که آخر سر خواب شان برد. شکم خالی اجازه تا صبح خوابیدن را به بچهها نداد. آنها قبل از طلوع آفتاب بیدار شده و سراغ غذا را گرفتند. مادر که گیج شده بود، از سر ناچاری رفت سر اجاق و در دیگ را برداشت که یکهو دید سنگها بدل به غذای خوشبویی شدهاند که با محصولات زراعی مختلف درست میشود.... زن و بچهها که سر سفره نشستند، این احساس به آنها دست داد که سر سفره عید نشسته اند... و از آن روز سومولوک به غذای نوروزی قرقیزها بدل شد.
نوروز در پاکستان در پاکستان نوروز را عالم افروز یعنی روز تازه رسیده که با ورود خود جهان را روشن و درخشان میکند مینامند. در میان مردم این سرزمین تقویم و روز شمار و یا سالنمای نوروز از اهمیت خاصی برخوردار است. بدین جهت گروهها و دستههای مختلف دینی و اجتماعی در صفحات اول تقویمهای خود به تفسیر و توضیح نوروز و ارزش و اهمیت آن میپردازند و این تقویم را در پاکستان (جنتری) مینامند. از آداب و رسوم عید نوروز در میان مردم پاکستان میتوان به خانه تکانی و یا به عبارتی پاکیزه کردن خانه و کاشانه و پوشیدن لباس و تهیه نمودن انواع شیرینی مثل (لدو) گلاب حامن، رس ملائی، کیک، برفی، شکرپاره، کریم رول، سوهن حلوا، و همچنین پختن غذاهای معروف این ایام و عیدی دادن و گرفتن و دید و بازدید اقوام اشاره نمود. در ایام نوروز مردم پاکستان از گفتار نا مناسب پرهیز نموده و با نواختن و نوازش یکدیگر با احترام و اخلاص یکدیگر را نام میبرند. همچنین سرودن اشعار نوروزی به زبانهای اردو، دری و عربی در این ایام مرسوم است که بیشتر در قالب قصیده و غزل بیان میشود. پاکستانیها بر این باورند که مقصد نوروز، امیدواری و در امن و صلح و آشتی نگهداشتن جهان اسلام و عالم انسانیت است تا آنجا که آزادی و آزادگی، خوشبختی و کامیابی، محبت و دوستی و برادری و برابری همچون بوی خوش گلهای بهاری در دل و جان مردمان جایگزین میگردد.
نوروز در زنگبار در زمانهای کهن گروه بزرگی از شیرازیان به زنگبار در کرانههای شرقی قاره افریقا کوچیدند و آیینهای ایرانی مانند نوروز را نیز با خود بهمراه بردند. جشن نوروز در زنگبار «نوروزی» نامیده میشود و هنوز جشنی شناخته شده است. نوروز در مصر قبطیان مصر نیز جشنی سالانه بهنام نیروز دارند که به عربی به آن النیروز میگویند. این جشن هر سال در اول پائیز برگزار میشود و روز آغاز سال در تقویم قبطیان است. در مورد سابقه این جشن برخی معتقدند که یادگاری از دوره تسلط هخامنشیان بر مصر است، اگر چه خود قبطیان آن را مربوط به مصر باستان میدانند. |
||
|
|
|
|
|
مقدمه: همه در دوره هايي از عمر افسردگي را تجربه مي كنند. اين احساس معمولا بدنبال فقدان يا ناكامي ايجاد مي شود و در شرايط طبيعي پس از چند ساعت يا چند روز از بين مي رود. به هر حال هرگاه احساسهاي افسرده وار تداوم يافت و در سلامت و بهزيستي اجتماعي شخصي مداخله نمود، در آن صورت مداخله و يا كمك حرفه اي الزامي خواهد بود. افسردگی چیست؟ افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است. افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد. افسردگی مسائل گوناگونی به همراه دارد. غیراز مسائل پزشكی و اندوه كه بسیار شایع است، فرد مبتلا به افسردگی خود را در كارها مورد تبعیض و از نظر اجتماعی مطرود و حتی منفور خانواده خودش می بیند. گاهی انزوای همراه افسردگی، بیمارانی را كه وضعی درمان پذیر دارند به دوری از مردم یا به سوی مرگ سوق می دهد. درباره افسردگی خبرهای خوشی نیز وجود دارد: بیشتر انواع افسردگی قابل درمان اند. Depression كه غالباً افسردگی بالینی، اختلالات خلق و خوی یا اختلالات عاطفی نامیده می شود، بیمار را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری های جسمانی می كند. افسردگی بالینی، از دیدگاه عملكردهای اجتماعی بیش از دیگر بیماری های مزمن، بیمار را ناتوان می كند. افسردگی كبیر بیش از بیماری های مزمن ششی، التهاب مفصل و دیابت ، ناتوان كننده است. افسردگی یك نشانگان (Syndrom) یعنی مجموعه ای از علامات مرضی(Symptoms) مختلف است. ملاك های تشخیص افسردگی عبارت اند از: 1- افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز. 2- كاهش آشكار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی. 3- كاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر كاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن. 4- بی خوابی یا پرخوابی در غالب شب ها. 5- افزایش یا كاهش اعمال روانی حركتی یا فعالیت های ذهنی. 6- خستگی یا كاهش انرژی. 7- احساس بی ارزشی یا گناهكار بودن. 8- كاهش توان اندیشیدن یا تمركز ذهن و تصمیم گیری. 9- اندیشیدن به مرگ ( نه ترسیدن از آن) و به خودكشی، بدون داشتن طرحی برای آن ، یا اقدام به خودكشی با طرحی از پیش ریخته. داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی علامات مرضی یك و دو باید جزء آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است. انواع افسردگی افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع ترین آن افسردگی كبیر است كه فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و موقتاً فعال می شود. نوعی از افسردگی كبیر به افسردگی مالیخولیایی موسوم است كه بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود در حدود 15 درصد مبتلایان به افسردگی كبیر دچار افسردگی اوهام اند كه معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلاً خود را گناهكار و غیر قابل بخشش تصور می كنند. در حدود 15 در صد مبتلایان به افسردگی كبیر نیز دچار روان پریشی می شوند. نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام “افسردگی غیرمعمول” كه بر خلاف اسمش شایع است. علامات مرضی آن عكس علامات مرضی افسردگی معمولی است كه مبتلایان كم می خوابند و كم می خورند. مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می خوابند و زیاد می خورند و به سرعت اضافه وزن پیدا می كنند. به قول یكی از متخصصان برجسته بیماری افسردگی ( دونالد كلاین)، افسردگی غیر معمول، “مزمن” است نه” دوره ای” . از بلوغ آغاز می شود و بیماران نسبت به همه امور كم توجه اند. نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است كه عموماً حدود دو سال طول می كشد و علامات مرضی آن خفیف تر از افسردگی كبیر است ولی همواره احساس ناراحتی می كنند. شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الكل، افزایش استرس و كاهش اشتغال گفته اند . علت دیگر افزایش افسردگی تغییرات اساسی اجتماعی است. گروهی از روان شناسان بر این باورند كه جامعه كنونی، كانونی ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها را بیش از اندازه به رضایت خاطر و شكست های شخصی وابسته كرده است. آنچه گفته شد جنبه نظری دارد ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت ها اظهار نظر كرده اند. بر اساس پژوهش های آنها، تلویزیون ” منشاء عمده افسردگی است Paul Kottl روان پزشك مركز پزشكی پنسیلوانیا كشف كرده است كه ” ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم كودكان به تلویزیون و افسردگی كبیر در 24 سالگی وجود دارد.” Kottl می نویسد: ” اثرات اجتماعی برنامه های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی كبیر در نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، كودكان ما را در معرض خشونت های ابلهانه مكرر قرار می دهد و آنها را هر چه بیشتر از تماس های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می كند.” افسردگی كبیر بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی ظاهر می گردد و در غالب افراد بین شش ماه تا یك سال، حتی بدون درمان رفع می شود . ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می رود. بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می دهد. خطر افسردگی با تعداد بازگشت ها افزایش می یابد. بدین معنی كه بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد می رسد. عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می دهند: اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد. اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد. اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد. اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد. اگر فرد از افسردگی قبلی كاملاً بهبود نیافته باشد. اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد. افسردگي عبارت است از احساس غم، دلسردي و يا نااميدي كه فردي حداقل به مدت 2 هفته در اغلب روزها و در اغلب ساعات روز به علاوه علايم همراه، داشته باشد. افسردگي يكي از مسايل و مشكلات مهم بهداشت جامعه مي باشد. اختلالات افسردگي با كاركرد اجتماعي و شخصي تداخل مي كند و بيماران افسرده، كساني هستند كه ذهن، رفتار، جسم و خلق آنان تحت تاثير قرار گرفته است. افراد افسرده ممكن است كه توانايي انجام فعاليتها و مسئوليتهاي معمول و عادي شغلي خود را از دست بدهند. از دست دادن علاقه، بي حوصلگي، ناتواني از لذت بردن، احساس نااميدي، بي حالي و خستگي، بي خوابي، گوشه گيري اجتماعي، احساس پوچي نمودن، كاهش يا از دست دادن ميل جنسي، بي اشتهايي و يا پرخوري، عدم تمركز فكري و اختلال درتصميم گيري فرد، احساس گناه شديد، داشتن افكار خودكشي، شكايات جسماني مختلف نظير سردرد يا درد قفسة سينه بدون وجود شواهدي از بيماري جسمي، مضطرب بودن، وحشت زدگي وخيم ترين پيامد دورة افسردگي، اقدام به خودكشي است.
عواقب مورد انتظار: عوارض احتمالي:
اصول درماني در بيماران افسرده به چه نحوي است؟ افسردگي يك حالت خلقي مداوم و پايدار است كه مي تواند جنبه هاي مختلفي از زندگي فرد را در برگرفته و در آنها تداخل نمايد. افسردگي با احساس بي ارزشي، گناه افراطي، تنهايي، غمگيني، نااميدي، ترديد در (كفايت) خود و احساس گناه مشخص مي گردد. افكار خودكشي نيز ممكن است وجود داشته باشد. افسردگي معمولي ممكن است از چند دقيقه تا چند روز طول بكشد. همه ما گاهي احساس دلتنگي و غم مي كنيم. اين احساسها جزء طبيعي وجود انساني است. از سوي ديگر، نوعي از افسردگي كه تشديد يافته و براي دوره هاي زماني بيشتري تداوم مي يابد، مي تواند شكل ناسازگارانه ای از افسردگي بوده و متفاوت با افسردگي «روزمره» باشد. براي اين نوع خيلي شديد افسردگي مي توان از طريق يك متخصص بهداشت رواني، چاره اي انديشيد. علل افسردگی: ₪ فقدان های قابل توجه ₪ انتظارات غير واقع گرايانه ₪ يأس ₪ فقدان كنترل بر محيط. شخص فكر مي كند كه نمي تواند كاري براي تغيير حوادث نامناسب زندگي اش انجام دهد. ₪ تفكر منفي كه به صورت تدريجي خود تخريب گر مي گردد. ₪ ناكامي درك شده نشانه های افسردگی: نشانه هاي عاطفي: ₪ غمگيني ₪ احساس گناه ₪ نوسانات خلقي ₪ نااميدي ₪ اضطراب ₪ خشم ₪ درماندگي نشانه هاي جسماني: ₪ خواب بيش از حد زياد يا بيش از حد كم ₪ خوردن افراطي يا فقدان اشتها ₪ يبوست ₪ كاهش يا افزايش وزن ₪ چرخه هاي نامنظم قاعدگي ₪ فقدان تدريجي ميل جنسي نشانه هاي رفتاري: ₪ گريه هاي بدون دليل واضح ₪ كناره گيري از ساير مردم و موقعيت هاي جديد ₪ به آساني دستخوش خشم شدن ₪ فقدان انگيزه جهت پيگيري اهداف ₪ عدم علاقه به آرايش ظاهر شخصي ₪ مصرف مجدد داروهاي (مخدر) يا الكل افكار و ادراكات خود تخريب گرانه: ₪ احساس بازنده بودن ₪ انتقاد مكرر از خود ₪ يأس ₪ احساس درماندگي و نااميدي ₪ سرزنش خود به خاطر اتفاقات ناخوشايند ₪ بدبيني نسبت به آينده چگونه برافسردگي غلبه كرده و نگرشي مثبت پيدا كنيد: ₪ ازعلت افسردگي خود آگاه بوده و سعي كنيد نسبت به آينده خوش بين باشيد، افكار منفي خود را شناخته و آنها را با افكار مثبت تعويض كنيد. بر تجارب مثبت تمركز كنيد. ₪ فهرستي از تكاليف مثبت هفتگي تهيه كنيد. ₪ از نظر اجتماعي فعال باشيد. ₪ جدولي از فعاليت هاي روزمره هفتگي تهيه كنيد و افزودن فعاليت هاي اجتماعي را فراموش نكنيد. ₪ تفريحاتي براي خود پيدا كنيد. ₪ بطور روزانه ورزش كنيد. ₪ هرگاه احساس تنش مي كنيد، از روشهاي خود آرام بخشي استفاده كنيد. به عنوان مثال، براي چندين دقيقه و تا زمان ايجاد آرامش در كل بدنتان بطور آرام و آهسته نفس بكشيد. ₪ اهداف واقع گرايانه اي انتخاب كنيد. ₪ براي فعال نگهداشتن خود، كاري داوطلبانه انجام دهيد. ₪ بپذيريد كه هركسي توانايي هاي متفاوت خود را دارد و شما بر ويژگي ها و اعمال مثبت خودتان تمركز كنيد. ₪ به هنگام بيان خشم، جرأتمند باشيد. ₪ سعي كنيد نقاط قوت خود را شناخته و توسعه دهيد. ₪ اگر علايم افسردگي تداوم يافت از كمك هاي حرفه اي و تخصصي استفاده كنيد. چگونه مي توانم به يك فرد افسرده كمك كنم؟ ₪ به فرد افسرده نگوئيد كه مي دانيد او چه احساسي دارد. زيرا ممكن است كه اين امر او را نسبت به شما خشمگين كند. ₪ حمايت كننده و شكيبا باشيد. ₪ اجازه دهيد كه شخص افسرده از علاقه و نگراني شما نسبت به خودش آگاه شده و دريابد كه شما در مواقع لازم جهت كمك به او در دسترس هستيد. ₪ شخص افسرده را تشويق كنيد كه بدنبال كمك حرفه اي باشد. البته اگر علايم افسردگي پايدار بوده و در عملكرد هاي روزمره ايجاد اشكال كرده باشد. افسرده شدن روان شيوة مقابله بي نظير يست كه ذهن پوياي انسان براي نجات خود از يك غلبه دردناكتر و صدمه وخيم تر در برابر فشارهاي غيرقابل تحمل از خود بروز مي دهد. افسردگي از رايجترين اختلالات عاطفي است كه با توجه به فراواني آن و اثرات نامطلوبي كه در زندگي آدميان دارد پژوهشهاي بسياري براي پي بردن به علل آن صورت گرفته است . هر كسي گهگاهي احساس افسردگي مي كند گاهي وقتها غم و اندوه مانع از لذت بردن ما از زندگي مي شود ولي ما مي دانيم افسردگي پاسخ طبيعي آدمي به فشارهاي زندگي است . واكنشي است نسبت به يك عامل بيروني كه فرد نسبت به آن آگاه است ولي بنوعي از آن محروم است . عدم موفقيت در تحصيل يا كار ، از دست دادن يكي از عزيزان ، پيري ، بيماري و... اغلب باعث بروز افسردگي مي شود . ويژگيهاي مبتلايان به افسردگي
علائم افسردگي - علائم افسردگي به شرح ذيل است: · احساس ياس، نااميدي، گناه و شکست · نداشتن عزت نفس · نگراني بي حد در برخي مواقع · مشکلات مربوط به خوابيدن، بويژه بلند شدن از خواب در صبح زود ونخوابيدن مجدد · نداشتن اشتها و کاهش وزن ·نداشتن ميل جنسي ·کند شدن روند فکر و انديشه و حرکات ·فکر کردن مکرر به مرگ و خودکشي
راههاي مقابله با افسردگي
زندگي پر از فراز و نشيب هاي روحي است و زماني كه چرخ زندگي در سرازيري بيفتد ، نشيب هاي روحي تداوم يافته ، عملكرد طبيعي فرد مختل مي شود و امكان بروز يك بيماري جدي و رايج به نام " افسردگي " افزايش خواهد يافت . افسردگي ، روح ، جسم ، ذهن و رفتار فرد را درگير مي كند. امکان بروز اين بيماري هم در زنان و هم در مردان وجود دارد، اما بنا به دلايلي زنان دو برابر مردان به اين بيماري مبتلا مي شوند. در کشور آمريكا در حدود 19 ميليون نفر ( 10/1 بزرگسالان ) مبتلا به افسردگي هستند . پژوهشگران نشان داده اند كه شرايط بيولوژيكي و شيوه ي زندگي ، از عوامل رواني – اجتماعي علت ابتلاي بيشتر زنان به اين بيماريست . از اين رو اشاره به دو نكته حائز اهميت است : 1- هر فردي به دليل خاص خود ، به اين بيماري مبتلا مي شود و حتي دو نفر از مبتلايان به دلايل مشابه ، دچار افسردگي نشده اند . 2 ـ علائم افسردگي در بيشتر مواقع بروز مي كند ، ولي زماني كه شخص ، عزيزي را از دست مي دهد ، احساس اندوه ، نااميدي و كاهش توانايي هاي روزمره ، علائمي عادي به نظر مي رسند. همانطور كه ذكر شد ، زندگي مملو از فشارهاي رواني ، كار زياد و خسته كننده ، بيكاري دراز مدت ، در گيري ها و مشكلات خانوادگي و مالي ، تحريك پذيري فرد را افزايش خواهد داد . از آنجا كه ميزان تحمل فرد محدود است ، تا نقطه اي خاص مي تواند تحريك شده و تجربه هاي مطلوب را پشت سر بگذارد. اما زماني كه تحريك احساسات ادامه پيدا كند ، ممكن است فرد نتواند مانند روزها يا ماه هاي قبل زندگي كند و به كار و فعاليت ادامه دهد ؛ لذا حالتي گذرا پديد خواهد آمد كه گاه به يك بيماري جديد تبديل خواهد شد .
انواع افسردگي و علائم آن افسردگي دو نوع است ، يك قطبي و دو قطبي . در نوع دوم ( دو قطبي ) علاوه بر احساس غم و اندوه ، با علائمي چون پرحرفي ، فعاليت زياد و تحريك پذيري نيز رو به رو خواهيم بود . زنان كمتر از مردان به نوع دوم ( دو قطبي) افسردگي مبتلا مي شوند . علائم افسردگي عبارتند از : 1 - اندوه ، اضطراب ، احساس پوچي و بي ارزشي . 2 - كاهش سطح هيجانات. 3 - تحريك پذيري ، گريه ي زياد ، بي قراري. 4 - احساس گناه ، نااميدي ، منفي گرايي. 5 - پُرخوابي ، كم خوابي و بيدار شدن زود هنگام. 6 - اشتهاي زياد ، كاهش وزن ، پُرخوري ، كاهش اشتها. 7 - کاهش توان و انرژي فرد ، كم شدن احساسات. 8 - تفکر در باره ي مرگ و حتي خودكشي. 9 - دشواري در به ياد آوردن ، تمركز پيدا كردن و تصميم گرفتن. 10 - علائم فيزيكي ماندگار كه به درمان پاسخ نمي دهند ،مانند سردرد ، دردهاي مزمن و اختلالات گوارشي. بررسي علت هاي افسردگي عوامل متعددي چون ارث ، محيط ، شخصيت فرد و اجتماع در بروز افسردگي دخالت دارند .
الف ) ارث امكان بروز افسردگي در فردي كه سابقه ابتلاي به اين بيماري را در خانواده خود داشته ، زياد است ( به ويژه نوع دو قطبي ) با توجه به اينکه افرادي كه سابقه ژنتيكي ندارند نيز ممكن است به اين بيماري دچار شوند .
ب ) محيط عوامل ايجاد كننده ي فشار رواني در زندگي همه ي ما وجود دارد كه از جمله ي آنها مي توان به از دست دادن عضوي از خانواده و دارايي ، اشكال در برقرار كردن ارتباط با اطرافيان ، مشكلات مالي و تغيير چشمگير در شيوه و سبك زندگي اشاره کرد که اين ها از جمله عوامل مهم تلقي مي شوند. به علاوه ، اعتياد در3/1 موارد منجر به بيماري افسردگي خواهد شد .
ج ) عامل هاي رواني – اجتماعي يك انسان منفي باف ، از اعتماد به نفس پائيني برخوردار است و نمي تواند وقايع زندگي خود را در دست بگيرد . ديدگاه و نگرش منفي سبب مي شود كه اثر عوامل استرس زا بيشتر شده و تندرستي فرد به خطر بيفتد . پژوهشگران معتقدند كه منفي بافي در كودكي شكل گرفته و پرورش دختران به شيوه هاي سنتي سبب بروز اين گونه تفكر و ديدگاه خواهد شد . علائم افسردگي 1- شكايات مختلف جسمي و دردهاي پراكنده 2- احساس خستگي دائم 3- سوء هاضمه و يبوست 4- اختلالات قاعدگي و جنسي 5- عدم احساس شادي و نشاط 6- لذت نبردن از زندگي 7- زودرنجي 8- از دست دادن توانايي انجام کارهاي روزمره 9- كم خوابي و كم اشتهايي و گاهي برعكس 10- از دست دادن قدرت تصميم گيري 11- احساس بي ارزشي و بي كفايتي 12- اشتغالات ذهني دائمي درباره مرگ 13- اقدام به خودكشي علل پيدايش افسردگی: 1-عوامل زيستي 2-رواني اجتماعي 3-زمينه ژنتيكي 4- از دست دادن افراد مهم زندگي در دوران کودکي 5- كم كاري غده تيروئيد 6-طلاق 7-مرگ همسر ، فرزندان يا نزديكان درمان افسردگی با وجود همه دانستني ها درباره افسردگي ، بايد دانست كه اين بيماري قابل درمان است و حتي شديدترين نوع آن نيز به درمان پاسخ خواهد داد . در واقع ، بخشي از نااميدي ناشي از افسردگي سبب مي شود كه فرد درمان پذير بودن بيماري را باور نكند . لازم است كه اطلاعات كافي درباره تأثير مثبت راه هاي درماني جديد در اختيار مبتلايان گذاشته شود تا درمان را زودتر شروع كنند . اگر چه راه هاي درماني متعدد هرگز نمي توانند در حد قابل توجهي ، توان فرد را براي مقابله با دشواري ها و دست و پنجه نرم كردن با مشكلات و ناملايمات افزايش دهند و به او كمك كنند كه از زندگي خود لذت ببرند . نخستين گام، آزمايش هاي تشخيصي و گام بعدي ارزيابي روانشناسي است . درمان دارويي رايج ترين شيوه درماني است . درمان گياهي ، روان درماني نيز از جمله راه هاي درماني هستند . روشهای درمانی درمان هاي رايج در افسردگي به دو گروه عمده تقسيم مي شوند : 1- درمان هاي غير دارويي مانند : روان درماني و رفتار درماني 2- درمان هاي داروئي و جسمي از قبيل داروهاي ضد افسردگي و الكتروشوك كه بيمار در شرايط حاد ، بايد حتماً در بيمارستان بستري شود . در موارد خفيف يا واكنشي ، نيازي به تجويز دارو نيست و روان درماني ، افزايش ارتباطات اجتماعي و حمايت اجتماعي كافي است . بيمار افسرده را بايد تشويق كرد تا در زندگي نقطه اميد و اتكا پيدا كند . مانند : اعتقادات مذهبي ، تشكيل خانواده و غيره ؛ خانواده نيز بايد از زدن برچسب تنبلي و سركشي به بيمار جداً خودداري كنند . خوشبختانه امروزه درمانهاي داروئي بسيار مؤثر و كم عارضه اي براي درمان افسردگي وجود دارد ، البته تشخيص بيماري ، انتخاب نوع دارو و مدت درمان بر عهده پزشك معالج مي باشد . در طول مدت درمان ، بيمار و خانواده او بايد همكاري كامل در مصرف دارو داشته و از قطع زود هنگام دارو خودداري نمايند . بايد دانست كه داروهاي ضد افسردگي ، اعتيادآور نيستند و عوارض چنداني نيز ندارند . مصرف به موقع دارو به مقدار لازم و مدت كافي ، مي تواند بسياري از بيماران را نجات دهد . لازم به يادآوري است كه داروهاي ضد افسردگي بايد به مدت طولاني ( چند ماهه ) و تحت نظر پزشك مصرف شوند تا اثرات مطلوب خود را نشان دهد . |
||
|
|
|
|
|
مثلث برمودا
موقعیت مثلث برمودا مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.
منطقه وحشت همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز میکنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت میکنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و میشوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانهای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است. مشاهدات و گزارشات در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.
علل واقعه علل فرضی طبیعی توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمولترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از: علل فرضی غیر طبیعی دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرندههایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمدهاند، میتواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.
داستانی عجیب حادثهای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی میگردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعهای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه میگفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط میشد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقبتر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت. آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل میکنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟ آیا آنها میتوانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟ گذشته و آینده برمودا به نظر میرسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانهها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبرهها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده میشده است.
آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری میگیرد؟ آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟ و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.
|
||
|
|
|
|
|
آخر الزمان در آیین اسلام : در قرآن گفتار صریحی درباره آخرزمان نیست و این اصطلاحی است که در احادیث و مولفات مسلمانان به چشم میخورد. در فرهنگ عامه مسلمانان بخصوص شیعه، اصطلاح آخر الزمان حکایت از عصری میکند که مهدی موعود در آن ظهور کند و تحولات ویژه ای در جهان رخ دهد. در دین یهود : تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان وپیوستن آن به قیامت کبری در دین یهود از سدههای دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده، پیش از این زمان بنی اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند میدانستند، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند. در دورههای بعد از حکومت داوود و سلیمان که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی میرفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد.
در دین مسیح : نظریاتی که درباره آخر الزمان در چهار انجیل آمده است یکسان نیست. ولی به طور کلی وقوع آخر الزمان به صورتهای زیر بیان شده است : 1-الیاس باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند. 2- بعد از مرگ مسیح و رستاخیز و صعود او، در هنگام رجعت او این واقعه محقق میگردد. 3-رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهائی، ناگهانی است وهیچ علامتی ندارد. 4- حوادثی پیش از رجعت مسیح در جهان روی میدهد که از آن جمله جنگها و بلاهالی سخت و زلزله است. در آیین زرتشت: در گاهان (گاثها) که سرودههای خود زرتشت است و در آنها میتوان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده است، اما چنین مینماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده میآید و راه نجات را مییابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر میخوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار میآید. آخرالزمان در دیدگاه مسلمانان دوره نبوت پیامبر اسلام تا ظهور امام زمان است و شیعیان بخصوص دوران غیبت کبری را آخرالزمان میخوانند
حوادث و علایم قبل و در زمان آخرالزمان علمای مذهب شیعه معتقدند که مجموعهای از اتفاقات نظیر حمله مغول که در احادیث پیشگویی شده است که از میان این حوادث فقط پنج مورد به طور قطع با ظهور مهدی ارتباط دارد. ۱ - خروج سفيانى (بنا به اعتقاد شیعه: سفيانى، يكى از طاغوتهاى مقدّس مآب از نسل ابوسفيان است و در شام به دست سپاه مهدى شكست خورده و كشته مى شود). ۲ - كشته شدن سيّدِ حسنى (بنا به اعتقاد شیعه: جوان خوش صورت از آل امام حسن با سپاهش به حمايت از امام مهدی برمى خيزد و سرانجام، کشته میشود). ۳ - اختلاف بنى عبّاس در رياست دنيا. ۴ - گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان . ۵ - گرفتن ماه در آخر آن ماه، برخلاف عادت (و نظم فلكى). ۶ - فرو رفتن زمين بيداء (زمين بين مكّه و مدينه). ۷ - فرو رفتن زمين در نقطه اى از مشرق و مغرب . ۸ - توقّف خورشيد، هنگام اوّل ظهر تا وسط وقت عصر. ۹ - طلوع خورشيد از مغرب . ۱۰ - كشتن « نفس زكيّه » در پشت كوفه همراه هفتاد نفر از یارانش . ۱۱ - سر بريدن يك مرد هاشمى بين حجرالاسود و مقام ابراهيم . ۱۲ - ويران شدن ديوار مسجد كوفه . ۱۳ - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى سياه از جانب خراسان . ۱۴ - خروج يمانى (بنا به اعتقاد شیعه: يمانى از مردان نيك و طرفدار امام زمان است ) كه به حمايت از مهدی ، با سپاه خود برمى خيزد. ۱۵ - ظهور مغربى در مصر و حكومت او بر مردم شام . ۱۶ - فرود تركها به جزيره . ۱۷ - ورود روميان به رمله . ۱۸ - طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق كه همچون ماه مى درخشد سپس دو جانب آن خم گردد كه نزديك شود كه آن دو جانب به همديگر متّصل شوند. ۱۹ - پديد آمدن سرخى در آسمان كه در فضا پراكنده گردد. ۲۰ - آتشى در طول مشرق، آشكار شود و سه روز يا هفت روز در آسمانى باقى بماند. ۲۱ - آزادی عرب از اسارت خود را و حكومت عرب بر شهرها و كشورها. ۲۲ - بيرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم . ۲۳ - كشتن امير مصر، توسّط مردم مصر. ۲۴ - خراب شدن شام . ۲۵ - كشمكش سه گروه در شام. ۲۶ - ورود دو گروه قيس و عرب به كشور مصر. ۲۷ - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى قبيله « كنده » در خراسان . ۲۸ - آمدن اسبهايى از جانب مغرب، تا اينكه در كنار حيره (نزديك كوفه ) بسته شوند. ۲۹ - برافراشته شدن پرچمهاى سياه از جانب مشرق به سوى حيره . ۳۰ - طغيان آب فرات، به طورى كه سرازير كوچه هاى كوفه گردد. ۳۱ - خروج شصت دروغگو كه همه آنان ادّعاى نبوت مى كنند. ۳۲ - خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب كه همه آنان ادّعاى امامت براى خود دارند. ۳۳ - سوزاندن مردى بلند مقام از شيعيان بنى عبّاس بين سرزمين جلولاء (واقع در هفت فرسخى خانقين) و سرزمين خانقين . ۳۴ - بستن پلى نزديك محله كرخ بغداد. ۳۵ - برخاستن باد سياهى در بغداد، در آغاز روز. ۳۶ - زلزله شديد در بغداد. ۳۷ - فرو رفتن بيشتر شهر بغداد در زمين بر اثر زلزله . ۳۸ - ترس عمومى كه عراق و بغداد را فراگيرد. ۳۹ - مرگهاى سريع و عمومى در بغداد. ۴۰ - كم شدن اموال و انسانها و محصول كشاورزى . ۴۱ - پيدايش ملخ در فصل خود و در غير فصل خود تا آنجا كه زراعتها و غلاّت را از بين ببرد. ۴۲ - كم شدن غلاّت و محصولات گياهى . ۴۳ - اختلاف و كشمكش در ميان دو صنف از عجم و خونريزى بسيار بين آنان . ۴۴ - بيرون آمدن بردگان از زير فرمان اربابان و كشتن اربابان . ۴۵ - مسخ شدن جمعى از بدعتگذاران، به صورت ميمون و خوك . ۴۶ - پيروزى بردگان بر شهرهاى اربابان . ۴۷ - نداى (غيرعادى ) از آسمان بر همه جهان به طورى كه هركسى در هر زبانى باشد آن ندا را به زبان خودش مى شنود. ۴۸ - پيدايش صورت و سينه انسان در قرص خورشيد. ۴۹ - مردگانى زنده از قبرها بيرون آيند و به دنيا بازگردند و به ديد و بازديد با همديگر بپردازند. ۵۰ - در پايان همه، ۲۴ بار، باران پى در پى مى آيد و زمين خشك را پس از مرگش، زنده و سبز و خرّم مى كند و به دنبال آن بركتهاى زمين بروز مى نمايد و در دسترس قرار مى گيرد. |
||
|
|
|
|||
|
آیا تا بحال نام اکستاسی را شنیده اید؟ آیا تا به حال در میهمانیهائی موسوم به اکس پارتی شرکت کرده اید؟ احتمالاً در بین دوستان شما کسانی هستند که اسم این ماده را شنیده اند یا آنرا مصرف کرده اند ؟! اکستاسی در قالب قرص های شادی بخش به طاعون خفتۀ عصر ما تبدیل می شود. اکستاسی چیست ؟ ترکیب شیمیائی اشکال رایج داروئی نحوۀ اثر در مغز
عوارض پس از مصرف اكستاسی: توضيح شكل:شكل بالا نشان دهنده اسكن مغز يك فرد عادی است كه اكستاسی مصرف نمیكند ولی اسكن پائين مربوط به مغز يك فرد مصرف كننده اكستاسی است. نقاط سياه رنگ در عكس پائين نشان دهنده آسيب مغزی ناشی از مصرف مزمن اكستاسی است. حشيش چيست؟ حشيش چگونه مصرف ميشود؟ عوارض حاصل از مصرف چيست؟ |
||||
|
|
|
|
|
بمب کثیف
| ||