تبليغاتX
.::به وبلاگ شهرآفتاب اهواز خوش آمدید::.

بسم الله الرحمن الرحيمشهر آفتاب اهواز

.::WelCome To Weblog Sun30ty Ahvaz::.

تعریف اعتیاد

اعتیاد حالتی است که ناشی از استعمال مداوم بعضی از داروها (موسوم به مواد مخدر) می‌باشد، به‌طوری که قطع استفاده از این مواد باعث بروز اختلال در عملکرد بدن انسان می‌شود. این وابستگی از طرفی باعث تسکین و آرامش موقت و گاهی تحریک و نشاط گذرا برای فرد می‏گردد و از طرف دیگر بعد از اتمام این اثرات سبب جستجوی فرد برای یافتن مجدد ماده و وابستگی مداوم به آن می‏شود. در این حالت فرد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روانی به ماده مخدر وابستگی پیدا می‌کند و مجبور است به تدریج مقدار ماده مصرفی را افزایش دهد.اعتیاد را می‌توان به دو گروه مجاز و غیرمجاز تقسیم‌بندی نمود: اعتیاد مجاز
اعتیاد مجاز، شامل مصرف مداوم موادی است که...

برای دیدن بقیه مقاله به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 10:39  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

روزه فوايد جسمي و روحي فراوان دارد، شفابخش جسم و توان بخش جان است، پاک کننده آدمي از رذايل حيواني است، در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان بسيار موثر بوده و در تذهيب و تزکيه نفس و رهاندن انسان از روزمره پگي و واماندگي در نياز هاي تن تأثير بسزايي دارد.
 
روزه يکي از احکام انسان ساز اسلام است، که آگاهي از همه فوايد و پي بردن به فلسفه کامل آن همچون ساير احکام الهي براي انسان عادي ممکن نيست، دانش محدود بشر نميتواند راهگشاي همه اسرار نهفته باشد و انديشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شايد روزي دانش انسان به حدي از کمال برسد که دريچه تازياي بر روي بشر بگشايد و حکمتها و دستورات اسلام را باز شناسد..... .

 بنابراين ندانستن فلسفه احکام الهي نبايد ما را از انجام آن باز دارد و موجب نا فرماني و عصيان شود، چرا که اين اطاعت کورکورانه نيست، بلکه بر علم و يقين تکيه دارد زيرا مسلمانان ميدانند که خداي جهان بر  همه چيز دانا و از همه چيز آگاه است و نقص و نيازي در ذات متعال او نيست که از اعمال سودي بخواهد يا از زياني بهراسد، خداي مهربان خير محاست و براي بندگان خود جز خير و سعادت نميخواهد، پس اگر به چيزي فرمان ميدهد خير و سعادت ما در آن است و کمال و تعالي ما بدان بستگي دارد و هر چيزي را نهي ميفرمايد براي ما زيان بخش است و بر مصالح مادي و معنوي ما لطمه ميزند.

 فوايد طبي و بهداشتي روزه که از سودمنديهاي کوچک اين فريضه انسان ساز است بحدي است که شايد نياز به توضيح و تکرار نداشته باشد و بيشتر مردم کم و بيش از آن آگاهند. ما به اختصار به گوشه اي از اين فوايد انسان ساز اشاره ميکنيم: معده و دستگاه گوارش از اندام پرکار بدن آدمي است، با سه وعده غذا که معمول مردم است؛ تقريباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحليل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث ميشود از يکسو اين اعضا استراحت کنند و از فرسودگي مصون بمانند و نيروي تازه اي بگيرند و از سوي ديگر ذخاير چربي که زيانهاي مهلکي دارند تحليل رفته و کاسته شوند.

 در روايات اسلامي حتي به فوايد جسمي روزه نيز تصريح شده تا برخي از سست عنصران، اگر نه با ايمان کامل لااقل با توجه به فوايد بهداشتي روزه اين فريضه ثمر بخش را بجاي آورند و از سودمنديهاي گوناگون آن در حد خود بهره ور شوند. پيامبر گرامي اسلام (ص) در همين رابطه فرموده اند: «صوموا تصحوا» روزه بگيريد تا سالم بمانيد. و نيز در روايات بسياري پيشوايان گرامي اسلام فرموده اند: « معده آدمي خانه بيماريهاي اوست و پرهيز از غذا درمان آن است»

 بديهي است آنگاه فوايد بهداشتي روزه بهتر به دست ميآید که روزه دار امساک روز را با زياده روي در شب تلافي نکند، که پر خوري خود موجب زيانهاي چشم گيري براي دستگاه گوارش است. با پيشرفت دانش پزشکي، برخي از پزشکان و متخصصان دريافته اند که امساک از خوردن و آشاميدن، عالي ترين روش درماني است، يکي از پزشکان ميگويد: « طرح درمان به وسيله روزه بسيار چنان معجزه آساست که بکار بستن آن مسير، طرحها و برنامه هاي طب عملي و جراحي را تغيير خواهد داد، زيرا روزه راه تازه اي به روي دانش پزشکي ميگشايد؛ و سلاح موثري براي مبارزه با بيماريها به اين دانش ميبخشد، سلاتحي که ميتوان آن را از راههاي گوناگون مورد استفاده قرار داد تا انسان را در مبارزه با علت بيماريها براي بهبود بيماران به نتيجه مطلوب و آشکار رسانند. »

 با روزه و امساک ميتوان بيماريها را بهبود بخشيد و معالجه کرد. البته در صورتي که با اعتدال و زياده روي مقرون باشد و در هنگام سحر و افطار در خوردن و آشاميدن افراط نشود. بررسي فوايد بهداشتي و طبي روزه در اين مختصر نمي گنجد، آنانکه به توضيح بيشتر علاقمندند ميتوانند به کتابهايي که در اين زمينه تأليف شده است مراجعه نمايند. بايد توجه داشت، بر خلاف تصور کوتاه انديشان، روزه هيچگونه ضرري براي افراد سالم مکلف ندارد و اگر کسي بيمار باشد و نتواند روزه بگيرد و با اين کار بيمار تر شود و يا روزه باعث گردد که بيماريش ادامه يابد کار حرامي مرتکب شده و روزه اش نزد خدا پذيرفته نيست، بيماري که روزه براي او ضرر دارد نبايد روزه بگيرد و فقط لازم است در روزهاي ديگر قضاي آن را بجا آورد و جبران کند.

 افراد سالم بايد بدانند که روزه نه تنها زياني برايشان ندارد بلکه چنان که گفتيم، موجب تندرستي و صحت مزاج است و بگفته برخي شکم پرستان که خود روزه نميگيرند و ديگران را نيز از روزه باز ميدارند و تلقين ميکنند که روزه موجب زخم معده ميشود، نبايد اعتنا کرد، اينگونه دروغها تنها بهانه افراد سست عنصري است که که اسير شکم خويشند و از عزم و اراده انساني در آنان خبري نيست. « روزه باعث استراحت معده است و در حال روزه اسيد معده بجاي غذا به وسيله صفرا خنثي ميشود و زخم ايجاد نميگردد»

 روزه عامل باز دارنده از گناه

روزه، بويژه روزه ماه مبارک رمضان که در اسلام بر همه مسلمين مکلف که بتوانند روزه بگيرند واجب است، واجب است، عامل مؤثري است در ايجاد و تقويت روحيه تقوي و پرهيز کاري؛ قرآن مجيد اين فايده بزرگ را با جمله « لعلکم تتقون » ياد آور ميشود و اين عبادت را عامل مهم تقوي ميشمارد. تقوي و پرهيز کاري در تربيت و سازندگي و شخصيت اسلامي يک مسلمان نقش بسيار مهمي دارد و براي رسيدن به همين اثر پر ارزش است که بهترين عبادت در ماه صيام و در حال روزه اجتناب از گناه است. پيامبر بزرگوار (ص) در خطبه اي فضيلتهاي ماه رمضان را براي مسلمانان بيان فرمود علي (ع) پرسيد: بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ پيامبر پاسخ دادند: «الورع عن محارم الله» اجتناب و پرهيز از گناهان.

 روزه دار با بکار بستن اين دستور الهي که شرط کمال روزه است، روحيه تقوي را در خود زنده ميکند و اين مراقبت ثمر بخش در ماه مبارک رمضان و در حال روزه بسيار آسان تر است چرا که گرسنگي و تشنگي و ديگر محدوديتهاي روزه شعله هاي سرکش غرايز حيواني و هوسها را تا حد چشمگيري خاموش ميسازد و حتي اگر موقت هم باشد گريبان عقل و جان را از چنگال شهوت رها ميسازد و براي روزه دار زمينه اي آماده براي تمرين تقوي و پرهيزگاري فراهم ميشود و با مراقبت و تمرین پياپي در يکماه نيروي بازدارنده از گناه در او به وجود ميآيد و خصلت خودداري در او ريشه ميگيرد و رشد ميکند و او با گذراندن اين برنامه يکماهه توفيق می یابد که پس از ماه روزه نيز پرهيزکار باقي بماند. بدين ترتيب به مقام پر ارج تقوي که به تعبير قرآن و فرموده پيشوايان معصوم ما کرامت انسان بدان وابسته است براي هميشه نايل آيد.

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 19:44  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

به گزارش آژانس خبری پرشین هک از مشورت، بنا به گفته محققين امنيتی، تروجانی منتشر شده است كه نه تنها هارد سيستم قربانی را خراب می كند بلكه با سخنانی كه از روی يك نوشته می خواند آنها را آزار و اذيت می كند.


اين تروجان به نام BotVoice.A می باشد و از طرق مختلفی همچون FTP، IRC ، شبكه های P2P و CD-ROM ، حافظه های USP و همچنين فايل های الحاقی به ايميلها، خودش را منتشر می كند.


اگر چه درجه خطر اين تروجان توسط شركت امنيتی پاندا بسيار كم دسته بندی شده است اما كاربران بد شانسی كه در مواجهه با اين تروجان آن را فعال كنند در كمترين زمان ممكن از كار خود پشيمان می شوند.


اين تروجان پس از فعال شدن با استفاده از لحن صدای استيفان هاوكينگ، فيزيكدان معروف، به كاربران هشدار مي دهد:« You have been infected. I repeat. You have been infected and your system files has been deleted. Sorry. Have a Nice Day and bye bye »


بعد از اين هشدار اين تروجان تمامی فايل های موجود در درايو C سيستم را پاك مي كند و فقط فايل های حفاظت شده و در حال استفاده باقی می مانند. اين تروجان همچنين برنامه Task Manager و Registry Editor را از كار می اندازد.


متنی كه توسط اين تروجان گفته می شود را می توانيد از اينجا دريافت كنيد.

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 9:1  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

In ancient England, people could not have sex without consent from the King
When people wanted to have a child, they had to solicit a permission to the monarchy, in turn they would supply a plaque to hang on their door when they had sexual relations.
The plaque read … "Fornication Under Consent of the King" (F.U.C.K).
This is the origin of the word.

آيا ميدانستيد که: در انگلستان باستان روابط جنسي بدون اجازه پادشاه قدغن بوده است. کساني که تصميم به بچه دار شدن داشتند بايد درخواست رسمي خود را به دولت پادشاهي عرضه ميداشتند و به آنها لوحي داده ميشده که هنگام برقراري روابط جنسي بر در خانه خود آويزان کنند که بر روي آن اين جمله حک شده بوده است:
Fornication Under Consent of the King (F.U.C.K)
( زنا ! بر حسب اجازه از پادشاه )

A statue in a park with a soldier on a horse with it’s 2 feet in the air means
the soldier died in combat.
If the horse has only 1 foot in the air,
the soldier died of injuries from combat.
If the horse has all 4 feet on the ground, the soldier died of natural causes.

آيا ميدانستيد که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند:
اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده.
اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده.
اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده

When the English settlers landed in Australia, they noticed a strange animal that jumped extremely high and far. They asked the aboriginal people using body language and signs trying to ask them about this animal. They responded with ’’Kan Ghu Ru’’ the English then adopted the word kangaroo. What the aboriginal people were really trying to say was
‘’we don’t understand you’’, ‘’ Kan Ghu Ru’’.

آيا ميدانستيد که: مهاجرين انگليسي در استراليا با حيوان عجيبي روبرو شدند که بسيار بالا و دور مي پريده. هنگاميکه از بوميان در مورد اين حيوان با حرکات بدن پرسيده اند آنها در جواب گفته اند:
Kan Ghu Ru
که در زبان انگليسي به Kangaroo تبديل شده است.
در حقيقت منظور بوميان اين بوده که "ما منظور شما را نمي فهميم".

Each King on playing cards represent a King in real history:

♦ Diamonds: Julius Cesar
♠ Spades: King David
♣ Clubs: Alexander The Great
♥ Hearts: Charlemagne

آيا ميدانستيد که: هر کدام از شاه هاي ورقهاي بازي نشانگر شاهي در واقعيت است؟

♦ خشت: ژوليوس سزار
♠ پيک: شاه ديويد
♣ خاج: اسکندر کبير
♥ دل: شارلماني

During historic civil wars, when troops returned without any casualties, a writing was put up so all can see, which read
"0 Killed".
From here we get the expression "O.K." which means all is good.

آيا ميدانستيد که: در زمان جنگهاي باستاني هنگامي که سپاهيان بدون تلفات از جنگ بر ميگشته اند پلاکاردي حمل ميکردند که روي آن نوشته بود:
(تعداد تلفات 0)
ريشه OK از اين اصطلاح است.

The muscles in your heart have the strength to shoot your blood 10 meters in the air?

آيا ميدانستيد که: ماهيچه هاي قلب انسان قادرند خون را به ارتفاع 10 متر به هوا پرتاب کنند؟

Multiplying 111,111,111 x 111,111,111 = 12,345,678,987,654,321

آيا مي‌دانستيد که: 111،111،111 × 111،111،111 = 12،345،678،987،654،321

Elephants are the only animals that cannot jump

آيا ميدانستيد که: فيلها تنها موجوداتي هستند که نميتوانند بپرند؟

The body’s strongest muscle is our tongue

آيا ميدانستيد که: قويترين ماهيچه بدن، ماهيچه زبان است؟

A pig’s orgasm lasts 30 minutes!!

آيا ميدانستيد که: خوکها بعد از 30 دقيقه به ارگاسم مي رسند؟

Statistically, people are more afraid of spiders than they are of dying

آيا ميدانستيد که: طبق آمار افراد از عنکبوت بيش از مرگ مي ترسند؟

All polar bears are left handed

آيا ميدانستيد که: خرسهاي قطبي چپ دست هستند؟

Crocodiles cannot stick out their tongue

آيا ميدانستيد که: سوسمارها نميتوانند زبانشان را بيرون بياورند؟

Butterflies taste with their feet

آيا ميدانستيد که: مراکز چشايي پروانه روي پاهايش قرار دارد؟

A cockroach can live 9 days without it’s head. It only dies because it cannot eat.

آيا ميدانستيد که: سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟

Humans and Dolphins are the only animals that have sex for pleasure

آيا ميدانستيد که: انسان و دلفين تنها موجوداتي هستند که براي لذت بردن رابطه جنسي برقرار ميکنند؟

A duck’s quack has no echo, and nobody knows why

آيا ميدانستيد که: صداي اردک اکو ندارد وهيچکس هم دليل آنرا نميداند؟

It is impossible to sneeze with your eye’s open

آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد با چشم باز عطسه کنيد؟

Starfish have no brains

آيا ميدانستيد که: ستاره هاي دريايي مغز ندارند؟

Thomas Edison was afraid of the dark.

آيا ميدانستيد که: اديسون از تاريکي مي ترسيده است ؟

The word "cemetery" comes from the Greek koimetirion which means dormitory

آيا مي‌دانستيد که: ريشه کلمه "Cemetry" (قبرستان) در حقيقت کلمه يوناني "Koimetirio" به معني "خوابگاه" است؟

It is impossible to suck your elbow.

آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد؟


Mosquitoes have teeth

آيا ميدانستيد که: پشه ها دندان دارند؟

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 10:43  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

((رابطه انسان با خدا))

نخستين و مهم‏ترين اين روابط، رابطه انسان با خالق خويش است هر رابطه‏اى متكى به اطراف رابطه است در هر رابطه حداقل دو طرف وجود دارد و رابطه انسان با خداوند نيز دو طرف دارد. در برخى از روابط يك طرف رابطه فعال و طرف ديگر منفعل است. مثلا در رابطه انسان با اشياء محيط پيرامون، انسان طرف فعال و اشياء طرف منفعل رابطه‏اند. برخى ديگر از روابط اجتماعى خود در برابر انسان‏هاى ديگرى قرار دارد كه آنها نيز همچون او فعال هستند و به طور همزمان از او تأثير مى‏گيرند و بر او تاثير مى‏گذارند. تفاوت روابط انسانى متقابل با روابط انسان با اشياء در اين است كه تاثير اشياء بر انسان تأثيرى ناخواسته و ناآگاهانه است در حالى كه تاثير انسان‏ها بر يكديگر تاثيرى آگاهانه و خود خواسته است در نتيجه نمى‏توان اشياء را فعال دانست.

نوع ديگرى از رابطه وجود دارد كه يك طرف رابطه هيچ گاه منفعل نمى‏شود. رابطه انسان و خداوند اين گونه است بررسى اين رابطه و چگونگى آن تا حدود زيادى در مباحث جهان بينى صورت مى‏گيرد در جهان بينى رابطه تكوينى انسان و خداوند بررسى مى‏شود. در اين رابطه اراده و آگاهى انسان هيچ تاثيرى ندارد. رابطه تكوينى انسان با خداوند رابطه خالق و مخلوق است خالقى كه كمال مطلق است و مخلوقى كه فقر و نيازمندى محض است و به اراده خالقش استعدادهايى در او نهفته است. اين گونه رابطه، رابطه خالق و مخلوق اختصاص به انسان ندارد، بلكه همه هستى مخلوق خداست همه عالم فقير الى اللَّه است و خداوند غنى على الاطلاق است.

نوع ديگرى از رابطه ميان انسان و خداوند برقرار است كه به آگاهى و اراده انسان مربوط است يعنى اگر انسان موجودى بدون آگاهى و اراده بود چنين رابطه‏اى برقرار نمى‏شد. نام اين رابطه را رابطه معرفتى مى‏گذاريم زيرا منشأ همه رابطه‏هايى از اين دست معرفت انسان به خداست.
معرفت انسان به خداوند حاصل مباحث اصول عقايد است كه در حقيقت به عقل نظرى مربوط مى‏شود معرفت انسان از دو جهت به اعمال ارادى او مربوط مى‏شود:
الف - معرفت انسان ناشى از برخى فعاليت‏هاى ارادى است كه از آن با عنوان تأثير اعمال اختيارى بر معرفت ياد خواهيم كرد؛
ب - برخى از اعمال انسان كه به رابطه او با خداوند مربوط است تحت تأثير اين معرفت قرار مى‏گيرد كه از آن به تأثير معرفت بر عمل ياد مى‏كنيم.
تأثير اعمال اختيارى بر معرفت
معرفت انسان به خداوند دو گونه است: معرفت فطرى غير اكتسابى و معرفت حصولى.
خداوند انسان را فطرتاً خداشناس و بلكه خداپرست آفريده است. انسان به اقتضاى فطرت خويش همراه با همه ذرات هستى به وجود خداوند آگاه است و به سوى خداوند گرايش دارد. قرآن كريم بر آگاهى فطرى انسان از خداوند تاكيد دارد:
و اذ أخذ ربك من بنى آدم من ظهورهم ذريتهم و اشهدهم على انفسهم الست بربكم قالوا بلى شهدنا ان تقولوا يوم القيامة انا كنا عن هذا غافلين* او تقولو اشرك آباؤنا من قبل و كنا ذرية من بعدهم افتهلكنا بما فعل المبطلون؛ (20)
و ياد كن هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه آنان را برگرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت كه: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى شهادت داديم. تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين امر غافل بوديم. يا بگوييد پدران ما پيش از اين مشرك بوده‏اند و ما فرزندانى پس از ايشان بوديم آيا ما را به خاطر آن چه باطل انديشان انجام داده‏اند هلاك مى‏كنى؟
از اين آيه فهميده مى‏شود كه خداوند از همه آدميان به ربويت خويش اقرار گرفته است اين اقرار گرفتن همگانى به اين معناست كه همه آدميان به اقتضاى خلقت خاص نوع خود به وجود خداوند و ربوبيت او آگاهند.
اگر چنين آگاهى فطرى و همگانى اى وجود دارد پس چگونه است برخى آدميان وجود دارند و ربوبيت او انكار مى‏كنند و برخى نسبت به وجود خداوند دچار شك و ترديدند؟ در پاسخ مى‏توان گفت انسان افزون بر شناخت و گرايش فطرى به خداوند گرايشات فطرى ديگرى نيز دارد. گرايش انسان به لذات حسى نيز فطرى است و توجه او به امور محسوس از ويژگى‏هاى ذاتى اوست هر گاه انسان در توجه به محسوسات و گرايش به لذات حسى افراط كند، فطرت او پوشيده مى‏شود و از آگاهى فطرى خويش غافل مى‏شود خداوند عقل را به انسان عطا فرموده است تا در اين مواقع راهماى او باشد انسان با عقل خويش مى‏تواند ترديدها را از خود دور سازد و آگاهى فطرى خويش را باز يابد.
معرفت انسان به وجود خداوند و صفات او هر گاه به يارى قوه عاقله و به واسطه مفاهيم كلى و دلايل عقلى صورت گيرد، معرفتى حصولى است و به دست آوردن اين معرفت نيازمند حركتى اختيارى براى شناخت حقيقت است.
يكى از جنبه‏هاى ارتباط اخلاق با معرفت خداوند در همين جا مطرح مى‏شود.شناخت حصولى وابسته به اعمال اختيارى انسان و اخلاق عهده‏دار معرفى اعمال خوب و درست و تمييز آنها از اعمال بد و نادرست است پس تكليف اخلاقى انسان درباره اعمالى كه بر شناخت حصولى او اثر مى‏گذارند چيست؟


ضرورت اخلاقى شناخت خداوند
چنان كه دانستيم اخلاق روابط انسان را به گونه‏اى تنظيم مى‏كند كه او را به كمال برساند. همچنين دانستيم كه خوبى و بدى اعمال بستگى به تاثير آنها در رسيدن به كمال دارد. عملى كه اثر مثبت دارد يعنى انسان را به كمال نزديك‏تر مى‏كند عمل درست و خوب است و عملى كه دور كننده انسان از كمالش باشد نادرست و بد است. بنابراين تلاش براى شناخت خداوند از نظر اخلاق به دلايل زير ضرورى است:
1 - نخست آن كه شناخت كمال انسان وابسته به شناخت خداست كمال انسان قرب خداوند است و چگونه مى‏توان اين كمال را شناخت بى آن كه خدا را شناخته باشيم. كمال انسان، بالاترين رتبه معرفت به خداوند است. بالاترين مرتبه معرفت به خداوند كه براى انسان امكان‏پذير است كمال نهايى اوست انبياء اين مرتبه از معرفت به پروردگار و اوصاف او را دارا هستند. اديان الهى راه رسيدن به اين مرتبه را به انسان معرفى كرده‏اند؛ راهى كه از مسير تهذيب نفس و انجام اعمال متناسب با توانايى‏ها و كمالات انسان مى‏گذرد؛ راهى كه ترسيم كننده فضايل انسانى است و روابط و اعمال انسان را به گونه‏اى تنظيم مى‏كند كه بيشتر انسان‏ها و بلكه همه آنها امكان رسيدن به هدف غايى خلقت را بيابند.
2 - تشخيص درستى و خوبى اعمال، نيازمند شناخت آثار و نتايج آنها نسبت به هدف حقيقى و اصلى است پس بدون شناختن هدف امكان ارزيابى اخلاقى اعمال وجود ندارد. يك عمل نسبت به يك هدف داراى ارزش مثبت و نسبت به هدفى ديگر داراى ارزش منفى است. براى آن كه ارزش حقيقى عمل را بشناسيم، بايد هدف حقيقى و اصيل را بشناسيم. براى امثال كسب درآمد بيشتر و تأمين رفاه خانواده يكى از اهداف سرپرست خانواده است. بنابراين هر عملى كه اين هدف را محقق سازد نسبت به اين هدف داراى ارزش مثبت است. اما اگر عملى درآمد خانواده را افزايش دهد ولى كرامت انسانى آنها را خدشه‏دار كند، آيا مى‏توان آن را داراى ارزش مثبت دانست؟ در اين جا بايد هر دو هدف را با يكديگر مقايسه كنيم و ببينيم كدام يك از آنها اصيل‏تر و بر ديگرى مقدم است. رفاه شرايطى است كه در آن شرايط فرد فرصت و امكان بيشترى براى تفكر و عبادت خواهد داشت يعنى رفاه وسيله و ابزار خوبى براى تحقق اهداف انسان است ولى اگر اين وسيله خود مانع تحقق هدف ديگرى شود، ديگر مطلوب نخواهد بود؛ چرا كه كرامت انسانى هدفى اصيل است و هيچ گاه نبايد اين هدف اصيل را به پاى هدفى واسطى و وسيله‏اى قربانى كرد. با شناخت هدف اصيل يعنى كرامت انسانى به راحتى مى‏توانيم پاسخ پرسش فوق را بدهيم و بگوييم عملى كه كرامت انسان را خدشه دار كند حتى اگر بارزترين درجه رفاه را هم فراهم آورد، ارزش مثبت ندارد.
شناخت هدف غايى انسان، امكان طبقه بندى اهداف واسطى را فراهم مى‏كند و ما را قادر مى‏سازد كه ارزش هر عمل را نسبت به اهداف واسطى و هدف غايى بسنجيم. البته تشخيص آثار و نتايج همه اعمال براى انسان امكان‏پذير نيست. از همين رو راه‏شناسى علاوه بر اتكاء بر وجدان اخلاقى، نيازمند راهمنايى الهى است و خداوند انبياء را براى همين امر مبعوث فرموده است.
3 - راه‏شناسى، يعنى شناختن راه رسيدن به كمال نيازمند شناخت راهنماى حقيقى است بدون شناخت پيامبران راه وصول به كمال به طور شناخته نمى‏شود. پس دليل ديگر براى ضرورى بودن شناخت خداوند ضرورت شناخت نبوت و انبياء الهى است. بدون شناخت خداوند و صفات حكمت و لطف الهى نبوت شناخته نمى‏شود و جستجو براى شناخت پيامبر راستين معنا نمى‏يابد.
بنابراين خداشناسى به معناى شناخت وجود و صفات خداوند، از ديد اخلاق امرى درست خوب و واجب است.
آن چه تاكنون گفتيم به خوبى نشان مى‏دهد كه تأمل عقلانى درباره وجود و صفات خداوند از ديدگاه اخلاق ضرورى است. همين مطالب را مى‏توان دليلى براى تحريك خود و تشويق ديگران به تحصيل معرفت خداوند دانست؛ ولى علت حقيقى گرايش انسان به شناخت خداوند قدرى دقيق‏تر و لطيف‏تر است.
ريشه و علت تمايل انسان به شناخت خداوند كمال خواهى اوست انسان فطرتا خواستار كمال و خواهان برترين كمال است. يكى از كمالاتى كه بدون آن تحقق هيچ كمال انسانى ديگرى ممكن نيست كمال علمى است. انسان فطرتا خواهان شناخت خود و ديگر موجودات است. اين خواست فطرى او رإ؛**ّّ وا مى‏دارد كه به شناخت علت حقيقت هستى روى آورد. انسان با شناخت علت هستى مى‏خواهد جهل را از خود زايل سازد و به كمال خود دست يابد. انسان تا زمانى كه علت وجود خود و ديگر موجودات را نمى‏داند از نقصان علمى رنج مى‏برد و كمال خود را تحقق نايافته مى‏بيند. پس معرفت خواهى انسان نسبت به خداوند معلول كمال جويى اوست.
با اين توضيحات در مى‏يابيم كه هم علت معرفت جويى انسان كمال خواهى اوست و هم دلايلى كه ذكر كرديم وابسته به ويژگى فطرى كمال خواهى انسان است. انسان از آن رو كه خواستار كمال است، مى‏خواهد كمال غايى و مقصد نهايى را بشناسد و مى‏كوشد خوب و بد اعمال خويش را بسنجد و راه رسيدن به كمال را جستجو مى‏كند.

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 19:56  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

بيل گيتس در سن 43 سالگي ثروتمندترين مرد جهان بود. او از سن 20 سالگي تاكنون رئيس شركت مايكروسافت بوده است كه ارزش آن چيزي در حدود 50 بيليون دلار است (گرچه خود گيتس تاكيد دارد كه بيشتر پول وي در سهام مايكروسافت صرف شده) و ثروت او به اندازه‌اي است كه خارج از درك مردم است. به اين دليل ثروت وي هم...

 

برای دیدن بقیه مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 18:57  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

عجایب هفتگانه جهان، شگفت ترین و بزرگترین آثار هنری معماری دوران باستان به شمار می آیند که فعلاً تنها یکی از این عجایب معماری وجود دارد و متباقی در مرور زمان از بین رفتند نخستین کسیکه در باره این شهکار های معماری تحقیق و کتابی نوشت آنتیپاتروس سویدنی است . کتاب او بهر حال نه دارای دیدگاه فلسفی بوده و نی یک کتاب هنری محسوب میشود، بلکه راهنمای ساده ای برای سفر در عهد باستان بوده است.
اگر خود به راستی به این سفر ها رفته باشد و سخن دیگران را بازگو نکرده باشد، بیشتر راههای تجارتی معروف آن زمان را دنبال میکرده . او فقط یکی از عجایب هفتگانه را در یونان یافت پیکره زئیوس اثر فیدیاس ، او در اسیای صغیر معبد آرتمیس را ، در افسوس آرامگاه شاه موزولوس پادشاه هالیکارناس را در جزیره رودس مجسمه غول پیکر که به مجسمه هلیوس معروف بود ، در افریقا فانوس دریائی اسکندریه و هرام مصر و بلاخره در آسیا دور باغهای معلق بابل دیده است ـ
آنتیپاتروس در نوشتارش به ساختمانهای معروفی که در نزدیک اش بودند و یا به اصطلاح جلوی خانه اش واقع بودند مثلاً ساختمان اکروپولیس در آتن اشاره ای نکرده ، زیرا کتاب او به عنوان راهنمای سفر برای یونانیان که قصد سفر و یا برای قشر تحصیلکرده بود ـ
وی همچنین تنها آن عجایبی را در کتاب خود ثبت کرد هنوز در آن دوران دیده ویشدند . مثلاً برج بابل، که بدون تردید یکی از عجایب آن زمان بود که دوران زندگی آنتیپاتروس در هم فرو ریخته و لذا جز مناظر دیدنی شمرده نمیشد و او نمی خواست ویرانه ها را به مردمان عصر خویش ارائه کند . چون یونانی ها عاشق هنر و زیبائی بودند و خرابه را قابل تحسین و عجیب انگیز نمی دانستدـ
عجایب هفتگانه جهان قرار ذیل می باشند: ـ

هرم بزرگ جیره
هرم بزرگ جیره که نزدیک قاهره دیده میشود یکی از جمله عجایب هفتگانه است که تا این زمان وجود دارد و گذشت دوران و حوادث نتوانسته است خللی در ارکانش ایجاد کند. سطح قاعده هرم جیره مربعی است که هر ضلع آن 233 متر است و این اثر معماری حیرت انگیز متکی به سطحی است که مساحتش بالغ بر 54 هزار متر مربع می باشد . بر اثر عوامل جوی تاکنون 12 مت از ارتفاعش کاسته شده است حجم این توده بزرگ و عظیم سابقاً دو ملیون و هفتصد هزار متر مکعب که شامل وزنی معادل هشت ملیون تن بود، این مقدار سنگ ثابت میکند که در مشرق رود نیل کوه هایی وجود داشته که تخته سنگهای آن را به این نقطعه حمل کرده و بر روی هم قرار داده اند . بنای عظیم روی قاعده سنگی هرم بسیار دقیق است به طوریکه معماران امروز حیرانند که در آن زمان با چه وسایلی به این دقت بدون کوچک ترین اشتباهی اندازه گیری و دیزاین شدهاست . راهروی ورودی هرم مختصر خمیده گی دارد که مستقیم به طرف شمال میرود، اگر یک خط فرضی از منتها الیه راهرو ادامه یابد با چند درجه اختلاف پائین تر به قطب منتهی میشود و این اختلاف به علت محور زمین است که در طول این مدت پیدا شده است . هرم مصر مقابر فراعنه می باشد ـ

باغ های معلق
در زمان قدیم در بابل پادشاهی بود بنام نینوس که با سمیرامیس ازدواج کرده بود . سمیرامیس از زندگی در بابل خسته شده و بابل برای او ملال نگیز گشته بود . شوهرش برای رفع اندوه او با قدرت مطلقه ای که داشت دستور ساختن بنایی را داد که در کرانه رود فرات بنا گردید. باغهای معلقه میان خالی بود به طوری که تحمل وزن ساکنین ان را داشت و خراب نمیشد . برای آنکه به ارزش چنین بنایی پی ببریم باید توجه کرد که در آن زمان هیچ کس از طرز ساختن سقفهای ضربی اطلاعی نداشت . این خود یکی از عجایب ساختمان باغهای معلق گردید . تنها راهی که برای معماران موجود بوده ساختن ستونهای سنگی بود که قدرت تحمل بنا را داشته باشند در بنای این ستونها از تخته سنگهای سنگین و چهارگوش که هر ضلع آن پنج متر بود استفاده میکردند . در حقیقت باغهای معلق بابل بر فراز جنگلی از ستونهای مرتفع و سنگی قرار گرفته بود . مسله دیگری که در باغهای معلق بابل فوق العاده به نظر میرسید چگونگی نفوذ ناپذیر بودن تپه ها بود که بر روی هم قرار داشتند معلوم نیست چه وسیله ای به کار می بردند که آب باران و برف از هر یک از باغها به پائین نفوذ نکند . برای آبیاری طریقه ای بکار میبرند که آب رود فرات مستقیماً به مرتفع ترین قسمت باغ جریان داشت تا بتوانند درختان و گلها را آبیاری کنند . باغهای معلق بر همه شهر مسلط بود چشم انداز زیبای داشته و از فراز آن منظر رود فرات ، شهر،سربازان و جاده ها پیدا بودند و عبور و مرور قافله که بین شرق و غرب در تردد و حمل کالای تجارتی بودند به خوبی دیده میشده اما متسفانه از این شهکار معماری چیزی باقی نمانده است.

معبد دیان
معبد دیان (الهه شکار و ماه) در یونان واقع شده بود . ابتدا بارگاه این الهه بسیار نکبت بار بود . این بارگاه عبارت از پیکره ای بود که داخل درخت مجوفی جای داشت ولی در قرن 6 قیل از میلاد تصمیم گرفتند معبد بسیار با شکوهی برای ااهه بنا کنند . برای ساختن این معبد محل دقیقی لازم بود تا از زلزله های دائمی که در این منطقه روی میداد در امان باشد و به همین دلیل تصمیم گرفتند روی زمینی باطلاقی و نرم دست به عبارت بنا بزنند .
نخست مقداری زیادی ذغال و چوب و بوجی های پوستی در آن باطلاق ریختند تا قابلیت تحمل بنا را پیدا کند . برای مصالح ساختمانی آن ، سنگ مرمر را در نظر گرفتند. این معبد در فضایی به طول یکصدو بیست و هفت متر و عرض 73 متر ساخته شد . ساختمان این محصور به 127 ستون بود که به سبک معماری یونانیف در دو طبقه بالا رفته بود .ارتفاع این ستونها هر یک 19 متر متر که روی سرستونها تخته سنگهای مرمر چهار گوش افکنده بودند که بام معبد را تشکیل میداد. ساختمان این معبد به سال 400 قبل از میلاد پایان یافت ، ولی نیم قرن بعد یعنی در سال 446 قبل از میلاد بر اثر آتش سوزی مهیبی از بین رفت و نابود شد . شاید به نظر عجیب آید که آتش چگونه توانسته است توده های حجیم و وزین سنگ مرمر را از بین ببرد، اما حقیقت امر این بود که سنگ مرمر ستون بندی داخلی معبد بود و تیغه های چوبی که اطاقها و راهرو ها را از هم جدا میساخت بکلی طعمه حریق شدو بر اثر حرارت حاصله از سوختن چوبها ف سنگهای مرمر اسید کربنیک خود را از دست داده و به صورت سنگهای آهکی معمولی درآمدند و از سنگهای مرمر جز آهک چیزی باقی نماند ـ
واقع شوم آتش سوزی عمدی بود و مردی جاه طلب به نام استورات چون توفیقی در بدست آوردن شهرت نیافته بود خواست از این طریق شهرتی بدست آورد و معبد دیان را طعمه حریق کرد . معبد را دو باره بنا کردند ولی به سال 362 میلادی که (گت ها) بر آسیا صغیر تسلط یافتند معبد دیان را برای دومین بار تخریب کردند . کم کم در طول زمان سنگها و سایر مصالح و تزئینات اش را ربودند و بطوری که امروزه کمترین اثری از معبد دیان برجای نمانده است ـ

مجسمه زئوس
صبق اساطیر یونان باستان جایکاه زئوس در تسالی بر فراز امپ بود . زئوس آنچنان قدرتی داشت که با مختصر اخمی کوهی را متزلزل میکرد به همین جهت است که فئیدیاس مجسمه ساز مشهورف مجسمه خدای خدایان را با پیشانی ترش و در حالی که چین بر ابرو افکنده است تراشیده.
این مجسمه عظیم چهار مین عجایب سبعه دنیای قدیم بود. ارتفاع آن پانزده متربود و نشان میداد که خدا بر تخت نشسته است . تخت الهی از عاج و آبنوس بود که طلا و جواهرات گرانقیمت در آن به کار گرفتهشده بود . زئوس از طلا و عاج تراشیده شده بود اندامش از چوب آبنوس بود که قسمتهای عریانش از عاج نشان داده بودند تا برهنه وانمود شودف و بقیه بدنش با طلا اندود شده بود. تاجی از درخت خار که آن هم طلا خالص بود روی سر داشت . مجسمه کوچک الهه پیروزی را بدست گرفته و عصای سلطنت را در دست چپ داشت . با وجودی که اثری از این مجسمه برجای نمانده است ولی از چند سکه قدیم رومیان که بدست آمده میتوان به عظمت آن پی برد ـ

مقبره موزل
در قسمت جنوب غربی آسیا صغیر، شهری بود بنام (هالی کارنارس) که در قرن ششم قبل از میلاد مسیح شاه موزول با همسرش آرتمیس در آن حکومت میکردند. دربار او مرکز هنر و صنعت بود و او به معماران فرمان داد بنایی بسازند که دیدارش خاطر اهرام مصر را در دل زنده کند . بدین معنی علاوه براین که یک شاهکار هنری بوجود آورند مقبره ای هم باشد.
بدین ترتیب طرح و پایه پنجمین عجایب دنیا قدیم ریخته شد . این بنای چهار گوش در ساحه 140 متر مربع مساحت ستون بندی شده بود و سقفش هرمی شکل بود که در راس آن گادی پیروزی با چهار اسپ حامل شاه و ملکه بود . این بنا در حدود 40 یا 50 متر ارتفاع داشت و آنرا بنام مقبره موزول یاد میکردند ـ
مقبره موزول پس از حمله بربرها و اعراب هنوز بر جا مانده بود . ولی نجیب زادگان و سواران سن ژان آنرا به ویرانی کشیدن تا سنگهایش را برای ساختن استحکامات و برج ها به کار گیرند، بعداً در طول سالیان متمادی سنگ ها مرمر محوطه ای که بنا روی آن واقع شده بود را سوزاندند و از آن آهک ساختند . هنگامی که مشغول سوزاندن آن سنگها بودند تالار زیر زمین آنرا کشف کردند که راهروی باریکی داشت و به اطاق کوچکی منتهی میشد دراین اطاق تابوت مجللی از سنگ مرمر پیدا کردند.چون وسایل و ابزاری برای باز کردن تابوت سنگی نداشتند این کار را به روز بعد موکول کردند اما شبانگاه دزدانی که از این کشف اطلاع پیدا کرده بودند داخل زیر زمین شده و هرچه در تابوت بود خالی کردند و بردند ـ
امروزه از آن بنای با عظمت و شگفت انگیز به جز مختصر آثاری که ارزش زیادی ندارند چیزی باقی نمانده است ـ

مجسمه رودس
در جنوب شهر هالی کارناس جزیره رودس واقع شده که ساکنین اش عموماً کشتی ران و ناخدا بودند به همین دلیل بندر رودس به سرعت رو به ترقی رفت . مردم این جزیره دارای ذوق هنری و مجسمه سازی بودند به گفته یکی از معاصرین در آن جزیره قریب 3 هزار مجسمه معمولی وجود داشته که 100 فقره آن غول پیکر آسیا بود . مشهور ترین آنها مجسمه عظیم و شگرف رب النوع خورشید به نام هلیوس بود که آن را مجسمه رودس مینامند . این مجسمه غول پیکر تقریباً 40 مت ارتفاع داشت طوری ساخته شده بود که از وسط دو پایش کشتی ها عبور و مرور میکردند . ولی متسفانه عمر این مجسمه از 56 سال تجاوز نکرد زیرا در اثر زلزله شدیدی بر زمین افتاد و ویران گردیدـ
میگویند پس از هجوم اعراب و فتح جزیره رودس تکه پاره های این مجسمه را به یک نفر یهودی فروختند که وی برای حمل آن تکه ها 900 شتر کرایه کرد ـ

فانوس دریایی اسکندریه
هفتمین عجایب جهان در باز هم در مصر بود. برجی که بر فراز آن آتشی بود تا شبها راهنمای ناخدایان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد . این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و از همین جاست که کلمه فار به معنای چراغ دریای را در این این نوع ساختمانها که چراغ راهنمایی برای کشتی است بکار میبرند . برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر یعنی بطلمیوس دوم 307 - 247 قبل از میلاد به وسیله معماری به نام سوسترات ساخته شد . آنچه که تاریخ در باره ارتفاع برج ذکر کرده است باور کردنی نیست . یونانی ها میگویند در حدود 272 متر ارتفاع داشته ، ولی اعراب که 10 قرن بعد توانستند قدم به مصر گذارند گفته اند ارتفاع خرابه برج به 16 متر میرسد این برج روی پایه ای چهار گوش که 69 متر ارتفاع آن بوده از دیواری 8 ضلعی و 38 متری بالا رفته است که برج 9 متری دیگر روی آن بنا شده بود که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتو افکن بود . این برج تا قرن 12 راهنمایی کشتی ها بود ولی در سال 1375 میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اسکندریه و سایر نقاط اطراف آن روی داد از بین رفت و چیزی هم از خرابه های آن در دست نیست ـ

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 14:42  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

 

اهـــــــــــــــــــــواز 

 

کافی نت شهر آفتاب

منظرهٔ پل سفید، قدیمی‌ترین پل دایر روی رود کارون در اهواز، زمستان ۸۴

 

اَهواز مرکز استان خوزستان و ششمين شهر بزرگ ایران از نظر جمعیت است. شهر اهواز از نظر جغرافیایی در ۲۱ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۴۰ دقیقه طول شرقی قرار گرفته‌است و در بخش جلگه‌ای به ارتفاع ۱۸ متر از سطح دریا واقع می‌باشد. مساحت شهر اهواز ۲۰۴۷۷ هکتار است که فقط ۶۹۲۳ هکتار آن در بافت شهری قرار گرفته‌است طبق آمار رسمی دولت ایران در سال ۱۳۷۵ خورشیدی جمعیت شهر اهواز ۸۵۴۹۱۶ نفر است.

رودخانهٔ کارون، بلندترین و پرآب‌ترین رود ایران اهواز را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرده. اهواز یکی از مهم‌ترین مراکز صنعتی ایران است و همین امر سبب شده که مهاجران بسیاری را در خود بپذیرد. شهرهای اطراف اهواز عبارت‌اند از: شهرهای تاریخی شوشتر و شوش در سمت شمال، رامهرمز در شرق، ماهشهر، شادگان و خرمشهر در جنوب و دشت آزادگان در سمت غرب.

 

تاریخ اهواز

 

پیش از اسلام

در زمان عیلامیها در حدود شهر کنونی اهواز شهری بنام اوکسین قرار داشته‌است اوکسین احتمالاً تلفظ یونانی اوز یا هوز است مراد از آن همان خوزستان است. در زمان هخامنشیان هووج یا خوجستان یا همان هوجستان خوانده می‌شود و داریوش کبیر در کتیبه بیستون خوزستان را به همین نام هووج نام برده‌است. خوز به معنی نیشکر و خوزستان به زبان ایلامی شکرستان است. در زمان اردوان چهارم از سلسله اشکانی اهواز مدتی پایتخت بوده‌است. در جنگ اردشیر بابکان و اردوان پنجم که در رامهرمز صورت گرفت و اردشیر بر اردوان غلبه کرد اهواز صدمات بسیاری دید. اردشیر بابکان موسس دودمان ساسانیان در محل قدیمی شهر اهواز دو شهر بنا نهاد که در یکی از آنها بازاریان سکونت داشتند و در دیگری بزرگان و اشراف. در زمان ساسانیان بویژه در زمان اردشیر بابکان و پسرش شاپور اول بر روی کارون در حدود اهواز سدهای زیادی ساخته شد از جمله سد اهواز یا بند اهواز که به سد خداآفرید هم معروف بود و توسط اردشیر بابکان ساخته شد. کانالهای آبیاری و نهرهای مختلف که از سد مذکور منشعب شده بود باعث آبیاری کشتزارها و نخلستانها و در نهایت سرسبزی و خرمی اهواز شده بود مثل نهر شاهجرد که در بالای سد اهواز از کارون جدا می‌شد و از داخل بخش قدیمی شهر عبور می‌کرد و آن را به دو بخش تقسیم می‌کرد: بخشی که بین نهر شاهجرد و رود مسرقان (گرگر) بود که اصل شهر اهواز و در واقع هسته اولیه و بافت قدیمی شهر و در حدود کوهپایه واقع شده بود. حدود محله کارون کنونی اهواز و منبع آب و بازار و مسجد جامع شهر آنجا بود لذا آن را مدینه یا شهر می‌گفتند و در قسمت شرق نهر شاهجرد بود و قسمت دیگر به نام الجزیره یا جزیره که بین شاهجرد و کارون اصلی واقع شده بود نامیده می‌شد و در واقع بخش غربی اهواز قدیم بود (حدود بخش مرکزی و کنونی شهر مثل باغ شیخ و نادری و ۳۰ متری و باغ معین و خیابان۲۴ متری) آثار نهر شاهجرد هم اکنون در محله اهواز قدیم کنونی بین خزعلیه (خرم کوشک) و اهواز وجود دارد .

 

دوران اسلامی

در وقایع اسلامی اهواز بدست ابوموسی اشعری والی بصره به فرمان عمر بن الخطاب در سال ۱۷ هجری قمری فتح شد. در اثر این حمله بخش اشرافی‌نشین شهر که به هرمز اردشیر موسوم بود به کلی ویران شد ولی بخش بازاری آن باقی ماند و این بخش همان اوز یا هوز است که در قرن اول هجری به نام اولیه اهواز خوانده می‌شد.

 

در زمان بوییان اهواز به تصرف آنان درآمد و تحت حکومت آل بویه قرار گرفت. در سده ۴ هجری عضدالدوله دیلمی (فنا خسرو) اقدام به مرمت و آبادانی اهواز کرد و شبکه‌های آبیاری را مرمت کرد و پل معروف هنوان اهواز را از نو ساخت. اهواز در این دوره به حدی آباد و حاصلخیز شد که مقدسی آن را انباره بصره گفته‌است محله شرقی اهواز در این دوره بنا و با پلی جزیره‌ای که در میان کارون به نام دجیل قرار داشت به محله ناصری بعدی وصل شد.

 

یاقوت حموی و حمزه اصفهانی و مقدسی گویند: «اهواز قدیم به وسیله نهر شاهجرد به دو محله بزرگ تقسیم شده بود محله غربی که بین رودخانه و نهر شاهجرد واقع و جزیره خوانده می‌شد و محله شرقی که در پای کوه و بازار و مسجد جامع در آن بنا شده بودند و به اصطلاح شهر یا مدینه خوانده می‌شد. شهر شاهجرد در بالای سد اهواز از کارون جدا و روی به‌طرف شکاره کنونی می‌رفت. لفظ اوباره که اکنون محلی است در اهواز در جنوب خیابان ۳۰ متری به معنی آب باره و محل عبور آب است که یادآور همان نهرهای شاهجرد و غیره‌است .»

 

ابن منشاد می‌نویسد: «اهواز شهر بزرگی است، مردمش زرتشتی و مسلمان و انبار کالاها و فرآورده‌های خوزستان شکر، بافته‌های پشمی، جامه‌های دیبا، پارچه‌های کنفی و دیگر محصولات را از همه شهرهای ایران به اهواز می‌آورند و از این شهر و به وسیله کشتی از راه خلیج فارس به هندوستان و چین و از راه بصره و عراق و اصفهان به سایر کشورهای جهان حمل می‌کنند. بازرگانان و سوداگران و بیگانگان در این شهر سود بسیار می‌برند. نام اهواز با کالاهای شکر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگی موصوف بود و به همین جهت عرب‌ها این شهر را «سوق‌الاهواز» نامیده‌اند.»

از قرن ششم هجری قمری به بعد به علت خراب شدن سد شادروان و همچنین جنگل‌ها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماری‌های وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن که در سال هزار و سیصد هجری قمری هم‌زمان با حفر کانال سوئز و توجه اروپائیان رونق تازه‌ای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش کشتیرانی بر روی رود کارون استفاده کرد و توسط والی خوزستان در کنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث کرد. در پی احداث این بندر نام اهواز به «ناصریه» تبدیل شد ولی در دوره پهلوی به نام قدیمی «اهواز» خوانده شد.

 

کشتیرانی در خوزستان از طریق رود کارون صورت می‌گرفته و ناچاراً دو بخش بوده‌است. در شاخه کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و در شاخه جنوبی از اهواز تا خلیج فارس کشتیرانی می‌شده. و به این دلیل بوده‌است که در مسیر کارون در محل کنونی اهواز صخره‌ای بزرگ است که عبور کشتی از آن ناممکن است و کشتی‌هایی که از شوشتر می‌آمده‌اند در محل اهواز بارها را به کشتی دیگری در سمت دیگر صخره منتقل می‌کرده‌اند. این کار باعث بوجود آمدن انبارها و کاروانسراهای بسیاری در اهواز شد و یکی از دلایل رونق تجارت در اهواز هم همین امر بوده‌است. در شوشتر اسنادی به دست آمده که حاکی از تجارت دریایی با دورترین بنادر دنیا است و این امر جز با وجود بندری در کنار صخرهٔ پیش گفته برای تخلیه و بارگیری مجدد میسر نمی‌شده‌است.

 

به نوشتهٔ کسروی اهواز نوین پس از اعطای اجازه ناصرالدین شاه به خارجیان برای کشتیرانی در قسمت جنوبی کارون رونق دوباره یافت زیرا وجود رشته سنگی در محل کنونی پل هفتم مانع از ادامه مسیر کشتی‌ها به قسمت‌های بالا دست کارون می‌شد وکشتی‌ها ناچار بودند بار خود را در این سوی صخره تخلیه کنند وسپس به کشتی‌هایی که در آن سوی صخره بود منتقل کنند. کم کم ساختمانها و تأسیساتی در این قسمت بوجود آمد و رونق آن هر روز بیشتر می‌شد. قسمت شرقی شهر ابتدا شکل گرفت و محلهٔ عامری و خیابان ۲۴ متری تقریباً اولین قسمت‌های اهواز جدید بودند.

درگیری‌های مختلف دوران مشروطیت و وضع اسف بار ایجاد شده در دوران قاجاریه در شوشتر و شیوع طاعون مهلک در آخرین سالهای قرن ۱۳ شمسی، همچنین برچیده شدن کشتیرانی در کارون شمالی از یک سو و رونق اقتصادی اهواز از سوی دیگر باعث شد تا مرکزیت خوزستان در آغاز حکومت پهلوی از شوشتر به اهواز منتقل شود.

 

برخی از نشیمن داشتن سه قبیله عرب بنی حنظل و بکر ابن وائل و بنی العم قبل از فتح عربی - اسلامی در منطقه اهواز خبر می‌دهند که بمرور زمان در دیگر قبایل قدرتمندترعرب ذوب شدند. ایشان در این باره به کتاب تاریخ پانصد ساله اثر احمد کسروی ارجاع می‌دهند.

 

اهواز امروز

اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پر آب کارون واقع شده‌است. در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پر جمعیتی مانند کمپلو، گلستان، کیانپارس، خشایار و... قرار دارد امانیه و فلکه ساعت هستهٔ مرکزی قسمت غربی را تشکیل می‌دهند. قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده. خیابان‌های نادری (سلمان فارسی) و امام (پهلوی سابق) و ۳۰ متری (شریعتی) و ۲۴ متری (آزادگان) مرکز قسمت شرقی شهر هستند. تیمهای فوتبال فولاد خوزستان و استقلال اهواز از جمله تیمهای مطرح در صحنهٔ فوتبال معاصر هستند.

اهواز علاوه بر مراکز صنعتی و نقش تجاری آن در منطقه، به خاطر وجود چند دانشگاه در آن شهرت دارد.

  • دانشگاه شهید چمران وب‌گاه دانشگاه
  • دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور وب‌گاه دانشگاه
  • دانشگاه صنعت نفت
  • موسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی خوزستان
  • دانشکدهٔ صنعت آب و برق خوزستان
  • شعبه‌های دانشگاه آزاد اسلامی
  • دانشگاه پیام نور اهواز

پل‌های اهواز

مهمترین جاذبه‌های گردشگری شهر اهواز پل‌های اهواز هستند. هم اکنون ۶ پل بر روی کارون در اهواز وجود دارد که از این میان پل سفید (پل بروکلین) و پل هفتم به دلیل سبک خاص مهندسی و طراحی چشم انداز زیبایی به شهر داده اند. هفتمین پل اهواز بانام پل ششم یا پل فولاد تا پایان سال ۸۵ به بهره برداری خواهد رسید. همچنین در حال حاضر عملیات ساخت پل جدیدی به روی رودخانه‌ی کارون در شهر اهواز در حال اجراست. این پل که بزرگترین پل کابلی ایران خواهد بود از جایی در نزدیکی ورزشگاه تختی اهواز شروع شده و تا مرکز شرقی اهواز ادامه می‌یابد.

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 21:37  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

جغرافیای جشن نوروز 

جشن ایرانی نوروز امروزه در کشورهای گوناگون به عنوان جشن رسمی برگزار می شود.

در برخی دیگر کشورها، نوروز با وجود رسمی نبودن هر ساله شمار فراوانی از مردم آن ها اقدام به برگزاری این جشن ایرانی می کنند. همانند سوریه که جشن نوروز نزد کرد های ساکن سوریه از اعتبار و احترام ویژه ای برخوردار است.

 

نوروز در تاجیکستان

عید نوروز برای مردم تاجیکستان بویژه بدخشانیان تاجیکستان عید ملی نیاکان است و از آن به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد می‌کنند و به نام خیدیر ایام یعنی عید بزرگ معروف است. مردم تاجیکستان به ویژه بدخشانیان تاجیک در ایام عید نوروز خانه را پاک کرده و به اصطلاح خانه تکانی می‌کنند، همچنین ظروف خانه را کاملا" شسته و تمیز می‌کنند تا گردی از سال کهنه باقی نماند و برابر رسم دیرینه نوروز قبل از شروع عید نوروز بانوی خانه وقتی که خورشید به اندازه یک سر نیزه بالا آمد دو جارو را که سرخ رنگ است و در فصل پاییز از کوه جمع آوری کرده‌اند و تا جشن نوروز نگاه داشته‌اند در جلوی خانه راست می‌‌گذارند. چون رنگ سرخ برای این مردم رمز نیکی و پیروزی و برکت است. پس از طلوع کامل خورشید هر خانواده‌ای می‌‌کوشد هر چه زودتر وسایل خانه را به بیرون آورده و یک پارچه قرمز را بالای سردر ورودی خانه بیاویزد که این معنی همان رمز نیکی و خوشی ایام سال را در داخل خانه مرتب چیده و با باز کردن در و پنجره به نوعی هوای نوروزی و بهاری را که معتقدند حامل برکت و شادی است وارد خانه نماید.

در این سرزمین پختن شیرینی ویژه و غذاهای متنوع جزء رسم و رسوم این ایام است، همچنین برگزاری مسابقاتی از قبیل، تاب بازی، تخم مرغ بازی، کبک جنگی، خروس جنگی، بزکشی، کشتی محلی نیز در این ایام به شادی آن می‌‌افزاید و یکی از غذاهای معروف این ایام باج نام دارد در این غذا کله پاچه گوسفند را با گندم پخته و دیگران را با آن مهمان می‌کنند.

 

نوروز در افغانستان

نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مرکز آن مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برکزار می‌شود. در روزهای اول سال همه دشت‌های بلخ ودیوار و پشت بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شود گویی بلخ سبدی از گل سرخ است یا به عبارتی مانند اجاق بزرگی که در آن لاله می‌‌سوزد این گل فقط در بلخ به وفور و کثرت می‌‌روید و از این رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به یک معنی به کار می‌رود. در اولین روز عید نوروز علم امام علی با مراسم خاص و با شکوهی در صبح آن روز برافراشته می‌شود. با افراشته شدن آن جشن نوروز نیز رسما" آغاز می‌شود و تا چهل شبانه روز ادامه می‌‌یابد و در این چهل شبانه روز حاجتمندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله می‌‌نشینند. گفته شده بسیاری از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند. مردم این سرزمین بر این باورند که اگر بر افراشته شدن علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود سالی که در پیش است نیکو و میمون است. از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ می‌توان به شستشوی فرش‌های خانه و زدودن گرد و غبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود. نوروز در ترکیه عثمانیان یا مردم ترکیه امروز عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن می‌‌گرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه) نامیده می‌‌شد جهت پادشاهان و درباریان تهیه می‌‌نمود که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه می‌‌شده است که شفابخش بسیاری از بیماری‌ها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی می‌‌شده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان با حضرت فاطمه دانسته اند.

 

نوروز در مناطق کردنشین عراق و ترکیه

نوروز تا نخستین سال‌های تشکیل جمهوری ترکیه در میان ترکان ترکیه پایدار ماند و سپس رفته رفته اهمیت پیشین خود را از دست داد و تنها در مناطق کردنشین و در پاره‌ای از مناطق شمال رسم وآیین نوروز موجودیت خود را حفظ کرده است.

کردهای ترکیه سال‌ها برای به رسمیت شناخته شدن نوروز در این کشور تلاش کردند. اکنون نوروز در ترکیه تعطیل رسمی به‌شمار می‌رود.

 

نوروز در جمهوری آذربایجان

یکی از جشن‌های بزرگ مردم اران (جمهوری آذربایجان) نوروز است. در جمهوری آذربایجان درباره پیدایش جشن نوروز اسطوره‌ها و افسانه‌های گوناگونی نقل شده است. مثلا" در روایتی آمده است، سیاوش پسر کیکاووس به کشور افراسیاب سفر می‌کند افراسیاب از وی به نحو قابل توجهی پذیرایی می‌کند و حتی دخترش را به عقد وی در می‌‌آورد و سیاوش به یاد سفرش از دیار افراسیاب دیوار بخارا را بنا می‌کند. ولی دشمنان که از این امر ناخرسند بوده‌اند میان سیاوش و افراسیاب را بر هم زده به طوری که افراسیاب تصمیم به قتل سیاوش می‌گیرد و پس از کشته شدن سیاوش دستور می‌دهد جنازه‌اش را روی کنگره‌های دیوار بخارا قرار دهند. زرتشتیان جسد وی را برداشته و در قدمتگاه دروازه شرقی دفن می‌کنند و مرثیه‌های بسیاری در وصف سیاوش و مرگش سرودند به طوری که این مرثیه‌ها بین مردم گسترش یافت و در همین سیاوش مرثیه‌ها روز دفن سیاوش را زرتشتیان نوروز نامیدند.

 

مردم اران به واسطه اعتقادات شدید به آیین و مراسم نوروز برای با شکوه تر انجام شدن جشن نوروز برای این مراسم تدارک ویژه‌ای می‌بینند. از قبیل: سرودن ترانه‌ها پیش از نوروز، تدارک بساط شادی ایام نوروز، تهیه لوازم و مواد مورد نیاز سفره نوروز، تهیه چیستان‌های نوروزی، ستایش و نفرین‌های نوروزی، پند و امثال نوروزی، اعتقادات نوروزی، عادات نوروزی، تماشای نوروزی،آزردنی‌های نوروزی و انجام آیین و مراسم نوروزی.

درمیان مردم اران رسم بر این است پیش از رسیدن نوروز پوشاک نو خریده به خانه و حیاط سر و سامان داده فرش و پلاس نو بافته و به استقبال نوروز می‌روند، در رابطه با عید نوروز جای مهمی به اعتقادات و فال‌ها داده می‌شود به طوری که در شب چهارشنبه سوری دختران نو رسیده در ته دل فالی گرفته و و مخفیانه پشت درنیمه باز به انتظار ایستاده و اگر در این هنگام حرف خوب و موافقی بشنوند آرزویشان برآورده شده و اگر حرف نامناسبی می‌شنیدند نیتشان عملی نمی‌گشته است. بنابر این برمبنای آیین عید مردم از بد گویی و حرف نامناسب دوری می‌جویند.

در میان عادات نوروزی مراسم خاطره انگیزی همچون ارسال خوان سمنو، انداختن کلاه پوستین به درها، آویزان کردن کیسه و توبره از سوراخ بام در شب عید و درخواست تحفه عید در این سرزمین موسوم است.

 

نوروز در قزاقستان

مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری می‌‌دانند و بر این باورند که در این روز ستاره‌های آسمانی به نقطه ابتدایی می‌‌رسند و همه جا تازه می‌شود و روی زمین شادمانی بر قرارمی‌شود. همچنین قزاق‌ها معتقدند که نوروز آغاز سال است و در میان آنان عبارات زیبایی دربارهٔ نوروز وجود دارد. نوروز روزی است که یک سال منتظرش بوده‌اند نوروز روزی است که خیر بر زمین فرود آمده و بالاخره نوروز روزی است که سنگ نیلگون سمرقند آب می‌شود:

در شب سال تحویل تا شب قزیر صاحبخانه دو عدد شمع در بالای خانه اش روشن می‌کند وخانه اش را خانه تکانی کرده و چون مردم قزاق باور بر این دارند که تمیز بودن خانه در آغاز سال نو باعث می‌شود افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نشوند آنان بر این مساله ایمان دارند و آن را هر ساله رعایت می‌کنند.

در شب نوروز دختران روستایی قزاق با آخرین گوشت باقیمانده از گوشت اسب که سوقیم نام دارد غذایی به نام اویقی آشار همراه با آویز می‌‌پزند و از جوان‌هایی که دوستشان دارند پذیرایی می‌کنند. آنان نیز در قبال آن به دختران آینه و شانه و عظر هدیه می‌کنند که آن را سلت اتکیتر می‌‌نامند و به معنی علاقه آور می‌‌باشد.

در عید نوروز جوانان یک اسب سرکش را زین کرده و عروسکی که ساخته دست خودشان است با آویز زنگوله‌ای به گردنش درساعت سه صبح که ساعتی معین از شب قزیر است رها نموده تا از این طریف مردم را بیدار نمایند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام می‌کند.

نوروز برای قزاق‌ها بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد آن را به فال نیک گرفته و معتقدند سال خوبی پیش رو خواهند داشت. در عید نوروز مردم لباس نو و سفید به تن می‌کنند که نشانه شادمانی است. دید و بازدید اقوام دراین ایام با زدن شانه‌ها به یکدیگر از آیین و رسوم مردم قزاق در ایام عید نوروز می‌‌باشد، همچنین پختن غذایی به نام نوروز گوژه (کوژه = آش) که تهیه آن به معنی خداحافظ با زمستان و غذاهای زمستانی است و از هفت نوع ماده غذایی تهیه می‌شود در این ایام جزو آیین و رسوم این سرزمین می‌‌باشد.

 

مسابقات معروفی نیز در ایام نوروز در قزاقستان برگزار می‌شود که از مهم‌ترین آنان می‌توان به (قول توزاق) اشاره نمود که بین گروههای مرد و زن برگزار می‌شود. اگر برنده زن‌ها باشند قزاق‌ها معتقدند آن سال خوب و پربرکتی است اگر مردها پیروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از دیگر مسابقات می‌توان به کوکپار برداشتن بز از مکانی مشخص توسط سواران، آودار یسپاق، قیزقوو و آلتی باقان اشاره نمود.

در عصر نوروز نیز مسابقه آیتیس آغاز می‌شود که مسابقه شعر و شاعری است.

 

نوروز در ترکمنستان

در کشور ترکمنستان طبق رسم قدیم و جدید دوبار در سال جشن نو گرفته می‌شود. یکی از این جشن‌ها با استناد به تقویم میلادی که به تایید سازمان ملل رسیده به عنوان جشن بین المللی (سال نو) شناخته می‌شود و دیگری برگزاری عید نوروز به نشانهٔ احیای دوبارهٔ آداب و رسوم دیرینه مردم ترکمنستان است.

مردم ترکمنستان عقیده دارند زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز نامیدند.

 

مردم ترکمنستان دراین ایام با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند: نوروز کجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازی‌های مختلف توسط جوانان ترکمن حال وهوای دیگری به این جشن و شادی می‌‌دهند.

در ایام نوروز مسابقات مختلفی در ترکمنستان برگزار می‌شود که می‌توان به مسابقات اسب دوانی، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، خروس جنگی، شاخ زنی میش ها، شطرنج بازی، مهره بازی، تاب بازی اشاره نمود.

دید و بازدید در ایام نوروز در میان مردم ترکمن از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار می‌‌باشد.

 

نوروز در قرقیزستان

عید نوروز در قرقیزستان تنها یک روز آن هم در روز اول یا دوم فروردین ماه است که به 29 روز یا 30 روز بودن اسفند بستگی دارد. اگر اسفند 29 روز باشد اول فروردین و اگر 30 روز باشد در روز دوم فروردین برگزار می‌شود. تا قبل از فروپاشی شوروی سابق این مراسم به دست فراموشی سپرده شده بود ولی پس از فروپاشی دوباره حیات یافت و هر ساله با شکوهتر از سال قبل برگزار می‌شود.

مراسم جشن این روز را در شهرها دولت تدارک می‌بیند و در روستاها بزرگان و ریش سفیدان در برگزاری آن دخالت دارند. در شهرها در میادین بزرگ و در روستاها در بیابان‌های اطراف این جشن برگزار می‌شود.

در قرقیزستان در این روز پختن غذاهای معروف قرقیزی مثل (بش بارماق) مانته برسک و کاتما مرسوم است که به صورت رایگان بین حاضران در جشن پخش می‌شود.

در قرقیزستان در این روز افزون بر جشن برگزاری یکسری مسابقات از قبیل سوارکاری و غیره نیز مرسوم است و به گونه چشمگیری در این روز مسابقات دنبال می‌شود و جوایز ارزنده‌ای به نفرات برتر داده می‌شود.

== افسانه غذای عید قرقیزهااما == «کوجه سومولوک» افسانه خاص خود را دارد: سال‌ها و سال‌ها پیش در میان کوه‌ها روستای کوچکی بود. در این روستا زن بیوه‌ای زندگی می‌کرد که به زحمت از عهده سیر کردن شکم بچه‌هایش بر می‌آمد. یک روز که در خانه چیزی برای خوردن نمانده بود و بچه‌ها از شدت گرسنگی به گریه افتاده بودند، زن برای آرام کردن بچه‌ها وانمود کرد قصد پختن غذا را دارد و به همین دلیل دور از چشم بچه‌ها چند قلوه سنگ را توی دیگ پر از آب قرار داد و دیگ را هم روی اجاق گذاشت: «گریه نکنید، غذا رو بار گذاشتم؛ پختنش زیاد طول نمی کشه». بچه‌ها که این حرف مادر ساکت‌شان کرده بود تا شب به انتظار غذا نشستند، اما آنقدر از غذا خبری نشد که آخر سر خواب شان برد. شکم خالی اجازه تا صبح خوابیدن را به بچه‌ها نداد. آنها قبل از طلوع آفتاب بیدار شده و سراغ غذا را گرفتند. مادر که گیج شده بود، از سر ناچاری رفت سر اجاق و در دیگ را برداشت که یکهو دید سنگ‌ها بدل به غذای خوشبویی شده‌اند که با محصولات زراعی مختلف درست می‌شود.... زن و بچه‌ها که سر سفره نشستند، این احساس به آنها دست داد که سر سفره عید نشسته اند... و از آن روز سومولوک به غذای نوروزی قرقیزها بدل شد.

 

نوروز در پاکستان

در پاکستان نوروز را عالم افروز یعنی روز تازه رسیده که با ورود خود جهان را روشن و درخشان می‌کند می‌‌نامند.

در میان مردم این سرزمین تقویم و روز شمار و یا سالنمای نوروز از اهمیت خاصی برخوردار است. بدین جهت گروه‌ها و دسته‌های مختلف دینی و اجتماعی در صفحات اول تقویم‌های خود به تفسیر و توضیح نوروز و ارزش و اهمیت آن می‌‌پردازند و این تقویم را در پاکستان (جنتری) می‌‌نامند.

از آداب و رسوم عید نوروز در میان مردم پاکستان می‌توان به خانه تکانی و یا به عبارتی پاکیزه کردن خانه و کاشانه و پوشیدن لباس و تهیه نمودن انواع شیرینی مثل (لدو) گلاب حامن، رس ملائی، کیک، برفی، شکرپاره، کریم رول، سوهن حلوا، و همچنین پختن غذاهای معروف این ایام و عیدی دادن و گرفتن و دید و بازدید اقوام اشاره نمود.

در ایام نوروز مردم پاکستان از گفتار نا مناسب پرهیز نموده و با نواختن و نوازش یکدیگر با احترام و اخلاص یکدیگر را نام می‌‌برند. همچنین سرودن اشعار نوروزی به زبان‌های اردو، دری و عربی در این ایام مرسوم است که بیشتر در قالب قصیده و غزل بیان می‌شود.

پاکستانی‌ها بر این باورند که مقصد نوروز، امیدواری و در امن و صلح و آشتی نگهداشتن جهان اسلام و عالم انسانیت است تا آنجا که آزادی و آزادگی، خوشبختی و کامیابی، محبت و دوستی و برادری و برابری همچون بوی خوش گلهای بهاری در دل و جان مردمان جایگزین می‌گردد.

 

نوروز در زنگبار

در زمان‌های کهن گروه بزرگی از شیرازیان به زنگبار در کرانه‌های شرقی قاره افریقا کوچیدند و آیین‌های ایرانی مانند نوروز را نیز با خود بهمراه بردند. جشن نوروز در زنگبار «نوروزی» نامیده می‌شود و هنوز جشنی شناخته شده است.

 

نوروز در مصر

قبطیان مصر نیز جشنی سالانه به‌نام نیروز دارند که به عربی به آن النیروز می‌گویند. این جشن هر سال در اول پائیز برگزار می‌شود و روز آغاز سال در تقویم قبطیان است. در مورد سابقه این جشن برخی معتقدند که یادگاری از دوره تسلط هخامنشیان بر مصر است، اگر چه خود قبطیان آن را مربوط به مصر باستان می‌دانند.

 

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 21:20  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

مقدمه:

همه در دوره هايي از عمر افسردگي را تجربه مي كنند. اين احساس معمولا بدنبال فقدان يا ناكامي ايجاد مي شود و در شرايط طبيعي پس از چند ساعت يا چند روز از بين مي رود. به هر حال هرگاه احساسهاي افسرده وار تداوم يافت و در سلامت و بهزيستي اجتماعي شخصي مداخله نمود، در آن صورت مداخله و يا كمك حرفه اي الزامي خواهد بود.

 

افسردگی چیست؟

افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.

افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد.

افسردگی مسائل گوناگونی به همراه دارد. غیراز مسائل پزشكی و اندوه كه بسیار شایع است، فرد مبتلا به افسردگی خود را در كارها مورد تبعیض و از نظر اجتماعی مطرود و حتی منفور خانواده خودش می بیند. گاهی انزوای همراه افسردگی، بیمارانی را كه وضعی درمان پذیر دارند به دوری از مردم یا به سوی مرگ سوق می دهد. درباره افسردگی خبرهای خوشی نیز وجود دارد: بیشتر انواع افسردگی قابل درمان اند.

Depression كه غالباً افسردگی بالینی، اختلالات خلق و خوی یا اختلالات عاطفی نامیده می شود، بیمار را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری های جسمانی می كند. 

افسردگی بالینی، از دیدگاه عملكردهای اجتماعی بیش از دیگر بیماری های مزمن، بیمار را ناتوان می كند. افسردگی كبیر بیش از بیماری های مزمن ششی، التهاب مفصل و دیابت ، ناتوان كننده است. افسردگی یك نشانگان (Syndrom) یعنی مجموعه ای از علامات مرضی(Symptoms) مختلف است.

 

ملاك های تشخیص افسردگی عبارت اند از:

1- افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز.

2- كاهش آشكار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی.

3- كاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر كاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن.

4- بی خوابی یا پرخوابی در غالب شب ها.

5- افزایش یا كاهش اعمال روانی حركتی یا فعالیت های ذهنی.

6- خستگی یا كاهش انرژی.

7- احساس بی ارزشی یا گناهكار بودن.

8- كاهش توان اندیشیدن یا تمركز ذهن و تصمیم گیری.

9- اندیشیدن به مرگ ( نه ترسیدن از آن) و به خودكشی، بدون داشتن طرحی برای آن ، یا اقدام به خودكشی با طرحی از پیش ریخته.

داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی علامات مرضی یك و دو باید جزء آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است.

 

انواع افسردگی

افسردگی اقسام گوناگون دارد، شایع ترین آن افسردگی كبیر است كه فرد مبتلا به آن گاهی شاد و خوشدل و موقتاً فعال می شود. نوعی از افسردگی كبیر به افسردگی مالیخولیایی موسوم است كه بیمار هیچ گاه از چیزی دلخوش نمی شود در حدود 15 درصد مبتلایان به افسردگی كبیر دچار افسردگی اوهام اند كه معمولاً با خلق و خوی اندوهگین همراه است. مثلاً خود را گناهكار و غیر قابل بخشش تصور می كنند. در حدود 15 در صد مبتلایان به افسردگی كبیر نیز دچار روان پریشی می شوند.

نوع دیگری از افسردگی وجود دارد به نام “افسردگی غیرمعمول” كه بر خلاف اسمش شایع است. علامات مرضی آن عكس علامات مرضی افسردگی معمولی است كه مبتلایان كم می خوابند و كم می خورند. مبتلایان به افسردگی غیر معمول زیاد می خوابند و زیاد می خورند و به سرعت اضافه وزن پیدا می كنند. به قول یكی از متخصصان برجسته بیماری افسردگی ( دونالد كلاین)، افسردگی غیر معمول، “مزمن” است نه” دوره ای” . از بلوغ آغاز می شود و بیماران نسبت به همه امور كم توجه اند.

نوع دیگرافسردگی، روان رنجوری است كه عموماً حدود دو سال طول می كشد و علامات مرضی آن خفیف تر از افسردگی كبیر است ولی همواره احساس ناراحتی می كنند.

شیوع افسردگی در قرن بیستم به خصوص بعد از دو جنگ جهانی بیشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الكل، افزایش استرس و كاهش اشتغال گفته اند . علت دیگر افزایش افسردگی تغییرات اساسی اجتماعی است. گروهی از روان شناسان بر این باورند كه جامعه كنونی، كانونی ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها را بیش از اندازه به رضایت خاطر و شكست های شخصی وابسته كرده است.

آنچه گفته شد جنبه نظری دارد ولی بعضی از پژوهشگران درباره جنبه علمی علت ها اظهار نظر كرده اند. بر اساس پژوهش های آنها، تلویزیون ” منشاء عمده افسردگی است Paul Kottl روان پزشك مركز پزشكی پنسیلوانیا كشف كرده است كه ” ارتباط تنگانگی بین دسترسی مداوم كودكان به تلویزیون و افسردگی كبیر در 24 سالگی وجود دارد.” Kottl می نویسد:

” اثرات اجتماعی برنامه های چند ساعته تلویزیونی، باید از دلایل شروع زودرس افسردگی كبیر در نوجوانان به حساب آید، هزاران ساعت تماشای تلویزیون، كودكان ما را در معرض خشونت های ابلهانه مكرر قرار می دهد و آنها را هر چه بیشتر از تماس های اجتماعی با همسالان و خانواده دور می كند.”

افسردگی كبیر بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی ظاهر می گردد و در غالب افراد بین شش ماه تا یك سال، حتی بدون درمان رفع می شود . ولی اگر درمان شود بعد از چند هفته از بین می رود. بازگشت افسردگی در بیش از نیمی از افراد ظرف دو سال بعد از رویداد نخستین رخ می دهد. خطر افسردگی با تعداد بازگشت ها افزایش می یابد. بدین معنی كه بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد می رسد.

 

عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می دهند:

اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد.

اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد.

اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد.

اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد.

اگر فرد از افسردگی قبلی كاملاً بهبود نیافته باشد.

اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد.

 

افسردگي عبارت است از احساس غم، دلسردي و يا نااميدي كه فردي حداقل به مدت 2 هفته در اغلب روزها و در اغلب ساعات روز به علاوه علايم همراه، داشته باشد.

افسردگي يكي از مسايل و مشكلات مهم بهداشت جامعه مي باشد. اختلالات افسردگي  با كاركرد اجتماعي و شخصي تداخل مي كند و بيماران افسرده، كساني هستند كه ذهن، رفتار، جسم و خلق آنان تحت تاثير قرار گرفته است. افراد افسرده ممكن است كه توانايي انجام فعاليتها و مسئوليتهاي معمول و عادي شغلي خود را از دست بدهند.

 

از دست دادن علاقه، بي حوصلگي، ناتواني از لذت بردن، احساس نااميدي، بي حالي و خستگي، بي خوابي، گوشه گيري اجتماعي، احساس پوچي نمودن، كاهش يا از دست دادن ميل جنسي، بي اشتهايي و يا پرخوري، عدم تمركز فكري و اختلال درتصميم گيري فرد، احساس گناه شديد، داشتن افكار خودكشي، شكايات جسماني  مختلف نظير سردرد يا درد قفسة سينه بدون وجود شواهدي از بيماري جسمي، مضطرب بودن، وحشت زدگي وخيم ترين پيامد دورة افسردگي، اقدام به خودكشي است.

علل افسردگی چيست؟


براي افسردگي حقيقي، علت واحد و مشخصي را نمي توان مطرح كرد. بعضي از عوامل زيست شناختي نظير بيماريهاي جسمي،

اختلالات هورموني، و نيز مصرف برخي داروها مي توانند نقش داشته باشند.
عوامل افزايش دهنده خطر براي بروز افسردگي چيست؟
عصبانيت يا احساس ديگري كه ابراز نشده باشد، داشتن

شخصيتي وسواسي، جدي يا شديداً وابسته، سابقة خانوادگي افسردگي، وابستگي به الكل، شكست در ازدواج، شغل و يا روابط با ديگران،
مرگ يكي از نزديكان كه براي فرد مهم باشد، انجام برخي از
اعمال جراحي نظير برداشتن پستان به خاطر سرطان، زناني كه دچار يائسگي مي شوند، مصرف برخي داروها، نظير رزرپين و داروهاي مسدود كننده گيرنده بتا آدرنرژيك ( مانند: پروپرانول، آتنولول) و داروهاي
آرام بخش و خواب آور. همچنين برخي از بيماريهاي سيستميك مزمن، نظير ديابت، سرطان لوزالمعده و اختلالات هورموني.

 

 عواقب مورد انتظار:
در بسياري از موارد، بيماري به خودي خود بهبود مي يابد، اما با مراجعه به پزشك و رعايت توصيه هاي داده شده توسط پزشك مي توان

دوره بيماري را كوتاه كرد. همچنين بايستي روش هاي مقابله با افسردگي را آموخت. نبايد فرد نسبت به بهبودي خود ديد منفي داشته باشد.

 

عوارض احتمالي:
مهمترين عارضه اي كه فرد را تهديد مي كند، خطر اقدام به خودكشي در فرد افسرده است كه علايم هشدار دهنده آن عبارتند از:
گوشه گيري از خانواده و دوستان، به زبان آوردن اينكه مي خواهد همه چيز را تمام كند، اقدام به نوشتن وصيت نامه و نيز خوشحالي ناگهاني پس از احساس نااميدي طولاني مدت.

 

اصول درماني در بيماران افسرده به چه نحوي است؟
الف) استفاده از درمانهاي دارويي ضد افسردگي :
دارو درماني براي بيماراني استفاده مي شود كه افسردگي طولاني مدت يا نسبتاً شديد داشته باشد. همچنين به بيماران افسرده بايد خاطر نشان كرد كه مصرف هيچ كدام از داروهاي ضد افسردگي موجب اعتياد نمي شود تا با قطع مصرف داروها از طرف بيماران مواجه نشويم.
ب) استفاده از روان درماني به شكل هاي مختلف و متناسب با هر كس، مثلاً چاره جويي براي حل مشكلات بيمار و افزودن بر قدرت مقابله بيمار با مسائل به كمك مشاور يا روانشناس
ج) متعادل نمودن شرايط اجتماعي _ اقتصادي زندگي به نحوي مناسب و مقدور، نظير كاستن از ساعات كار شبانه و تغيير شغل به محيطي كه فشار روحي براي بيمار نداشته باشد.
توصيه به انجام فعاليتهاي ورزشي مناسب و منظم، توصيه به ترك الكل و رعايت يك رژيم غذايي متعادل و كم چرب

افسردگي يك حالت خلقي مداوم و پايدار است كه مي تواند جنبه هاي مختلفي از زندگي فرد را در برگرفته و در آنها تداخل نمايد. افسردگي با احساس بي ارزشي، گناه افراطي، تنهايي، غمگيني، نااميدي، ترديد در (كفايت) خود و احساس گناه مشخص مي گردد. افكار خودكشي نيز ممكن است وجود داشته باشد. افسردگي معمولي ممكن است از چند دقيقه تا چند روز طول بكشد. همه ما گاهي احساس دلتنگي و غم مي كنيم. اين احساسها جزء طبيعي وجود انساني است. از سوي ديگر، نوعي از افسردگي كه تشديد يافته و براي دوره هاي زماني بيشتري تداوم مي يابد، مي تواند شكل ناسازگارانه ای  از افسردگي بوده و متفاوت با افسردگي ‌«روزمره» باشد. براي اين نوع خيلي شديد افسردگي مي توان از طريق يك متخصص بهداشت رواني، چاره اي انديشيد.

 

 

علل افسردگی:

 

فقدان های قابل توجه

انتظارات غير واقع گرايانه

يأس

فقدان كنترل بر محيط. شخص فكر مي كند كه نمي تواند كاري براي تغيير حوادث نامناسب زندگي اش انجام دهد.

تفكر منفي كه به صورت تدريجي خود تخريب گر مي گردد.

ناكامي درك شده

 

 

نشانه های افسردگی:

نشانه هاي عاطفي:

غمگيني

احساس گناه

نوسانات خلقي

نااميدي

اضطراب

خشم

درماندگي

 

نشانه هاي جسماني:

خواب بيش از حد زياد يا بيش از حد كم

خوردن افراطي يا فقدان اشتها

يبوست

كاهش يا افزايش وزن

چرخه هاي نامنظم قاعدگي

فقدان تدريجي ميل جنسي

 

 

نشانه هاي رفتاري:

گريه هاي بدون دليل واضح

كناره گيري از ساير مردم و موقعيت هاي جديد

به آساني دستخوش خشم شدن

فقدان انگيزه جهت پيگيري اهداف

عدم علاقه به آرايش ظاهر شخصي

مصرف مجدد داروهاي (مخدر) يا الكل

 

 

افكار و ادراكات خود تخريب گرانه:

احساس بازنده بودن

انتقاد مكرر از خود

يأس

احساس درماندگي و نااميدي

سرزنش خود به خاطر اتفاقات ناخوشايند

بدبيني نسبت به آينده

 

 

چگونه برافسردگي غلبه كرده و نگرشي مثبت پيدا كنيد:

 

ازعلت افسردگي خود آگاه بوده و سعي كنيد نسبت به آينده خوش بين باشيد‍، افكار منفي خود را شناخته و آنها را با افكار مثبت تعويض كنيد. بر تجارب مثبت تمركز كنيد.

فهرستي از تكاليف مثبت هفتگي تهيه كنيد.

از نظر اجتماعي فعال باشيد.

جدولي از فعاليت هاي روزمره هفتگي تهيه كنيد و افزودن فعاليت هاي اجتماعي را فراموش نكنيد. 

تفريحاتي براي خود پيدا كنيد.

بطور روزانه ورزش كنيد.

هرگاه احساس تنش مي كنيد، از روشهاي خود آرام بخشي استفاده كنيد. به عنوان مثال، براي چندين دقيقه و تا زمان ايجاد آرامش در كل بدنتان بطور آرام و آهسته نفس بكشيد.

اهداف واقع گرايانه اي انتخاب كنيد.

براي فعال نگهداشتن خود، كاري داوطلبانه انجام دهيد.

بپذيريد كه هركسي توانايي هاي متفاوت خود را دارد و شما بر ويژگي ها و اعمال مثبت خودتان تمركز كنيد.

به هنگام بيان خشم، جرأتمند باشيد.

سعي كنيد نقاط قوت خود را شناخته و توسعه دهيد.

اگر علايم افسردگي تداوم يافت از كمك هاي حرفه اي و تخصصي استفاده كنيد.

 

 

چگونه مي توانم به يك فرد افسرده كمك كنم؟

 

به فرد افسرده نگوئيد كه مي دانيد او چه احساسي دارد. زيرا ممكن است كه اين امر او را نسبت به شما خشمگين كند.

حمايت كننده و شكيبا باشيد.

اجازه دهيد كه شخص افسرده از علاقه و نگراني شما نسبت به خودش آگاه شده و دريابد كه شما در مواقع لازم جهت كمك به او در دسترس هستيد.

شخص افسرده را تشويق كنيد كه بدنبال كمك حرفه اي باشد. البته اگر علايم افسردگي پايدار بوده و در عملكرد هاي روزمره ايجاد اشكال كرده باشد.

 

افسرده شدن روان شيوة مقابله بي نظير يست كه ذهن پوياي انسان براي نجات خود از يك غلبه دردناكتر و صدمه وخيم تر در برابر فشارهاي غيرقابل تحمل از خود بروز مي دهد. افسردگي از رايجترين اختلالات عاطفي است كه با توجه به فراواني آن و اثرات نامطلوبي كه در زندگي آدميان دارد پژوهشهاي بسياري براي پي بردن به علل آن صورت گرفته است . هر كسي گهگاهي احساس افسردگي مي كند گاهي وقتها غم و اندوه مانع از لذت بردن ما از زندگي مي شود ولي ما مي دانيم افسردگي پاسخ طبيعي آدمي به فشارهاي زندگي است . واكنشي است نسبت به يك عامل بيروني كه فرد نسبت به آن آگاه است ولي بنوعي از آن محروم است . عدم موفقيت در تحصيل يا كار ، از دست دادن يكي از عزيزان ، پيري ، بيماري و... اغلب باعث بروز افسردگي مي شود .

 

ويژگيهاي مبتلايان به افسردگي


 مبتلايان به افسردگي همه چيز را سياه يا سفيد مي بينند و بصرف اينكه حادثه ناخوشايندي يكبار پيش آمده بدون هيچ دليل و منطق پيش خود نتيجه مي گيرند كه مرتباَ تكرار خواهد شد . در اين افراد نه تنها تجربه مثبت ناديده گرفته مي شود بلكه توهمات ذهني فرد افسرده تمايل شديد به خنثي و منفي كردن تجربه هاي مثبت است .
شكل ديگري كه دامنگير آدمهاي افسرده مي شود اين است كه يا حوادث را بزرگ مي كنند و از آن غولي مي سازند و يا بر عكس بدون كمترين توجهي از كنارش مي گذرند و با بزرگ ديدن عيوب و كوچك شمردن محاسن احساس حقارت را در خود رفته رفته بارور مي سازند . فرد افسرده از آنجا كه انگيزه اي براي كار و فعاليت ندارد به موجود كم حوصله اي تبديل مي شود كه مدام خود را سرزنش و ملامت مي كند و احساس طردشدگي و تنهايي دارد و آينده را هم تراز گذشته عبث ارزيابي مي نمايد بسادگي گريه مي كند و اشتهاي خود را از دست مي دهد .

علائم افسردگي -  علائم افسردگي به شرح ذيل است:

· احساس ياس، نااميدي، گناه و شکست

·  نداشتن عزت نفس

· نگراني بي حد در برخي مواقع

· مشکلات مربوط به خوابيدن، بويژه بلند شدن از خواب در صبح زود ونخوابيدن مجدد

· نداشتن اشتها و کاهش وزن

·نداشتن ميل جنسي

·کند شدن روند فکر و انديشه و حرکات

·فکر کردن مکرر به مرگ و خودکشي

 

راههاي مقابله با افسردگي  


از ورود افكار منفي به ذهن جدا" خودداري كنيد .
هرگاه فكري منفي درباره خودتان ياديگران به ذهنتان خطور كرد، با فكري مثبت و يا انجام كاري ، خود را از افكارمنفي رهايي بخشيد .
 سعي كنيد جنبه هاي مثبت زندگي را برجسته كنيد. زيرا شما حتما" جنبه هاي مثبت زيادي در زندگي خود داريد. بنابر اين آنها را يادداشت كرده ، هر روزچندين بار مرور كنيد .
 به منظره هاي خوشايند و جلوه هاي زيباي زندگي ،بيشتر فكر كنيد .
 هر روز نيم ساعت ورزش كنيد, البته متناسب با وضعيت جسمانيتان
 شنا و آب تني بسيار مفيد است . در صورت عدم دسترسي به استخر، هر روز 10 دقيقه دوش آب ولرم بگيريد .
 از نظر تغذيه ، خودتان را تقويت كنيد .مصرف شير، خرما، عسل ، انگور و ساير ميوه ها، بسيار مفيداست .
 براي مقابله با افكار نامطلوب، سعي كنيد در مواقعي كه آمادگي ذهني داريد، كتاب هايي را كه در اين زمينه نوشته شده است مطالعه كنيد.
 در اجتماعات ، بيشتر شركت كنيد و از تنهايي اجتناب كنيد .
 درصورت عدم تمايل به مطالعه ، حتما" خودتان را به كاري هنري ، فني يا هر كارعملي ديگري كه دوست داريد مشغول كنيد .
 به خودتان تلقين كنيد كه ( مي توانم بر اين حالت پيروز شوم و يك زندگي با نشاط داشته باشم ).
روحيه معنوي خودتان را با انجام اعمال عبادي و شركت در مجالس مذهبي ، تقويت كنيد .

زندگي پر از فراز و نشيب هاي روحي است و زماني كه چرخ زندگي در سرازيري بيفتد ، نشيب هاي روحي تداوم يافته ، عملكرد طبيعي فرد مختل مي شود  و امكان بروز يك بيماري جدي و رايج به نام " افسردگي " افزايش خواهد يافت . افسردگي ، روح ، جسم ، ذهن و رفتار فرد را درگير مي كند. امکان بروز اين بيماري هم در زنان و هم در مردان وجود دارد،  اما بنا به دلايلي زنان دو برابر مردان به اين بيماري مبتلا مي شوند.

در کشور آمريكا در حدود 19 ميليون نفر ( 10/1 بزرگسالان ) مبتلا به افسردگي هستند . پژوهشگران نشان داده اند كه شرايط بيولوژيكي و شيوه ي زندگي ، از عوامل  رواني – اجتماعي  علت ابتلاي بيشتر زنان به اين بيماريست . از اين رو اشاره به دو نكته حائز اهميت است :

1- هر فردي به دليل خاص خود ، ‌به اين بيماري مبتلا مي شود و حتي دو نفر از مبتلايان به دلايل مشابه ، دچار افسردگي نشده اند .

2 ـ علائم افسردگي در بيشتر مواقع بروز مي كند ،  ولي زماني كه شخص ، عزيزي را از دست مي دهد ، ‌احساس اندوه ، نااميدي و كاهش توانايي هاي روزمره ، علائمي عادي به نظر مي رسند.

همانطور كه ذكر شد ، زندگي مملو از فشارهاي رواني ، كار زياد و خسته كننده ، بيكاري دراز مدت ، در گيري ها و مشكلات خانوادگي و مالي ، تحريك پذيري فرد را افزايش خواهد داد . از آنجا كه ميزان تحمل فرد محدود است ، تا نقطه اي خاص مي تواند تحريك شده و تجربه هاي مطلوب را پشت سر بگذارد. اما زماني كه تحريك احساسات ادامه پيدا كند ،‌ ممكن است فرد نتواند مانند روزها يا ماه هاي قبل زندگي كند و به كار و فعاليت ادامه دهد ؛  لذا حالتي گذرا پديد خواهد آمد كه گاه به يك بيماري جديد تبديل خواهد شد .

 

انواع افسردگي و علائم آن

افسردگي دو نوع است ،‌ يك قطبي و دو قطبي . در نوع دوم ( دو قطبي ) علاوه بر احساس غم و اندوه ، با علائمي چون پرحرفي ، فعاليت زياد و تحريك پذيري نيز رو به رو خواهيم بود . زنان كمتر از مردان به نوع دوم ( دو قطبي)  افسردگي مبتلا مي شوند . علائم افسردگي عبارتند از :

1 - اندوه ، اضطراب ، احساس پوچي و بي ارزشي .

2 - كاهش سطح هيجانات.

3 - تحريك پذيري ، گريه ي زياد ، بي قراري.

4 - احساس گناه ، نااميدي ، ‌منفي گرايي.

5 - پُرخوابي ، كم خوابي و بيدار شدن زود هنگام.

6 - اشتهاي زياد ،‌ كاهش وزن ، پُرخوري ، كاهش اشتها.

7 -  کاهش توان و انرژي فرد ، كم شدن احساسات.

8 -  تفکر در باره ي مرگ و حتي خودكشي.

9 - دشواري در به ياد آوردن ، تمركز پيدا كردن و تصميم گرفتن.

10 - علائم فيزيكي ماندگار كه به درمان پاسخ نمي دهند ،‌مانند سردرد ، دردهاي مزمن و اختلالات گوارشي.

 

بررسي علت هاي افسردگي

عوامل متعددي چون ارث ، محيط ، شخصيت فرد و اجتماع در بروز افسردگي دخالت دارند .

 

الف ) ارث

امكان بروز افسردگي در فردي كه سابقه ابتلاي به اين بيماري را در خانواده خود  داشته ، زياد است ( به ويژه نوع دو قطبي ) با توجه به اينکه افرادي كه سابقه ژنتيكي ندارند نيز ممكن است به اين بيماري دچار شوند .

 

ب ) محيط

عوامل ايجاد كننده ي فشار رواني در زندگي همه ي ما وجود دارد كه از جمله ي  آنها مي توان به از دست دادن عضوي از خانواده و دارايي ، اشكال در برقرار كردن ارتباط با اطرافيان ، مشكلات مالي و تغيير چشمگير در شيوه و سبك زندگي اشاره کرد که اين ها از جمله عوامل مهم تلقي مي شوند. به علاوه ، اعتياد در3/1 موارد منجر به بيماري افسردگي خواهد شد .

 

ج ) عامل هاي رواني – اجتماعي

يك انسان منفي باف ، از اعتماد به نفس پائيني برخوردار است و نمي تواند وقايع زندگي خود را در دست بگيرد . ديدگاه و نگرش منفي سبب مي شود كه اثر عوامل استرس زا بيشتر شده  و تندرستي فرد به خطر بيفتد . پژوهشگران معتقدند كه منفي بافي در كودكي شكل گرفته و پرورش دختران به شيوه هاي سنتي سبب بروز اين گونه تفكر و ديدگاه خواهد شد .

 

علائم افسردگي

1-     شكايات مختلف جسمي و دردهاي پراكنده

2- احساس خستگي دائم

3-     سوء هاضمه و يبوست

4- اختلالات قاعدگي و جنسي

5- عدم احساس شادي و نشاط

6-      لذت نبردن از زندگي

7-     زودرنجي

8- از دست دادن توانايي انجام کارهاي روزمره

9-     كم خوابي و كم اشتهايي و گاهي برعكس

10- از دست دادن قدرت تصميم گيري

11- احساس بي ارزشي و بي كفايتي

12- اشتغالات ذهني دائمي درباره مرگ

13- اقدام به خودكشي

 

علل پيدايش افسردگی:

1-عوامل زيستي

2-رواني اجتماعي

3-زمينه ژنتيكي

4- از دست دادن افراد مهم زندگي در دوران کودکي

5- كم كاري غده تيروئيد

6-طلاق

7-مرگ همسر ، فرزندان يا نزديكان

 

درمان افسردگی

با وجود همه دانستني ها درباره افسردگي ، بايد دانست كه اين بيماري قابل درمان است و حتي شديدترين نوع آن نيز به درمان پاسخ خواهد داد . در واقع ، بخشي از نااميدي ناشي از افسردگي سبب مي شود كه فرد درمان پذير بودن بيماري را باور نكند . لازم است كه اطلاعات كافي درباره تأثير مثبت راه هاي درماني جديد در اختيار مبتلايان گذاشته شود تا درمان را زودتر شروع كنند .

اگر چه راه هاي درماني متعدد هرگز نمي توانند در حد قابل توجهي ، توان فرد را براي مقابله با دشواري ها و دست و پنجه نرم كردن با مشكلات و ناملايمات افزايش دهند و به او كمك كنند كه از زندگي خود لذت ببرند .

نخستين گام، ‌آزمايش هاي تشخيصي و گام بعدي ارزيابي روانشناسي است . درمان دارويي رايج ترين شيوه درماني است . درمان گياهي ، روان درماني نيز از جمله  راه هاي درماني هستند .

 

روشهای درمانی

درمان هاي رايج در افسردگي به دو گروه عمده تقسيم مي شوند :

1- درمان هاي غير دارويي مانند : روان درماني و رفتار درماني

2- درمان هاي داروئي و جسمي از قبيل داروهاي ضد افسردگي و الكتروشوك كه بيمار در شرايط حاد ، بايد حتماً در بيمارستان بستري شود .

در موارد خفيف يا واكنشي ، نيازي به تجويز دارو نيست و روان درماني ، افزايش ارتباطات اجتماعي و حمايت اجتماعي كافي است . بيمار افسرده را بايد تشويق كرد تا در زندگي نقطه اميد و اتكا پيدا كند . مانند : اعتقادات مذهبي ، تشكيل خانواده و غيره ؛ خانواده نيز بايد از زدن برچسب تنبلي و سركشي به بيمار جداً  خودداري كنند .

خوشبختانه امروزه درمانهاي داروئي بسيار مؤثر و كم عارضه اي براي درمان افسردگي وجود دارد ، البته تشخيص بيماري ، ‌انتخاب نوع دارو و مدت درمان بر عهده پزشك معالج مي باشد .

در طول مدت درمان ، بيمار و خانواده او بايد همكاري كامل در مصرف دارو داشته و از قطع زود هنگام دارو خودداري نمايند .

بايد دانست كه داروهاي ضد افسردگي ،‌ اعتيادآور نيستند و عوارض چنداني نيز ندارند . مصرف به موقع دارو به مقدار لازم و مدت كافي ، مي تواند بسياري از بيماران را نجات دهد .

لازم به يادآوري است كه داروهاي ضد افسردگي بايد به مدت طولاني ( چند ماهه ) و تحت نظر پزشك مصرف شوند تا اثرات مطلوب خود را نشان دهد .

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 21:12  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

مثلث برمودا
مثلث برمودا محلی است وهم‌انگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و دریا ناپدید شده‌اند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پاره‌ای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد.

 

موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.


وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد.


این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.

 

منطقه وحشت

همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.

 

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.


این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.


در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ... در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

 

علل واقعه

علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:
جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.

 

علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.


یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.


ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.

 

داستانی عجیب

حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.

 

آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل می‌کنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟

آیا آنها می‌توانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟

 

گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.


شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.
اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.

آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟

آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟

و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.

 

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 17:27  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

آخر الزمان

 

آخر الزمان اصطلاحی است که در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا دیده میشود و در دین‌های ابراهیمی‌ از اهمیت و برجستگی ویژه‌ای برخوردار است. عقاید آخر الزمان بخشی از مجموعه عقایدی است که به پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر مربوط می‌شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگوئی کرده‌اند.

در آیین اسلام :

در قرآن گفتار صریحی درباره آخرزمان نیست و این اصطلاحی است که در احادیث و مولفات مسلمانان به چشم می‌خورد. در فرهنگ عامه مسلمانان بخصوص شیعه، اصطلاح آخر الزمان حکایت از عصری می‌کند که مهدی موعود در آن ظهور کند و تحولات ویژه ای در جهان رخ دهد.

در دین یهود :

تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان وپیوستن آن به قیامت کبری در دین یهود از سده‌های دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده، پیش از این زمان بنی اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند می‌دانستند، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند. در دوره‌های بعد از حکومت داوود و سلیمان که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی می‌رفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد.

 

در دین مسیح :

نظریاتی که درباره آخر الزمان در چهار انجیل آمده است یکسان نیست. ولی به طور کلی وقوع آخر الزمان به صورت‌های زیر بیان شده است :

1-الیاس باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند.

2- بعد از مرگ مسیح و رستاخیز و صعود او، در هنگام رجعت او این واقعه محقق می‌گردد.

3-رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهائی، ناگهانی است وهیچ علامتی ندارد.

4- حوادثی پیش از رجعت مسیح در جهان روی میدهد که از آن جمله جنگ‌ها و بلاهالی سخت و زلزله است.

 

در آیین زرتشت:

در گاهان (گاثها) که سروده‌های خود زرتشت است و در آنها می‌توان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده است، اما چنین می‌نماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده می‌آید و راه نجات را می‌یابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر میخوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار می‌آید.

 

آخرالزمان در دیدگاه مسلمانان دوره نبوت پیامبر اسلام تا ظهور امام زمان است و شیعیان بخصوص دوران غیبت کبری را آخرالزمان می‌خوانند

 

 

حوادث و علایم قبل و در زمان آخرالزمان

علمای مذهب شیعه معتقدند که مجموعه‌ای از اتفاقات نظیر حمله مغول که در احادیث پیش‌گویی شده است

که از میان این حوادث فقط پنج مورد به طور قطع با ظهور مهدی ارتباط دارد.

۱ - خروج سفيانى (بنا به اعتقاد شیعه: سفيانى، يكى از طاغوتهاى مقدّس مآب از نسل ابوسفيان است و در شام به دست سپاه مهدى شكست خورده و كشته مى شود).

۲ - كشته شدن سيّدِ حسنى (بنا به اعتقاد شیعه: جوان خوش صورت از آل امام حسن با سپاهش به حمايت از امام مهدی برمى خيزد و سرانجام، کشته می‌شود).

۳ - اختلاف بنى عبّاس در رياست دنيا.

۴ - گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان .

۵ - گرفتن ماه در آخر آن ماه، برخلاف عادت (و نظم فلكى).

۶ - فرو رفتن زمين بيداء (زمين بين مكّه و مدينه).

۷ - فرو رفتن زمين در نقطه اى از مشرق و مغرب .

۸ - توقّف خورشيد، هنگام اوّل ظهر تا وسط وقت عصر.

۹ - طلوع خورشيد از مغرب .

۱۰ - كشتن « نفس زكيّه » در پشت كوفه همراه هفتاد نفر از یارانش .

۱۱ - سر بريدن يك مرد هاشمى بين حجرالاسود و مقام ابراهيم .

۱۲ - ويران شدن ديوار مسجد كوفه .

۱۳ - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى سياه از جانب خراسان .

۱۴ - خروج يمانى (بنا به اعتقاد شیعه: يمانى از مردان نيك و طرفدار امام زمان است ) كه به حمايت از مهدی ، با سپاه خود برمى خيزد.

۱۵ - ظهور مغربى در مصر و حكومت او بر مردم شام .

۱۶ - فرود تركها به جزيره .

۱۷ - ورود روميان به رمله .

۱۸ - طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق كه همچون ماه مى درخشد سپس دو جانب آن خم گردد كه نزديك شود كه آن دو جانب به همديگر متّصل شوند.

۱۹ - پديد آمدن سرخى در آسمان كه در فضا پراكنده گردد.

۲۰ - آتشى در طول مشرق، آشكار شود و سه روز يا هفت روز در آسمانى باقى بماند.

۲۱ - آزادی عرب از اسارت خود را و حكومت عرب بر شهرها و كشورها.

۲۲ - بيرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم .

۲۳ - كشتن امير مصر، توسّط مردم مصر.

۲۴ - خراب شدن شام .

۲۵ - كشمكش سه گروه در شام.

۲۶ - ورود دو گروه قيس و عرب به كشور مصر.

۲۷ - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى قبيله « كنده » در خراسان .

۲۸ - آمدن اسبهايى از جانب مغرب، تا اينكه در كنار حيره (نزديك كوفه ) بسته شوند.

۲۹ - برافراشته شدن پرچمهاى سياه از جانب مشرق به سوى حيره .

۳۰ - طغيان آب فرات، به طورى كه سرازير كوچه هاى كوفه گردد.

۳۱ - خروج شصت دروغگو كه همه آنان ادّعاى نبوت مى كنند.

۳۲ - خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب كه همه آنان ادّعاى امامت براى خود دارند.

۳۳ - سوزاندن مردى بلند مقام از شيعيان بنى عبّاس بين سرزمين جلولاء (واقع در هفت فرسخى خانقين) و سرزمين خانقين .

۳۴ - بستن پلى نزديك محله كرخ بغداد.

۳۵ - برخاستن باد سياهى در بغداد، در آغاز روز.

۳۶ - زلزله شديد در بغداد.

۳۷ - فرو رفتن بيشتر شهر بغداد در زمين بر اثر زلزله .

۳۸ - ترس عمومى كه عراق و بغداد را فراگيرد.

۳۹ - مرگهاى سريع و عمومى در بغداد.

۴۰ - كم شدن اموال و انسانها و محصول كشاورزى .

۴۱ - پيدايش ملخ در فصل خود و در غير فصل خود تا آنجا كه زراعتها و غلاّت را از بين ببرد.

۴۲ - كم شدن غلاّت و محصولات گياهى .

۴۳ - اختلاف و كشمكش در ميان دو صنف از عجم و خونريزى بسيار بين آنان .

۴۴ - بيرون آمدن بردگان از زير فرمان اربابان و كشتن اربابان .

۴۵ - مسخ شدن جمعى از بدعتگذاران، به صورت ميمون و خوك .

۴۶ - پيروزى بردگان بر شهرهاى اربابان .

۴۷ - نداى (غيرعادى ) از آسمان بر همه جهان به طورى كه هركسى در هر زبانى باشد آن ندا را به زبان خودش مى شنود.

۴۸ - پيدايش صورت و سينه انسان در قرص خورشيد.

۴۹ - مردگانى زنده از قبرها بيرون آيند و به دنيا بازگردند و به ديد و بازديد با همديگر بپردازند.

۵۰ - در پايان همه، ۲۴ بار، باران پى در پى مى آيد و زمين خشك را پس از مرگش، زنده و سبز و خرّم مى كند و به دنبال آن بركتهاى زمين بروز مى نمايد و در دسترس قرار مى گيرد.

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 17:18  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

آیا تا بحال نام اکستاسی را شنیده اید؟ آیا تا به حال در میهمانیهائی موسوم به اکس پارتی شرکت کرده اید؟ احتمالاً در بین دوستان شما کسانی هستند که اسم این ماده را شنیده اند یا آنرا مصرف کرده اند ؟! اکستاسی در قالب قرص های شادی بخش به طاعون خفتۀ عصر ما تبدیل می شود.
ایدۀ ابتدائی نوشتار این مطالب نگرانی جمعی از دانشجویان پزشکی است که با توجه به شیوع مصرف این ماده در بین جوانان بر آن شدند تا تحقیقی جامع در این زمینه از بررسی عوارض مصرف تا بررسی میزان مصرف انجام دهند. آنچه در این نوشتار مشاهده می کنید نتیجۀ تحقیقات این جمع است که به منظور اطلاع رسانی عمومی خدمتتان عرضه می شود.

● آیا می دانید در صورت دستگیری فرد مصرف کننده یا توزیع کننده قرصهای اکس این فرد به دادگاه انقلاب ارجاع می شود و در این موارد حکم تعزیری صادر می شود ؟

اکستاسی چیست ؟
تركيب
MDMA یا 3 و 4 متيلن دی اكسی مت امفتامين كه به نامهای اكستاسی، اكستازی، XTC ، E (ای) ،X (اکس) هم معروف است. در ايران به نام قرص شادی هم شناخته می‌شود. اين ماده در 1914 در آلمان به عنوان كم كننده اشتها مورد استفاده قرار گرفت كه به علت اثرات آن از رده مصرف خارج شد. در دهه 70 ميلادی اين دارو كاربرد مجدد يافت و در روان درمانی برای كمك به بيان احساسات بيماران استفاده شد كه در 1984 با اثبات اثرات آن روی مغز حیوانات آزمايشگاهی، از رده خارج شد. در 1985 در آمريكا، مصرف آن ممنوع اعلام شد. در سالهای اخير مصرف آن در آمريكا، در پارتی‌های شبانه موسوم به Raves به شدت افزايش يافته است كه باعث نگرانی دولت امريكا شده است. در دوره زمانی خاصی در اروپا، مصرف اين مواد انرژی زا و شادی‌بخش براي كاهش مصرف ساير مواد مخدر مثل هروئين تشويق شده است بطوری كه مصرف آن در اروپا در 1995 از 500 هزار قرص در سال به 30 ميليون قرص در دو سال بعد رسيده است.
2 درصد مردم امريكا حداقل يكبار اين تركيب را مصرف كرده‌اند. حداقل یازده و هفت دهم درصد دانش‌اموزان كلاس آخر دبيرستان در آمريكا يكبار “اكس” مصرف كرده‌اند مصرف اين قرصها در ايران به خصوص در يكسال اخير در پارتی‌های شبانه به شدت افزايش يافته است. جوانان تحصيل كرده و مرفه مصرفكنندگان اصلی اين داروها هستند. لازم است عموم مردم و پزشكان با اثرات سوء مصرف اين دارو آشنا شوند. ميزان مراجعه به اورژانس‌ها در امريكا در اثر سوء مصرف اين دارو به شدت افزايش يافته است. (از 1143 مورد در 1998 به 4511 مورد در سال 2000)
همچنانكه ذكر خواهد شد مشكل اصلی در مصرف اين مواد عوارض مزمن آن می‌باشد. عوارض حاد مصرف بيشتر در مرتبه اول مصرف و در صورت تداخل با بعضی داروهای ضدافسردگی پيش می‌آيد.

ترکیب شیمیائی
3 , 4
MethylendioxyMethAmphetamine یا N, Alpha, DiMethyl 1,3 Benzodiazoxide 5 Ethamine با فرمول C11H15N2O که بنامهای MDMA یا اکستاسی معروف است.

 

اشکال رایج داروئی
دارو در امريكا بصورت قرصهای خوراكی و جويدنی، كپسول و مواد تدخينی و تزريقی موجود است. قيمت هر قرص بين 10 تا 30 دلار است در ايران قيمت قرص بين 4 تا 20 هزار تومان (متوسط 10 هزار تومان) است كه با ماركهای مرسدس بنز و ميستوبيشی، $ ،
KO ، صليب، موجود است و به علت قابليت ساخت آن كه براحتی انجام می‌شود در لابراتورهای داخلی هم ساخته می‌شود كه خطر وجود مواد اضافی در آن و عوارض آن است. هر قرص خوراكی حاوی 80 تا 160 میلیگرم MDMA است. پس از بلعيدن اثرات قرص پس از 20 تا 90 دقيقه بعد ظاهر شده و حدود 2 تا 3 ساعت اثرات آن در يك حد حفظ شده و بعد افت می کند و از 3 تا 24 ساعت اثرات آن باقیست.

 

اپیدمیولوژی
میزان مصرف این قرص‌ها در آمریكا به شدت میان جوانان و نوجوانان در حال افزایش است طبق آخرین آمار تعداد كسانی كه برای حداقل یكبار از این ماده استفاده كرده‌اند بین دانش‌آموزان كلاس آخر دبیرستان در آمریکا از نه درصد به دوازده درصد افزایش یافته است.
دو درصد از کل حمعیت ایالات متحده حداقل یکبار اکستاسی مصرف کرده اند.

 

نحوۀ اثر در مغز
آمین‌های مغز
بویژه نوراپی نفرین و سرتونین نوروترانسیمترهای مسیرهایی هستند كه كارشان بروز خلق است. با توجه به فرضیه آمینی، كاهش عملكرد این آمین‌ها باعث افسردگی خواهد شد و افزایش فعالیت‌ آنها باعث بالا رفتن خلق می‌شود.
MDMA از طرقی كه ذكر خواهد شد باعث افزایش خلق و احساس نشاط می‌شود.

فرضیه تاثیر
MDMA (اکستاسی) بر مغز:
1 - افزایش آزادسازی سروتونین در سیناپس‌های مغزی
2 - بلوك بازجذب سروتونین
3 - افت میزان سروتونین مغز
4 - اثرات غیرمستقیم بر میزان دوپاین مغز

سلول مغزی طبیعی

سلول مغزی تحت تاثیر اکستاسی

 

عوارض پس از مصرف اكستاسی:

●● اثرات مثبت:
● افزايش شديد احساس خوب بودن در فرد
● افزايش انرژی در فرد
● احساس تمايل برای ارتباط با ديگران و احساس تعلق و نزديكی به ديگران
● احساس عشق و سرخوشي
● دست و دلبازی
● افزايش هوشياری و درك موسيقی
● افزايش حسهای بویايی و چشايی
● احساس تجربيات و حالات روحی جديد در زندگی
● احساس روشنايی
● تمايل براي آغوش گرفتن و بوسيدن ديگران
● به علت افزايش انرژی در افراد مصرف كنندگان تمايل برای فعاليت شديد و رقصهای طولانی دارند.
● يك تجربه: الكساندر شوگيلين بيوشيميت آمريكايی كه برای اولين بار روی عوارض اين دارو كار می‌كرد پس از يكبار مصرف اكستاسی مينويسد كوهی كه نزديك منزلم بود و هر روز آنرا می‌ديدم پس از مصرف اكستاسی طوری به نظرم می‌آمد كه دوست داشتم ساعتها آنرا تماشا كنم؟!

●● اثرات منفی:
● كاهش اشتها
● تغييرات بينايی
● گشاد شدن مردمكها (ميدرياز) افراد مصرف كننده در محل‌های مصرف مثل پارتی‌ها با وجود كم بودن نور مجبور به استفاده از عینكهای آفتابی در شب هستند كه علت آن تحريك‌پذيری با نور است.
● حركات غيرطبيعی چشم (نيستاگموس)
● توهم بينايی (هالوسيناسيون)
● افزايش ضربان قلب و فشار خون (تاكی‌كاردی و هيپرتانسيون)
● تغيير در نظم حفظ دمای بدن
● فك زدنهای طولانی (افراد مصرف كننده برای جلوگیری از حالت قفل شدن فك مجبور به مصرف آدامس هستند، تا ساعتها پس از مصرف این حالت فك زدنهای غير طبيعی موجود است).
● لرزيدن، عصبی شدن، عدم تمایل برای استراحت
● تمايل شديد برای مصرف مجدد اين ماده پس از افت تاثير اوليه

●● اثرات منفی شديد:
● اثرات شديد احساسی، اختلال خواب، كابوسهای شبانه حملات ناگهانی اضطراب (Panic Attack)، ديوانگي (Psychosis)
● انقباض شديد فك و پارگی زبان در اثر فك زدنهای طولانی (Trisma){در صورت بروز این حالت باید از آمپول دیازپام و یا قرصهای خوراکی آن استفاده کرد.
● عدم تمركز، فراموشی، اختلال در يادگيری (Confusion)
● افزايش دمای بدن و كاهش آب بدن (در پارتی‌هايی كه اين دارو مصرف می‌شود افراد مجبور به مصرف آب فراوان و مكرر هستند و اين مساله خطرات خاص خود را به دنبال دارد).
● اختلال در مكانيسم نعوظ و نرسيدن به اوج لذت جنسی (ارگاسم)
● تهوع و استفراغ
● كاهش سديم خون در اثر مصرف زياد مايعات (هيپوناترمی)
● سردرد و سرگيجه و تشنج
● آنمی آپلاستیک (سرکوب شدید خونسازی مغز استخوان)
● افت شديد خلق در روزهای پس از مصرف
● خستگی و افسردگی شديد تا يك هفته پس از مصرف
● احتمال اعتياد جسمی كم است ولی احتمال اعتياد روانی بسيار زياد است.
● احتمال سميت كبدی
● صدمه به اعصاب مغزی
● بزرگ شدن پستان در آقايان (ژنيكوماستی)
● احتباس ادراری (Retension)
● تخریب عضلات مخطط (رابدومیولیز) که در نتیجۀ افزایش دمای بدن رخ می دهد و می تواند بعلت رسوب مواد حاصل از این تخریب در کلیه باعث آسیب به این ارگان شود.
● ميزان بروز مرگ در اثر مصرف اكستاسی 2 در 100000 مصرف كننده است.
●● دختران جوان بعلت اثرات هورمونهای جنسی زنانه، در صورت مصرف اكستاسی در معرض خطر بيشتری برای ابتلا به افت سديم خون و بدنبال آن تشنج هستند. (ميزان بروز SIADH در ارتباط با استروژن خون افزايش می‌يابد).

●● موارد منع مصرف:
با توجه به اثرات اكستاسی در افزايش فشار خون و تعداد نبض و با توجه به اينكه گروهی از مردم پاسخ و واكنش بيشتری نسبت به اين ماده نشان می‌دهند افراد با سابقه فشار خون بالا، مشكلات قلبی (اختلالات ضربان قلب و
) يا افراد با سابقه سكته قلبی نبايد از اين ماده استفاده كنند. افراد با سابقه مشكل كبدی و كليوی نيز منع مصرف قطعی دارند.
كسانی كه از داروهای ضد افسردگی مثل فنلزين، ترانيل سيپرومين و ضد افسردگی‌هايی مثل پروزاك و زولوفت (
Zoloft) هم استفاده می‌كنند به هيچ‌وجه نبايد از اكستاسی استفاده كننده موارد مرگ ناشی از مصرف همزمان اين داروها با اكستاسی گزارش شده است.
علائم مسموميت با اكستاسی (مربوط به بالا رفتن بيش از حد غلظت دارو در خون) به شكل افزايش شديد ضربان قلب، فشارخون، خستگی، گرفتگی عضلانی یا حملات حاد ترس (
Panic Attack) می‌باشد. در صورت بروز علائم فوق شخص بايد فعاليت را كنار گذاشته، بنشيند و مايعات (آب و آب ميوه) به ميزان كافی مصرف كند. در صورت بروز علائم مثل تشنج، كاهش سطح هوشياری و هرچه سريعتر به مراكز درمانی مراجعه شود. در صورت مصرف همزمان قرص‌های اكستاسی با الكل عوارض ناشی از دهيدراتاسيون و كاهش آب بدن تشديد می‌‌شود و در عين حال عوارض اكستاسی بر خلق كاهش می‌يابد

●● نتایج آخرین تحقیقات:
در يك بررسی انجام شده یا كمك اسكن(
PET (Positron Emission Tomography كه روی 2 گروه 14 نفری از مصرف كنندگان اكستاسی (حداقل 3 هفته مصرف) كه هيچ داروي روان‌گردان دیگري مصرف نكرده‌اند و 15 نفر كه هيچ دارويی مصرف نمی‌كنند نشان داده شد كه ميزان سروتونين در مغز بشدت كاهش يافته است و سلولهای عصبی حاوی سروتونين آسيب ديده‌اند. لازم به ذكر است كه افراد مورد مطالعه از لحاظ سن و تعداد زن و مرد مشابه بوده‌اند.

 

  

توضيح شكل:شكل بالا نشان دهنده اسكن مغز يك فرد عادی است كه اكستاسی مصرف نمی‌كند ولی اسكن پائين مربوط به مغز يك فرد مصرف كننده اكستاسی است. نقاط سياه رنگ در عكس پائين نشان دهنده آسيب مغزی ناشی از مصرف مزمن اكستاسی است.

●● در مقاله ای که در مجله نوروساینس در 15 ژوئن 1999 به چاپ رسید، نتایج یك تحقیق بر روی میمونها به چاپ رسید. در بررسی این میمونها كه برای مدت 4 روز و روزی 2 بار قرص Ecstasy محلول در مایعی را مصرف كرده بودند و میمونهای كه فقط همین مایع را استفاده كرده بودند و پس از 7 سال كالبد شكافی شده بودند مشاهده شد كه تغییراتی در سلولهای سروتونینی مغز ایجاد شده است كه در لوب فرونتال و نواحی مربوط به فكر كردن، ناحیه هیپوكامپ و نقاط عمقی مغز مربوط به حافظه بوده است. پس مشاهده می‌شود كه مصرف اكستاسی در دراز مدت باعث ایجاد اختلال در قوه تفكر و حافظه و قابلیت یادگیری در فرد می‌شود. در تحقیقی دیگر مشاهده شد كه پس از مصرف دارو، میزان سروتونین در مغز به میزان بیست تا شصت درصد كاهش می‌یابد و مشاهده شد كه اثرات مخرب مغزی غیرقابل بازگشت است و تغییراتی در نورونهای دوپامینرژیك مشاهده شد.

درمان
برای درمان اعتياد به اين ماده به روان درمانی و كار سخت گروهی نياز است. هيچ پادزهر (آنتی‌دوتی) برای مسموميت با اكستاسی وجود ندارد. در صورت بروز علائمی مثل تب شديد، تشنج و تغييرات ضربان قلب (تاكی‌ آريتمی)، درمان علامتی است. از تركيبات ضد افسردگی و آنتی‌سايكوتيك برای درمان عوارض در روزهای پس از مصرف استفاده می‌شود.

حشیش

حشيش چيست؟
تركيب سبز، قهوه‌اي يا خاكستري مشتق از برگ، دانه، ريشه و گل گياه شاهدانه است كه بنام‌هاي حشيش، ماري جوانا، علف (
grass) ، علف هرز(weed)، مري جين (Mary Jane)، جام (و Pot، بنگ، گانجا، شاهدانه و... )هم معروف است. اين ماده رايج‌ترين ماده غيرقانوني مورد مصرف در جهان سال است. از هزاران سال پيش مي‌دانستند كه حشيش اثرات نشئه‌آور دارد. هردوت مورخ يوناني (قرن پنجم قبل از ميلاد) قبيلة چادرنشيني را توصيف كرده است كه دانه‌هاي شاهدانه را روي منقل سرخ كرده و با سردادن هلهله شادي از چادر خارج مي‌شدند. حشيش نام مختصر بوته شاهدانه است تمام اجزاء اين گياه خاصيت روانگردان دارد كه از بين آنها -Δ 9 - تترا هيدروكانابينول (THC -9 Δ -) فراوانتر از همه است. قوي‌ترين انواع حشيش از سرشاخه‌هاي گلدار گياه يا از ترشح رزيني قهوه‌اي مايل به سياه خشك شده برگه‌هاي آن كه hash يا hashish ناميده مي‌شود بدست مي‌آيد. بوته شاهدانه را معمولاً مي‌برند، خشك مي‌كنند و خرد كرده و داخل سيگار (كه معمولاً سيگاري يا joint ناميده مي‌شود) ريخته و آن را دود مي‌كنند. در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم اثرات ضد درد، ضد تشنج و خواب آور حشيش شناسايي شده بود. در دهه چهارم قرن بيستم اين ماده جزو سيستم دارويي آمريكا بحساب مي‌آمد. بيش از 400 ماده شيميايي در گياه حشيش وجود دارد كه 60درصد آنها از لحاظ شيميايي با ΔTHC9- در ارتباط است.

حشيش چگونه مصرف مي‌شود؟
حشيش بصورت سيگار تدخين مي‌شود كه به آن سيگاري،
joint و ناخن (nail) هم مي‌گويند. با تدخين حشيش اثرات نشنة آور آن ظرف چند دقيقه ظاهر شده و حدود 30 دقيقه بعد به اوج مي‌رسد و 2 تا 4 ساعت دوام مي‌يابد. برخي اثرات حركتي و شناختي 5 تا 12 ساعت طول مي‌كشد.

ميزان مصرف چقدر است؟
يك پنجم دانش‌آموزان كلاس دهم در آمريكا و يك چهارم دانش‌آموزان كلاس آخر دبيرستان در اين كشور مصرف كنندگان اخير اين ماده هستند يعني در يك ماه قبل حداقل يكبار اين ماده را مصرف كرده‌اند.

از سال 1992 مصرف حشيش در بين نوجوانان و جوانان آمريكايي دو برابر شده است. در سال 1995 تقريباً 77درصد مصرف كنندگان داروهاي غيرقانوني، حشيش مصرف مي‌كرده‌اند.

علل زيادي بر گرايش جوانان به مصرف اين ماده نقش دارند، عده زيادي از جوانان بخاطر تاثير مصرف اين ماده توسط پدر، مادر، برادر و خواهران خود به اين ماده آن را مصرف مي‌كنند و عده‌اي علت گرايش خود به حشيش را تمايل خود براي فرار از مشكلات ذكر مي‌كنند.

عوارض حاصل از مصرف چيست؟
ميزان اثرات اين ماده بر افراد به فاكتورهاي زير بستگي دارد:

1- تجربيات قبلي فرد با مصرف اين دارو
2- ميزان ماده
THC در سيگار
3- انتظارات فرد از نحوه ايجاد عوارض
4- محل مصرف آن
5- همراهي مصرف حشيش با مصرف ساير مواد مثل الكل و ...

بعضي افراد ذكر مي‌كنند كه پس از تدخين حشيش (ماري جوانا) هيچ احساسي ندارند و بعضي احساس سبكي و سرخوشي مي‌كنند. بعضي افراد دچار افزايش اشتهاي شديد و تشنگي شديد مي‌شوند. در صورت مصرف ميزان زياد ماري‌جوانا، فرد مصرف كننده دچار اضطراب و افكار پارانوئيد مي‌شوند.

شايعترين اثرات پس از مصرف حشيش عبارتند از:
1- اتساع عروق خوني ملتحمه چشم (قرمزي چشم)
2- افزايش ضربان قلب (تاكي كاردي خفيف)
3- افت فشار خون وضعيتي در دوزهاي بالاي مصرف
4- افزايش اشتها كه اشتهاي گاوي ناميده مي‌شود.
5- خشكي دهان
6- حملات حاد اضطراب

عوارض كوتاه مدت مصرف:
1- اختلالات حافظه و يادگيري
2- اختلال در حواس بينائي، شنوايي و لامسه
مسموميت با حشيش اغلب حساسيت فرد مصرف كننده را نسبت به محرك‌هاي بيروني بالا مي‌برد و جزئيات تازه‌اي را آشكار مي‌كند. فرد رنگ‌ها را غني‌تر و عميق‌تر از گذشته حس مي‌كند.
3- اختلال درك زمان و مكان
4- اختلال در قدرت تجزيه و تحليل مغز
5- اختلال تعادل و مهارت‌هاي حركتي: بعلت اختلال در مهارت‌هاي حركتي، افراد مصرف كننده تا 12 ساعت پس از مصرف نبايد رانندگي كنند.
اختلال خواب و فعاليت جنسي كه از چند روز تا چند هفته پس از مصرف از بين مي‌رود.

عوارض بلند مدت مصرف:
1- آتروفي (تحليل) بافت مغزي
2- استعداد تشنج
3- آسيب ژنتيكي كه فرزندان فرد را مبتلا به ناهنجاريهاي مادرزادي مي‌كنند.
4- اختلال فعاليت ايمني بدن
5- تغيير غلظت هورمونهاي جنسي مردانه و زنانه (بي‌نظمي قاعدگي)
6- اختلالات اضطرابي- توهم- هذيان و ديوانگي
[در افراد با زمينه قبلي احتمالي رخداد آنها بيشتر است.
7- استعداد ابتلا به سرطان ريه كه بعلت وجود هيدروكربنهاي سرطان‌زا در دود سيگار مي‌باشد.
8- فقدان انگيزه در فرد براي استمرار كارهاي روزمره بطوريكه فرد مصرف كننده فاقد نيرو، بي‌حال و ظاهراً‌ تنبل است.
در افرادي كه حشيش مصرف مي‌كنند، استعداد اعتياد به ساير مواد روان‌گردان بيشتر است.

نشانه‌هاي ناشي از ترك:
وابستگي به حشيش رواني و غيرجسمي است. نشانه‌هاي ناشي از ترك در معتادين محدود به افزايش تحريك‌پذيري، بي‌قراري، بي‌خوابي، بي‌اشتهايي و تهوع خفيف است و همه اين نشانه‌ها هنگامي بروز مي‌كنند كه شخص بطور ناگهاني مصرف مقادير زياد حشيش را قطع كند.

درمان اعتياد:
شامل پرهيز از مصرف و حمايت رواني فرد مي‌باشد.از داروهاي ضد اضطراب و ضدافسردگي نيز استفاده مي‌شود.

كاربرد درمانی حشيش:در درمان بي‌اشتهايي افراد مبتلا به ايدز، تهوع شديد ناشي از درمان با داروهاي شيمي درماني و درمان ميگرن استفاده مي‌شود.

اهواز دانلود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 10:53  توسط محمد  |      [بالاي صفحه]

بمب کثیف